سياهىِ جهنّم
4 حدیث
رسول اللّه صلى الله عليه و آله: تَحسَبونَ أنَّ نارَ جَهَنَّمَ مِثلُ نارِكُم هذِهِ؟ هِيَ أشَدُّ سَوادا مِنَ القارِ، هِيَ جُزءٌ مِن بِضعَةٍ وسِتّينَ جُزءا مِنها، أو نَيِّفٍ وأربَعينَ جُزءا. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: مىپنداريد كه آتش جهنّم، همانند اين آتش شماست؟ [نه،]آتش جهنّم، از قير هم سياهتر است. اين آتش دنيا، جزئى است از شصت و اندى جزء آن، يا چهل و اندى جزء آن.
۱.البعث والنشور: ص 286 ح 501 عن أبي هريرة.
عنه صلى الله عليه و آله: اُوقِدَ عَلَى النّارِ ألفَ سَنَةٍ حَتَّى احمَرَّت، ثُمَّ اُوقِدَ عَلَيها ألفَ سَنَةٍ حَتَّى ابيَضَّت، ثُمَّ اُوقِدُ عَلَيها ألفَ سَنَةٍ حَتَّى اسوَدَّت، فَهِيَ سَوداءُ مُظلِمَةٌ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: هزار سال در آتش [جهنّم] دميده شد تا سرخ گرديد. سپس هزار سال ديگر در آن دميده شد تا سفيد گشت. سپس هزار سال در آن دميده شد تا سياه گرديد. بنا بر اين، آتش جهنّم سياه و تاريك است.
۱.سنن الترمذي: ج 4 ص 710 ح 2591، سنن ابن ماجة: ج 2 ص 1445 ح 4320 وزاد فيه «كالليل المظلم» وكلاهما عن أبي هريرة، المعجم الأوسط: ج 3 ص 90 ح 2583 عن عمر وزاد في آخره «لا يضيء شررها، ولا يطفأ لهبها»، شعب الإيمان: ج 1 ص 489 ح 799 عن أنس وزاد في آخره «لا يطفأ لهبها»، كنزالعمّال: ج 14 ص 522 ح 39483؛ تفسير القمّي: ج 2 ص 81 عن أبي بصير، روضة الواعظين: ص 556 كلاهما عن الإمام الصادق عليه السلام عن جبرئيل عليه السلام نحوه، بحارالأنوار: ج 8 ص 280 ح 1 وراجع: الدروع الواقية: ص 272.
عنه صلى الله عليه و آله: يُنشِئُ اللّهُ سَحابَةً لِأَهلِ النّارِ سَوداءَ مُظلِمَةً، فَيُقالُ: يا أهلَ النّارِ، أيَّ شَيءٍ تَطلُبونَ؟ فَيَذكُرونَ بِها سَحابَةَ الدُّنيا، فَيَقولونَ: يا رَبَّنَا الشَّرابُ! فَيُمطِرُهُم أغلالاً تَزيدُ في أغلالِهِم، وسَلاسِلَ تَزيدُ في سَلاسِلِهِم، وجَمرا تَلتَهِبُ عَلَيهِم. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: خداوند، ابر سياه تاريكى را براى اهل آتش پديد مىآورد و گفته مىشود: «اى اهل آتش! چه مىخواهيد؟».
دوزخيان با ديدن آن، به ياد ابرهاى دنيا مىافتند و مىگويند: پروردگارا! نوشيدنى!
پس خداوند بر آنان كُند و زنجيرهايى فرو مىبارانَد كه بر كُند و زنجيرهايشان مىافزايد، و اخگرهايى مىبارانَد كه بر آنان شعلهور مىشوند.
۱.المعجم الأوسط: ج 4 ص 247 ح 4103.
تفسير القميّ عن أبي بصير عن الإمام الصادق عليه السلام، قال: قُلتُ لَهُ: يَابنَ رَسولِ اللّهِ خَوِّفني؛ فَإِنَّ قَلبي قَد قَسا.
فَقالَ عليه السلام: يا أبا مُحَمَّدٍ، استَعِدَّ لِلحَياةِ الطَّويلَةِ؛ فَإِنَّ جَبرَئيلَ جاءَ إلى رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله وهُوَ قاطِبٌ وقَد كانَ قَبلَ ذلِكَ يَجيءُ وهُوَ مُبتَسِمٌ، فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: يا جَبرَئيلَ، جِئتَنِي اليَومَ قاطِباً؟ فَقالَ: يا مُحَمَّدُ، قَد وُضِعَت مَنافِخُ النّارِ. فَقالَ: وما مَنافِخُ النّارِ يا جَبرَئيلَ؟
فَقالَ: يا مُحَمَّدُ، إنَّ اللّهَ عز و جل أمَرَ بِالنّارِ فَنُفِخَ عَلَيها ألفَ عامٍ حَتَّى ابيَضَّت، ونُفِخَ عَلَيها ألفَ عامٍ حَتَّى احمَرَّت، ثُمَّ نُفِخَ عَلَيها ألفَ عامٍ حَتَّى
تفسير القمّى ـ به نقل از ابو بصير ـ : به امام صادق عليه السلام گفتم: اى پسر پيامبر خدا! در من خوف ايجاد كن كه دلم سخت گشته است.
فرمود: «اى ابو محمّد! براى زندگىِ طولانى آماده شو؛ چرا كه جبرئيل با چهرهاى گرفته، نزد پيامبر خدا صلى الله عليه و آله آمد، در حالى كه پيش از آن، تبسّمكنان مىآمد. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود: "اى جبرئيل! [چرا] امروز با چهرهاى گرفته، نزد من آمدهاى؟".
جبرئيل گفت: اى محمّد! دَمههاى آتش نصب شد.
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: "دمههاى آتش چيست، اى جبرئيل؟".
گفت: اى محمّد! به دستور خداوند عز و جل، هزار سال در آتش دميده شد تا سفيد گرديد، و هزار سال ديگر در آن دميده شد تا سرخ گشت. ديگر بار، هزار سال در آن دميده شد تا سياه گرديد. بنا بر
۱.تفسير القميّ: ج 2 ص 81، بحارالأنوار: ج 8 ص 280 ح 1.