حدیث دربارهطعمة بن اُبيرق
الإمام الباقر عليه السلام ـ في قَضِيَّةِ بَشيرٍ الَّذي نَقَبَ عَلى عَمِّ قَتادَةَ بنِ النُّعمانِ طَعامَهُ وَسِلاحَهُ ـ : إِنَّ اُناسًا مِن رَهطِ بَشيرٍ الأَدنينَ قالوا: اِنطَلِقوا إِلى رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله، وَقالوا
نُكَلِّمُهُ في صاحِبِنا وَنُعذِرُهُ وَإِنَّ صاحِبَنا بَريءٌ، فَلَمّا أَنزَلَ اللّهُ: «يَستَخفُونَ مِنَ النَّاسِ وَلَا يَستَخفُونَ مِنَ اللَّهِ وَهُوَ مَعَهُم» إِلى قَولِهِ «وَكِيلاً» ۱ فَأَقبَلَت رَهطُ بَشيرٍ فَقالوا: يا بَشيرُ استَغفِرِ اللّهَ وَتُب إلَيهِ مِنَ الذَّنبِ، فَقالَ: وَالَّذي أَحلِفُ بِهِ ما سَرَقَها إلَّا لَبيدٌ فَنَزَلَت: «وَمَن يَكسِب خَطِيئةً أَو إِثمًا ثُمَّ يَرمِ بِهِ بَرِيئا فَقَدِ احتَمَلَ بُهتَـنًا وَإِثمًا مُّبِينًا» ۲ ثُمَّ إِنَّ بَشيرا كَفَرَ وَلَحِقَ بِمَكَّةَ، وَأَنزَلَ اللّهُ في النَّفَرِ الَّذينَ أَعذَرُوا بَشيرا وَأَتَوا النَّبِيَّ صلى الله عليه و آله لِيُعذِرُوهُ قَولَهُ: «وَلَولَا فَضلُ اللَّهِ عَلَيكَ وَرَحمَتُهُ لَهَمَّت طَّـائِفَةٌ مِّنهُم أَن يُضِلُّوكَ وَمَا يُضِلُّونَ إلَّا أَنفُسَهُم وَمَا يَضُرُّونَكَ مِن شَىءٍ وَأَنزَلَ اللَّهُ عَلَيكَ الكِتَـبَ وَالحِكمَةَ وَعَلَّمَكَ مَا لَم تَكُن تَعلَمُ وَكَانَ فَضلُ اللَّهِ عَلَيكَ عَظِيمًا» ۳ وَنَزَلَت في بَشيرٍ وَهُوَ بِمَكَّةَ: «وَمَن يُشَاقِقِ الرَّسُولَ مِن بَعدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُ الهُدَى وَيَتَّبِع غَيرَ سَبِيلِ المُؤمِنِينَ نُوَلِّهِ مَا تَوَلَّى وَنُصلِهِ جَهَنَّمَ وَسَاءَت مَصِيرًا» ۴. ۵
امام باقر عليه السلام ـ در ماجراى بشير كه به خانه عموى قَتادة بن نعمان دستبرد زد و خوراك و سلاح او را دزديد ـ : عدّهاى از نزديكان طايفه بشير گفتند: نزد پيامبر خدا صلى الله عليه و آله برويم و در باره اين 1. وليد بن عقبة بن ابى معيط ابان بن ابى ذكوان بن اميّة بن عبد شمس بن عبد مناف اموى، برادر مادرى عثمان بن عفّان است. مادر اين دو، اروى دختر كريز بن ربيعة بن حبيب بن عبد شمس است. كريز، كسى بود كه بر مسلمانان بسيار سخت مىگرفت و به پيامبر صلى الله عليه و آله آزار مىرساند. او در جنگ بدر، اسير و با فديه آزاد شد.
وليد و برادرش عماره در فتح مكّه مسلمان شدند. وليد، از آن پس، تحت حمايت عثمان بزرگ شد و در زمان خلافت عثمان، با بركنارى سعد بن ابى وقّاص، به فرماندارى كوفه رسيد. با كشته شدن عثمان، وليد به دنبال فتنهاى، از فرماندارى بركنار شد و پس از آن، ديگر نه با امام على عليه السلام و نه با غير او همراه نشد؛ امّا معاويه را در جنگش با على عليه السلام، با نگارش نامه و سرودن شعر، به جنگ تشويق مىكرد. وليد در دوران خلافت معاويه مُرد.
2. طعمة بن اُبيرق ـ كه نام ديگرش بشير است ـ، از منافقان زمان پيامبر صلى الله عليه و آله بود و در هجو ياران پيامبر شعر مىسرود. او مردى فقير و نادار بود و زره رفاعة بن زيد را ربود كه در سرزنش او آيههايى از قرآن، نازل شد و پس از آن، مرتد شد و قصّه او در كتابهاى تفسير و تاريخ، مشهور است.
خويشاوند خود، با ايشان صحبت كنيم و برايش تقاضاى بخشش كنيم؛ زيرا او بىگناه است. امّا چون خداوند، آيه: «[كار نارواى خود را] از مردم پنهان مىدارند؛ ولى نمى توانند از خدا پنهان دارند، كه او با آنان است»تا «حمايتگر» را نازل نمود، طايفه بشير نزد او رفتند و گفتند: اى بشير! از خدا طلب مغفرت نماى و از گناهت توبه كن.
بشير گفت: سوگند به آن كه بدو سوگند مىخورم، آنها را كسى جز لبيد، ندزديده است.
پس، اين آيه نازل شد: «و هر كس خطا يا گناهى مرتكب شود، سپس آن را به بىگناهى نسبت دهد، قطعا بهتان و گناه آشكارى بر دوش كشيده است».
بشير بعدها كافر شد و به مكّه رفت، و خداوند در باره آن عدّهاى كه بشير را بىگناه مىدانستند و نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمدند تا برايش تقاضاى بخشش كنند، اين آيه را فرو فرستاد: «و اگر لطف و رحمت خدا بر تو نبود، طايفهاى از ايشان آهنگ آن داشتند كه تو را از راه به در كنند؛ ولى جز خودشان كسى را گمراه نمىسازند، و هيچ گونه زيانى به تو نمىرسانند، و خدا كتاب و حكمت بر تو نازل كرد و آنچه را نمىدانستى، به تو آموخت، و لطف خدا به تو، همواره بزرگ است»، و در باره بشير نيز كه در مكّه به سر مىبرد، اين آيه نازل شد: «و هر كس پس از آن كه راه هدايت بر او آشكار شد، با پيامبر به مخالفت برخيزد و راهى غير راه مؤمنان در پيش گيرد، وى را بدانچه روى خود را بدان سو كرده، وامىگذاريم و او را به دوزخ مىكشانيم، و چه بازگشتگاه بدى است!».
۱.. النساء: 108 و 109.
۲.. النساء: 112.
۳.. النساء: 113.
۴.. النساء: 115.
۵.. تفسير القمّي: ج 1 ص 152 عن أبي الجارود، بحار الأنوار: ج 22 ص 75 ح 26؛ سنن التّرمذي: ج 5 ص 245 ح 3036، المعجم الكبير: ج 19 ص 11 ح 15، تفسير الطّبري: ج 4 الجزء 5 ص 266، تفسير ابن كثير: ج 2 ص 360 وكلّها عن قتادة بن النعمان من دون إسنادٍ إلى أحدٍ من أهل البيت عليهم السلام نحوه.