حدیث دربارهآرزوى بازگشت به دنيا

الإمام الصادق عليه ‏السلام: إذا ماتَ الكافِرُ شَيَّعَهُ سَبعونَ ألفاً مِنَ الزَّبانِيَةِ إلى قَبرِهِ، وإنَّهُ لَيُناشِدُ حامِليهِ بِصَوتٍ يَسمَعُهُ كُلُّ شَيءٍ إلَا الثَّقَلانِ و يَقولُ: لَو أنَّ لي كَرَّةً فَأَكونَ مِنَ المُؤمِنينَ! ويَقولُ: اِرجِعوني لَعَلّي أعمَلُ صالِحاً فيما تَرَكتُ! فَتُجيبُهُ الزَّبانِيَّةُ: كَلّا إنَّها كَلِمَةٌ أنتَ قائِلُها! ويُناديهِم مَلَكٌ: لَو رُدَّ لَعادَ لِما نُهيَ عَنهُ. فَإِذا اُدخِلَ قَبرَهُ و فارَقَهُ النّاسُ، أتاهُ مُنكَرٌ ونَكيرٌ في أهوَلِ صورَةٍ، فَيَقيمانِهِ ثُمَّ يَقولانِ لَهُ: مَن رَبُّكَ، وما دينُكَ، ومَن نَبِيُّكَ؟ فَيَتَلَجلَجُ لِسانُهُ ولا يَقدِرُ عَلَى الجَوابِ، فَيَضرِبانِهِ ضَربَةً مِن عَذابِ اللّه‏ِ يَذعَرُ لَها كُلُّ شَيءٍ. ثُمَّ يَقولانِ لَهُ: مَن رَبُّكَ، وما دينُكَ، ومَن نَبِيُّكَ؟ فَيَقولُ: لا أدري! فَيَقولانِ لَهُ: لا دَرَيتَ ولا هُديتَ ولا أفلَحتَ. ثُمَّ يَفتَحانِ لَهُ باباً إلَى النّارِ، ويُنزِلانِ إلَيهِ الحَميمَ مِن جَهَنَّمَ؛ وذلِكَ قَولُ اللّه‏ِ عز و جل: «وَأَمّا إِنْ كانَ مِنَ الْمُكَذِّبِينَ الضّالِّينَ * فَنُزُلٌ مِنْ حَمِيمٍ» يَعني فِي القَبرِ «وَ تَصْلِيَةُ جَحِيمٍ» يَعني فِي الآخِرَةِ. ۱
امام صادق عليه ‏السلام: هر گاه كافر بميرد، هفتاد هزار دوزخبان، او را به سوى قبرش تشييع مى‏كنند و او با صدايى كه جز پريان و آدميان، همه موجودات آن را مى‏شنوند، حاملان تابوتش را سوگند مى‏دهد و مى‏گويد: كاش مرا بازگشتى [دوباره به دنيا]بود تا از مؤمنان مى‏شدم! و مى‏گويد: مرا بر گردانيد تا شايد در آنچه وا نهاده‏ام، كار نيكى انجام دهم. امّا دوزخبانان پاسخش مى‏دهند: «هرگز! اين، سخنى است كه تو مى‏گويى». و فرشته‏اى به آنان ندا مى‏دهد كه: «اگر هم باز گردانيده شود، باز همان كارهايى را مى‏كند كه از آن نهى شده بود». چون او را در گورش نهند و مردم پراكنده شوند، نكير و منكر در هولناك‏ترين چهره به نزدش مى‏آيند و او را مى‏شناسند. سپس به وى مى‏گويند: «پروردگارت كيست؟ دينت چيست؟ پيامبرت چه كسى است؟». او زبانش بند مى‏آيد و نمى‏تواند پاسخ دهد. پس منكر و نكير، چنان ضربتى از عذاب خدا بر او مى‏كوبند كه همه موجودات، از آن به وحشت مى‏افتند. دوباره به او مى‏گويند: «پروردگارت كيست؟ دينت چيست؟ پيامبرت چه كسى است؟». او مى‏گويد: نمى‏دانم. نكير و منكر به او مى‏گويند: «نه دانستى و نه راه يافتى و نه رستگار شدى». سپس درى به سوى آتش برايش مى‏گشايند و از جوشاب جهنّم برايش فرود مى‏آورند. اين است سخن خداى عز و جل كه: «و امّا اگر از دروغزنانِ گم‏راه باشد، پس با آب جوشان پذيرايى مى‏شود» ؛ يعنى در قبر «و در آتش افروخته جاى مى‏گيرد» ؛ يعنى در آخرت.
۱.الأمالي للصدوق: ص 365 ح 455 عن سليمان بن مقبل المديني عن الإمام الكاظم عليه ‏السلام، تنبيه الخواطر: ج 2 ص 167 عن الإمام عليّ عليه ‏السلام، روضة الواعظين: ص 325، جامع الأخبار: ص 478 ح 1339، بحار الأنوار: ج 6 ص 222 ح 22.

احادیث دیگر این موضوع

۳
پيامبر خدا صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله: در روز قيامت، مردم از صراط مى‏گذرند. صراط، ليز و لغزنده است، به طورى كه عبور كنندگان از خود را واژگون مى‏كند و آتش، قسمتى از بدن آنان را مى‏گيرد، و جهنّم مانند برفى كه مى‏بارد، [شراره‏هاى خود را]بر آنان فرو مى‏ريزد، و جوش و خروشى دارد. در همين حال از جانب خداى مهربان، ندا مى‏آيد كه: «اى بندگان من! شما در سراى دنيا چه كسى را مى‏پرستيديد؟». مى‏گويند: پروردگارا! تو خود مى‏دانى كه ما فقط تو را مى‏پرستيديم. و خداوند با صدايى كه خلايق هرگز مانند آن را نشنيده‏اند، پاسخشان مى‏دهد: «بر من است كه امروز شما را به هيچ كسى غير از خودم واگذار نكنم. پس شما را بخشيدم و از شما خشنود گشتم». در اين هنگام، فرشتگان به شفاعت بر مى‏خيزند و آنان را از آن مكان دور مى‏سازند. پس، كسانى كه زير پاى آنها در آتش هستند، مى‏گويند: «براى ما نه شفاعت كنندگانى است و نه دوستى مهربان. كاش [به دنيا] باز مى‏گشتيم تا از مؤمنان باشيم» . خداوند فرموده است: «پس آنها و همه گم‏راهان، در آتش افكنده مى‏شوند» .