حدیث دربارهقاتل امير مؤمنان عليه السلام
الإمام الرّضا عن آبائه عن الإمام عليّ عليهم السلام : إِنَّ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله خَطَبَنا ذاتَ يَومٍ فَقالَ: أَيُّها النّاسُ إِنَّهُ قَد أَقبَلَ إِلَيكُم شَهرُ اللّهِ. فَقُمتُ فَقُلتُ: يا رَسولَ اللّهِ ما أَفضَلُ الأَعمالِ في هذا الشَّهرِ؟ فَقالَ: يا أَبَا الحَسَنِ، أَفضَلُ الأَعمالِ في هذا الشَّهرِ الوَرَعُ عَن مَحارِمِ اللّهِ عز و جل، ثُمَّ بَكى. فَقُلتُ: يا رَسولَ اللّهِ! ما يُبكيكَ؟
فَقالَ: يا عَلِيُّ، أبكي لِما يُستَحَلُّ مِنكَ في هذا الشَّهرِ، كَأَنّي بِكَ وأَنتَ تُصَلّي لِرَبِّكَ وَقَد انبَعَثَ أَشقى الأَوَّلينَ وَالآخِرينَ، شَقيقُ عاقِرِ ناقَةِ ثَمودَ، فَضَرَبَكَ ضَربَةً عَلى قَرنِكَ فَخَضَبَ مِنها لِحيَتَكَ.
قالَ أميرُ المُؤمِنينَ عليه السلام: فَقُلتُ: يا رَسولَ اللّهِ، وذلِكَ في سَلامَةٍ مِن ديني؟ فَقالَ صلى الله عليه و آله: في سَلامَةٍ مِن دينِكَ. ثُمَّ قالَ صلى الله عليه و آله: يا عَلِيُّ! مَن قَتَلَكَ فَقَد قَتَلَني، وَمَن أَبغَضَكَ فَقَد أَبغَضَني، وَمَن سَبَّكَ فَقَد سَبَّني. ۱
امام رضا عليه السلام ـ به نقل از پدرانش، از امام على عليه السلام ـ : روزى پيامبر خدا صلى الله عليه و آله براى ما خطبه خواند و فرمود: «اى مردم! ماه خدا به شما روى آورده است.». من برخاستم و گفتم: اى پيامبر خدا! برترين اعمال در اين ماه چيست؟
فرمود: «اى ابو الحسن! برترين اعمال در اين ماه، خوددارى از حرامهاى خداوند عز و جل است و سپس گريست.
گفتم: چرا گريه مىكنيد، اى پيامبر خدا؟
فرمود: «اى على! براى آن گريه مىكنم كه در اين ماه، ريختن خون تو روا شمرده مىشود. گويا تو را مىبينم كه در حال گزاردنِ نماز براى پروردگارت هستى و شقىترين انسان از آغاز تا پايان عالم، و لنگه پى كننده ناقه ثمود، بر فرق تو ضربت مىزند و محاسنت را از خون آن، رنگين مىسازد». من گفتم: اى پيامبر خدا! آيا آن هنگام در سلامت دينم هستم؟
فرمود: «در سلامت دينت هستى».
سپس پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود: «اى على! هر كس تو را بكشد، مرا كشته است و هر كس تو را دشمن بدارد، مرا دشمن داشته و هر كس به تو ناسزا گويد، به من ناسزا گفته است».
۱.. عيون أخبار الرضا عليه السلام: ج 1 ص 295، الإقبال: ج 1 ص 26 نقلاً عن الطّبري في بشارة المصطفى وكلاهما عن الحسن بن علي بن فضّال عن الإمام الرضا عن آبائه عليهم السلام، روضة الواعظين: ص 378، بحار الأنوار: ج 42 ص 190 ح 1؛ ينابيع المودّة: ج 1 ص 166 ح 5.