حدیث دربارهنخستين كسى كه وارد آتش مى شود
سنن الترمذي عن أبي هريرة: حَدَّثَني رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله أنَّ اللّهَ ـ تَبارَكَ وتَعالى ـ إذا كانَ يَومُ القِيامَةِ يَنزِلُ إلَى العِبادِ لِيَقضِيَ بَينَهُم، وكُلُّ اُمَّةٍ جاثِيَةٌ ۱، فَأَوَّلُ مَن يَدعو بِهِ: رَجُلٌ جَمَعَ القُرآنَ، ورَجُلٌ يَقتَتِلُ في سَبيلِ اللّهِ، ورَجُلٌ كَثيرُ المالِ.
فَيَقولُ اللّهُ لِلقارِئِ: ألَم أُعَلِّمكَ ما أنزَلتُ عَلى رَسولي؟ قالَ: بَلى يا رَبِّ، قالَ: فَماذا عَمِلتَ فيما عُلِّمتَ؟ قالَ: كُنتُ أقومَ بِهِ آناءَ اللَّيلِ وآناءَ النَّهارِ! فَيَقولُ اللّهُ لَهُ: كَذَبتَ، وتَقولُ لَهُ المَلائِكَةُ: كَذَبتَ، ويَقولُ اللّهُ: بَل أرَدتَ أن يُقالَ: إنّ فُلانا قارِئٌ، فَقَد قيلَ ذاكَ.
ويُؤتى بِصاحِبِ المالِ، فَيَقولُ اللّهُ لَهُ: ألَم أُوَسِّع عَلَيكَ حَتّى لَم أدَعكَ تَحتاجُ إلى أحَدٍ؟ قالَ: بَلى يا رَبِّ، قالَ: فَماذا عَمِلتَ فيما آتَيتُكَ؟ قالَ: كُنتُ أصِلُ الرَّحِمَ و أتَصَدَّقُ! فَيَقولُ اللّهُ لَهُ: كَذَبتَ، وتَقولُ لَهُ المَلائِكَةُ: كَذَبتَ، ويَقولُ اللّهُ تَعالى:
بَل أرَدتَ أن يُقالَ: فُلانٌ جَوادٌ، فَقَد قيلَ ذاكَ.
ويُؤتى بِالَّذي قُتِلَ في سَبيلِ اللّهِ، فَيَقولُ اللّهُ لَهُ: فيماذا قُتِلتَ؟ فَيَقولُ: أُمِرتُ بِالجِهادِ في سَبيلِكَ، فَقاتَلتُ حَتّى قُتِلتُ! فَيَقولُ اللّهُ تَعالى لَه: كَذَبتَ، وتَقولُ لَهُ المَلائِكَةُ: كَذَبتَ، ويَقولُ اللّهُ: بَل أرَدتَ أن يُقالَ: فُلانٌ جَريءٌ، فَقَد قيلَ ذاكَ.
ثُمَّ ضَرَبَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله عَلى رُكبَتيَّ، فَقالَ: يا أبا هُرَيرَةَ، أولئِكَ الثَّلاثَةُ أوَّلُ خَلقِ اللّهِ تُسعَرُ بِهِمُ النّارُ يَومَ القِيامَةِ. ۲
سنن الترمذى ـ به نقل از ابو هريره ـ : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله به من فرمود كه: «چون روز قيامت شود، خداوند ـ تبارك و تعالى ـ به سوى بندگان، فرود مىآيد تا ميان آنان داورى كند و همه امّتها [براى حسابرسى] زانو زدهاند. نخستين كسى را كه [خداوند] فرا مىخواند، مردى است كه قرآن را [در سينه خود] گرد آورده و مردى كه در راه خدا جنگيده و مردى را كه دارايى بسيار داشته است. آن گاه خداوند به قارى قرآن مىفرمايد: آيا آنچه را كه بر پيامبرم فرو فرستادم، به تو نياموختم؟
مىگويد: چرا، اى پروردگار من!
مىفرمايد: به آنچه به تو آموخته شد، چگونه عمل كردى؟
مىگويد: در اوقات شب و روز، آن را مىخواندم.
خداوند به او مىفرمايد: دروغ مىگويى. و فرشتگان نيز به او مىگويند: دروغ مىگويى.
خداوند مىفرمايد: بلكه خواستى كه بگويند: فلانى، قارى قرآن است. و اين هم گفته شد.
آن گاه، صاحب دارايى را مىآورند و خداوند به او مىفرمايد: آيا آن قدر به تو ثروت ندادم كه نگذارم به كسى محتاج شوى؟
مىگويد: چرا، اى پروردگار من!
مىفرمايد: با آنچه به تو دادم، چه كردى؟
مىگويد: [با آن] به خويشاوندان، رسيدگى مىكردم و صدقه مىدادم.
خداوند به او مىفرمايد: دروغ مىگويى. و فرشتگان نيز به او مىگويند: دروغ مىگويى.
خداوند مىفرمايد: بلكه خواستى بگويند: فلانى، بخشنده است. و اين هم گفته شد.
سپس مردى را كه در راه خدا كشته شده است، مىآورند. خداوند به او مىفرمايد: در چه راهى كشته شدى؟
مىگويد: به جهاد در راه تو امر شدم. من هم جنگيدم تا كشته شدم.
خداى متعال به او مىفرمايد: دروغ مىگويى. و فرشتگان نيز به او مىگويند: دروغ مىگويى.
خداوند مىفرمايد: بلكه خواستى بگويند: فلانى، آدم شجاعى است. و اين هم گفته شد».
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله سپس بر زانوان من زد و فرمود: «اى ابو هريره! اين سه گروه، نخستين مخلوق خدايند كه در روز قيامت، آتشْ آنها را مىسوزاند».
۱.. يَجْثُو: أي يجلس على الرُكَب وأطراف الأصابع عند الحساب، وقيل: جاثية: مجتمعة (مجمع البحرين: ج 1 ص 271 «جثا»).
۲.. سنن الترمذي: ج 4 ص 592 ح 2382، صحيح ابن خزيمة: ج 4 ص 116 ح 2482، المستدرك على الصحيحين: ج 1 ص 579 ح 1527، تفسير الطبري: ج 7 الجزء 12 ص 13، كنزالعمّال: ج 3 ص 468 ح 7469؛ بحارالأنوار: ج 72 ص 305 ح 52 نقلاً عن أسرار الصلاة.