حدیث دربارهچگونگى روانه ساختن بزهكاران به سوى دوزخ

الإمام الصادق عليه ‏السلام: إنَّ أهلَ النّارِ يُعَظِّمونَ النّارَ، وإنَّ أهلَ الجَنَّةِ يُعَظِّمونَ الجَنَّةَ وَالنَّعيمَ، وإنَّ أهلَ جَهَنَّمَ إذا دَخَلوها هَوَوا فيها مَسيرَةَ سَبعينَ عاما، فَإِذا بَلَغوا أعلاها قُمِعوا بِمَقامِعِ الحَديدِ، واُعيدوا في دَركِها، هذِهِ حالُهُم، وهُوَ قولُ اللّه‏ِ عز و جل: «كُلَّمَا أَرَادُواْ أَن يَخْرُجُواْ مِنْهَا مِنْ غَمٍّ أُعِيدُواْ فِيهَا وَذُوقُواْ عَذَابَ الْحَرِيقِ» ۱، ثُمَّ تُبَدَّلُ جُلودُهُم جُلودا غَيرَ الجُلودِ الَّتي كانَت عَلَيهِم. ۲
امام صادق عليه ‏السلام: اهل دوزخ، دوزخ را باعظمت مى‏يابند و اهل بهشت نيز بهشت و نعمت‏هاى آن را باعظمت مى‏يابند. اهل دوزخ، هر گاه به دوزخ در آيند، مدّت هفتاد سال همچنان در حال سقوط‏اند. چون به بالاى آن رسيدند، با گرزهاى آهنى بر سرشان مى‏كوبند و دوباره به قعر آن فرو مى‏افتند. اين وضع، همچنان تكرار مى‏شود و اين، سخن خداى عز و جل است، آن جا كه مى‏فرمايد: «هر بار بخواهند از [شدّت] غم، از آن بيرون روند، به آن باز گردانيده مى‏شوند [كه]: بچشيد عذاب آتش سوزان را!» . سپس پوست‏هايشان به پوست‏هاى ديگرى غير از آنچه داشته‏اند، تبديل مى‏شود.
۱.. الحجّ: 22.
۲.. تفسير القمّي: ج 2 ص 81 عن أبي بصير، بحارالأنوار: ج 8 ص 280 ح 1.

احادیث دیگر این موضوع

۸
مسند ابن حنبل ـ به نقل از براء بن عازب ـ : پيامبر خدا صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله فرمود: «آن گاه كه بنده كافر در آستانه بريدن از دنيا و رفتن به آخرت قرار مى‏گيرد، فرشتگانى سياه‏چهره با پلاس‏هايى سياه از آسمان، فرود مى‏آيند و در ديدرَسِ او مى‏نشينند. سپس فرشته مرگ مى‏آيد و كنار سرش مى‏نشيند و مى‏گويد: اى نفْس ناپاك! به سوى ناخشنودى و خشم خدا بيرون شو. پس آن فرشته در جسم او پراكنده مى‏شود و نفْس را مانند سيخ كباب كه از پشم تَر بيرون مى‏كشند، بيرون مى‏كشد و آن را مى‏گيرد و چون آن را گرفت، آن فرشتگان سياه‏چهره در چشم بر هم زدنى، آن را از دستش مى‏ستانند و در آن پلاس‏ها مى‏گذارند و از آن، [بويى] مانند گندترين بوى مردارى كه در روى زمين يافت شده، بر مى‏خيزد. آن فرشتگان، او را بالا مى‏برند. هر جمعى از فرشتگان كه او را بر آنان مى‏گذرانند، مى‏گويند: اين روح پليد چيست؟ آن فرشتگان مى‏گويند: فلان، پسر فلان! و زشت‏ترين نام‏هايش را كه در دنيا او را با آنها مى‏خوانده‏اند، به كار مى‏برند، تا اين كه او را به آسمان پايين مى‏رسانند و مى‏گويند: در را برايش باز كنيد. امّا برايش باز نمى‏شود». پيامبر خدا صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله سپس اين آيه را خواند: «درهاى آسمان را برايشان نمى‏گشايند و در بهشت در نمى‏آيند، مگر آن كه طناب در سوراخ سوزن، داخل شود» [و فرمود:] «پس خداوند عز و جل مى‏فرمايد: كارنامه او را در زندانى در زمين زيرين بنويسيد. در اين هنگام، روح او به سختى به زير افكنده مى‏شود». پيامبر صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله سپس اين آيه را قرائت نمود: «و كسى كه براى خدا شريك آورد، چنان است كه گويى از آسمان، فرو افتاده و مرغان [شكارى]، او را ربوده‏اند، يا باد، او را به جايى دور، افكنده است» [و فرمود:] «دوباره روحش به پيكرش باز مى‏گردد و دو فرشته به نزدش مى‏آيند و او را مى‏نشانند و مى‏پرسند: خداوندِ تو كيست؟ او مى‏گويد: هاه، هاه! صوت يا شِبه جمله‏اى است كه «مِنّ و مِن كردن» را مى‏رساند. نمى‏دانم. مى‏پرسند: دينت چيست؟ مى‏گويد: هاه، هاه! نمى‏دانم. مى‏پرسند: اين مردى كه در ميان شما برانگيخته شد، كيست؟ مى‏گويد: هاه، هاه! نمى‏دانم. پس، منادى‏اى از آسمان ندا مى‏دهد كه: تكذيب كرد. پس، فرشى از آتش برايش بگسترانيد و درى سوى دوزخ به رويش بگشاييد. آن گاه از حرارت و باد سوزان دوزخ به طرفش مى‏آيد و قبرش بر او چنان تنگ مى‏گردد كه دنده‏هايش در هم فرو مى‏روند، و مردى زشت‏روى و زشت‏جامه و بدبو نزدش مى‏آيد و مى‏گويد: بشارتت‏باد به كسى‏كه تو را به رنج آورَد! اين، روزى‏است كه به تو وعده داده مى‏شد. مى‏پرسد: تو كيستى كه از چهره‏ات بدى مى‏بارد؟ مى‏گويد: من كردار پليد و زشت تو هستم. او مى‏گويد: پروردگارا! قيامت را برپا مكن».