گرزهاى جهنّم
4 حدیث
رسول اللّه صلى الله عليه و آله: لَو ضُرِبَ مِقمَعٌ مِن حَديدِ جَهَنَّمَ الجَبَلَ لَتَفَتَّتَ ـ كَما يُضرَبُ بِهِ أهلُ النّارِ ـ فَصارَ رَمادا. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: اگر يكى از گرزهاى آهنين جهنّم بر كوه كوبيده شود، از هم مىپاشد، چنان كه با آن بر اهل دوزخ كوبيده مىشود و خاكستر مىگردند.
۱.المستدرك على الصحيحين: ج 4 ص 644 ح 8777، مسند ابن حنبل: ج 4 ص 166 ح 11786، مسند أبي يعلى: ج 2 ص 130 ح 1372، الفردوس: ج 3 ص 367 ح 5116 كلّها عن أبي سعيد الخدري نحوه، كنزالعمّال: ج 14 ص 523 ح 39490؛ تنبيه الخواطر: ج 1 ص 301 عن أبي سعيد الخدري نحوه.
عنه صلى الله عليه و آله: لَو أنَّ مِقمَعا مِن حَديدٍ وُضِعَ فِي الأَرضِ، فَاجتَمَعُ لَهُ الثَّقَلانِ ما أقَلّوهُ مِنَ الأَرضِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: اگر يكى از گرزهاى آهنين [ـِ جهنّم] در زمين نهاده شود و جنّ و انس جمع شوند، نمىتوانند آن را از زمين بلند كنند.
۱.مسند ابن حنبل: ج 4 ص 58 ح 11233، المستدرك على الصحيحين: ج 4 ص 642 ح 8773، مسند أبي يعلى: ج 2 ص 134 ح 1384، البعث والنشور: ص 299 ح 537 كلّها عن أبي سعيد الخدري، كنزالعمّال: ج 14 ص 523 ح 39490؛ مجمع البيان: ج 7 ص 124 عن أبي سعيد الخدري، بحارالأنوار: ج 8 ص 252.
عنه صلى الله عليه و آله: وَالَّذي نَفسي بِيَدِهِ! لَو أنَّ مِقماعا واحِدا مِمّا ذَكَرَهُ اللّهُ في كِتابِهِ وُضِعَ عَلى جِبالِ الأَرضِ لَساخَت إلى أسفَلِ سَبعِ أرَضينَ، ولَما أطاقَتهُ، فَكَيفَ بِمَن يُقمَعُ بِهِ
يَومَ القِيامَةِ فِي النّارِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: سوگند به آن كه جانم در دست اوست، اگر يك گرز از گرزهايى كه خداوند در كتابش از آنها ياد كرده، بر كوههاى زمين نهاده شود، كوهها به قعر زمين هفتم فرو مىروند و آن را تحمّل نتوانند كرد، چه رسد به كسى كه در روز
قيامت، با آن گرزها در آتش بر او بكوبند.
۱.الدروع الواقية: ص 274 عن زيد بن عليّ عن أبيه عن جدّه عن الإمام عليّ عليهم السلام، بحارالأنوار: ج 8 ص 302 ح 61.
الإمام الصادق عليه السلام: مَرَّ سَلمانُ رضىاللهعنه عَلَى الحَدّادينَ بِالكوفَةِ، فَرَأى شابّا صَعِقَ وَالنّاسُ قَدِ اجتَمَعوا حَولَهُ، فَقالوا لَهُ: يا أبا عَبدِاللّهِ، هذَا الشابُّ قَد صُرِعَ، فَلَو قَرَأتَ في اُذُنِهِ. قالَ: فَدَنا مِنهُ سَلمانُ، فَلَمّا رَآهُ الشابُّ أفاقَ، وقالَ: يا أبا عَبدِاللّهِ؛ لَيسَ بي ما يَقولُ هؤُلاءِ القَومُ، ولكِنّي مَرَرتُ بِهؤُلاءِ الحَدّادينَ وهُم يَضرِبونَ بِالمِرزَباتِ، فَذَكَرتُ قَولَهُ تَعالى: «وَ لَهُم مَّقَامِعُ مِنْ حَدِيدٍ» ۱ فَذَهَبَ عَقلي خَوفا مِن عِقابِ اللّهِ تَعالى.
فَاتَّخَذَهُ سَلمانُ أخا، ودَخَلَ قَلبَهُ حَلاوَةُ مَحَبَّتِهِ فِي اللّهِ تَعالى، فَلَم يَزَل مَعَهُ حَتّى مَرِضَ الشابُّ، فَجاءَهُ سَلمانُ فَجَلَسَ عِندَ رَأسِهِ وهُوَ
امام صادق عليه السلام: سلمان رضىاللهعنه در كوفه از بازار آهنگران، گذر كرد. جوانى را ديد كه از هوش رفته و مردم، پيرامون او گرد آمدهاند. به سلمان گفتند: اى ابو عبد اللّه! اين جوان غش كرده است. خوب است دعايى در گوش او بخوانى.
سلمان نزديك او رفت. چشم جوان كه به او افتاد، به هوش آمد و گفت: اى ابو عبد اللّه! من آن طور كه اين جماعت مىگويند، [صرعى] نيستم؛ بلكه چون گذرم بر اين آهنگران افتاد و ديدم كه با پتك مىكوبند، به ياد اين سخن خداوند متعال افتادم كه: «براى آنان گُرزهايى آهنين است» . پس، از ترس كيفر خداى متعال، هوش از سرم رفت.
پس از آن، سلمان، او را به برادرى گرفت و شيرينىِ عشق او به خداوند متعال، در دل سلمان افتاد و هميشه با او بود، تا اين كه آن جوان بيمار شد. سلمان نزد او آمد و او