حدیث دربارهابو جهل
السنن الكبرى للنسائيّ عن ابن عبّاس: صَلّى النَّبِيُ صلى الله عليه و آله، فَجاءَ أبو جَهلٍ، فَقالَ: ألَم أنهَكَ عَن هذا؟ وَاللّهِ إنَّكَ لَتَعلَمُ ما بِها نادٍ أَكثَرُ مِنّي! فَأَنزَلَ اللّهُ عز و جل: «فَليَدعُ نَادِيَهُ * سَنَدعُ الزَّبَانِيَةَ» .
قالَ ابنُ عَبّاسٍ: وَاللّهِ لَو دَعا نادِيَهُ لَأَخَذَتهُ الزَّبانِيَةُ. ۱
السنن الكبرى، نسايى ـ به نقل از ابن عبّاس ـ : پيامبر صلى الله عليه و آله مشغول نماز شد. ابو جهل آمد و گفت: مگر تو را از اين كار نهى نكردم؟ به خدا سوگند، تو خود مىدانى كه در مكّه انجمنى فزونتر از انجمن من نيست.
پس خداوند عز و جل اين آيات را فرو فرستاد: «پس [بگو:] تا انجمن خود را بخواند. به زودى، ما هم آتشبانان را فرا مىخوانيم» .
به خدا سوگند اگر ابو جهل قوم خود را فرا مىخواند، آتشبانان، او را فرو مىگرفتند.
۱.. السنن الكبرى للنسائي: ج 6 ص 518 ح 11684، سنن التّرمذي: ج 5 ص 444 ح 3349، أسباب النّزول: ص 485 ح 863، تفسير الفخر الرّازي: ج 32 ص 17؛ المناقب لابن شهر آشوب: ج 1 ص 54 وكلّها نحوه، بحار الأنوار: ج 18 ص 201 ح 32.