حدیث دربارهبدعت نهادن در دين
الإمام زين العابدين عليه السلام: إذا رَأَيتُمُ الرَّجُلَ قَد حَسُنَ سَمتُهُ ۱ وهَديُهُ، وتَماوَتَ في مَنطِقِهِ، وتَخاضَعَ في حَرَكاتِهِ، فَرُوَيدا لا يَغُرَّنَّكُم. حَتّى تَنظُروا أمَعَ هَواهُ يَكونُ عَلى عَقلِهِ، أو يَكونُ مَعَ عَقلِهِ عَلى هَواهُ؟ وكَيفَ مَحَبَّتُهُ لِلرِّئاساتِ الباطِلَةِ، وزُهدُهُ فيها؟ فَإِنَّ فِي النّاسِ مَن خَسِرَ الدُّنيا وَالآخِرَةَ؛ يَترُكُ الدُّنيا لِلدُّنيا، ويَرى أنَّ لَذَّةَ الرِّئاسَةِ الباطِلَةِ أفضَلُ مِن لَذَّةِ الأَموالِ وَالنِّعَمِ المُباحَةِ المُحَلَّلَةِ، فَيَترُكُ ذلِكَ أجمَعَ طَلَبا لِلرِّئاسَةِ الباطِلَةِ حَتّى: «وَإِذَا قِيلَ لَهُ اتَّقِ اللَّهَ أَخَذَتْهُ الْعِزَّةُ بِالْاءِثْمِ فَحَسْبُهُ جَهَنَّمُ وَلَبِئْسَ الْمِهَادُ» . ۲
فَهُوَ يَخبِطُ خَبطَ ۳ عَشواءَ، يَقودُهُ أوَّلُ باطِلٍ إلى أبعَدِ غاياتِ الخَسارَةِ، ويُمِدُّهُ رَبُّهُ بَعدَ طَلَبِهِ لِما لا يَقدِرُ عَلَيهِ في طُغيانِهِ، فَهُوَ يُحِلُّ ما حَرَّمَ اللّهُ، ويُحَرِّمُ ما أحَلَّ اللّهُ، لا يُبالي ما فاتَ مِن دينِهِ إذا سَلِمت لَهُ رِئاسَتُهُ الَّتي قَد شَقِيَ مِن أجلِها، فَاُولئِكَ الَّذينَ غَضِبَ اللّهُ عَلَيهِم ولَعَنَهُم وأعَدَّ لَهُم عَذابا مُهينا، ولكِنَّ الرَّجُلَ كُلَّ الرَّجُلِ نِعمَ الرَّجُلُ هُوَ الَّذي جَعَلَ هَواهُ تَبَعا لِأَمرِ اللّهِ. ۴
امام زين العابدين عليه السلام: اگر ديديد مردى ظاهر الصلاح است، در گفتارش دم از زهد و پارسايى مىزند و در حركات و رفتارهايش فروتنى مىنمايد، مراقب باشيد كه فريبتان ندهد. تا آن كه ببينيد آيا با هوس خويش است و مخالف خِرَدش، يا با خرد خويش است و مخالف هَوَسش، و ببينيد كه عشق و علاقه او به رياستهاى دروغين يا بىرغبتىاش به آنها، چگونه است؛ زيرا در ميان مردم، كسانى هستند كه دنيا و آخرت، هر دو، را مىبازند. دنيا را براى دنيا رها مىكنند و لذّت رياست پوچ را از لذّت ثروت و نعمتهاى روا و حلال، برتر مىدانند. بنا بر اين، [چنين كسى] براى رسيدن به رياست پوچ، از همه آنها مىگذرد تا آن جا كه: «چون به او گفته شود: «از خدا بترس!»، نخوت، او را به گناه مىكشانَد. پس جهنّم براى او بس است و چه بد بسترى است!» .
پس چنين كسى كوركورانه حركت مىكند. نخستين باطل، او را به دورترين پايانههاى زيان و بازَندگى مىكشاند و پروردگارش او را كه در طلب چيزى بر آمده كه توان به دست آوردنش را ندارد، در طغيانش فرو مىبرد، به طورى كه آنچه را خدا حرام كرده، او حلال مىگرداند و آنچه را خدا حلال كرده، او حرام مىكند و برايش مهم نيست كه دينش از بين برود؛ مهم اين است كه آنچه براى به دست آوردنش رنج برده، برايش بماند. اينان همان كسانى هستند كه خداوند بر ايشان خشم گرفته و لعنتشان كرده و عذابى خفّتآور برايشان آماده ساخته است. بلكه مَرد، تمامْ مَرد، نيكومَرد، آن كسى است كه هوس خويش را پيرو فرمان خداوند گرداند.
۱.السَّمْتُ: حُسْنُ النحو في مذهب الدين (تاج العروس: ج 3 ص 73 «سمت»).
۲.البقرة: 206.
۳.خَبَطَهُ خَبْطَ عشواء: ركبه على غير بصيرة (القاموس المحيط: ج 4 ص 362 «عشا»).
۴.الاحتجاج: ج 2 ص 159 ح 192 عن الإمام العسكري عن الإمام الرضا عليهماالسلام، تنبيه الخواطر: ج 2 ص 99، التفسير المنسوب إلى الإمام العسكري عليه السلام: ص 53 ح 27، بحار الأنوار: ج 2 ص 84 ح 10.