حدیث دربارهگواهى عضوهاى بدن اهل آتش بر ضدّ آنها
الإمام عليّ عليه السلام ـ في خُطبَةٍ بَليغَةٍ خالِيَةٍ مِنَ الأَلِفِ في أحوالِ الإِنسانِ يَومَ القيامَةِ ـ : يُلجِمُهُ ۱ عَرَقُهُ، ويَحفِزُهُ ۲ قَلَقُهُ، عَبَرتُهُ غَيرُ مَرحومَةٍ، وصَرخَتُهُ غَيرُ مَسموعَةٍ، وحُجَّتُهُ غَيرُ مَقبولَةٍ، وتَؤولُ ۳ صَحيفَتُهُ، وتُبَيَّنُ جَريرَتُهُ، ونَطَقَ كُلُّ عُضوٍ مِنهُ بِسوءِ عَمَلِهِ، فَشَهِدَت عَينُهُ بِنَظَرِهِ، ويَدُهُ بِبَطشِهِ، ورِجلُهِ بِخَطوِهِ، وجِلدُهُ بِمَسِّهِ، وفَرجُهُ بِلَمسِهِ، ويُهَدِّدُهُ مُنكَرٌ ونَكيرٌ، وكَشَفَ عَنهُ بَصيرٌ، فسُلسِلَ جِيدُهُ ۴، وغُلَّت يَدُهُ، وسيقَ يُسحَبُ وَحدَهُ، فَوَرَدَ جَهَنَّمَ بِكَربٍ شَديدٍ، وظَلَّ يُعَذَّبُ في جَحيمٍ، ويُسقى شَربَةً مِن حَميمٍ، تَشوي وَجهَهُ، وتَسلَخُ جِلدَهُ، يَضرِبُهُ زَبنيَتُهُ ۵ بِمِقمَعٍ مِن حَديدٍ، يَعودُ جِلدُهُ بَعدَ نُضجِهِ بِجِلدٍ جَديدٍ، يَستَغيثُ فَيُعرِضُ عَنهُ خَزَنَةُ جَهَنَّمَ، ويَستَصرِخُ فَيَلبَثُ حُقُبَهُ ۶ بِنَدَمٍ، نَعوذُ بِرَبٍّ قَديرٍ مِن شَرِّ كُلِّ مَصيرٍ. ۷
امام على عليه السلام ـ در خطبهاى رسا و خالى از حرف الف، در باره احوال انسان در روز رستاخيز ـ : عرقش بر گوشههاى دهانش سرازير مىشود. تشويش و بىقرارى، طاقت از كف او مىربايد؛ امّا نه بر اشك او رحمى آورده مىشود، نه فريادش شنيده مىشود و نه حجّتش پذيرفته مىگردد. كارنامهاش به دست او داده مىشود و جرم و گناهانش بر او آشكار مىگردد. هر عضوى از او به كارهاى بدش گويا مىشود؛ چشمش به نگاههاى [نامشروع] خويش گواهى مىدهد، دستش به ضربهاى كه زده، پايش به گامى كه برداشته، پوستش به تماسى كه برقرار كرده و شرمگاهش به آميزشى كه كرده است. منكر و نكير، تهديدش مىكنند و پرده از ديدش كنار مىرود. ۸ به گردنش زنجير مىكشند و بر دستانش كُند مىزنند. تك و تنها او را مىكِشند و با غم و اندوهى سخت، وارد جهنّم مىگردد. پس در آتشِ افروخته (جحيم)، پيوسته عذاب و شكنجه مىشود و از جوشاب، چنان شربتى به او مىنوشانند كه چهرهاش بريان و پوستش كنده مىشود. دوزخبانان با گرز آهنين، بر او مىكوبند. پوست سوخته او دوباره از نو مىرويد. فرياد كمك سر مىدهد؛ امّا نگهبانان جهنّم به او اعتنايى نمىكنند و [او باز] فرياد مىزند. پس روزگارى دراز، با پشيمانى درنگ مىكند. پناه مىبريم به پروردگار توانا از شرّ هر فرجامى!
۱.يُلجِمُهم: يصل إلى أفواههم فيصير لهم بمنزلة اللجام يمنعهم من الكلام (النهاية: ج 4 ص 234 «لجم»).
۲.الحَفَز: الحَثّ والإعجال (النهاية: ج 1 ص 407 «حفز»).
۳.آل يَؤُول: أي رجع وصار إليه (النهاية: ج 1 ص 80 «أول»).
۴.الجيد: العُنُق (النهاية: ج 1 ص 324).
۵.الزَّبَانِيَة: الغلاظ الشداد واحدهم زبنيّة (تاج العروس: ج 18 ص 255 «زبن»).
۶.الحُقُب: ثمانون سنة من سنين الآخرة، جمعها أحقاب (مجمع البحرين: ج 1 ص 431 «حقب»).
۷.المصباح للكفعمي: ص 970، أعلام الدين: ص 73 نحوه، بحارالأنوار: ج 77 ص 342 ح 28، شرح نهج البلاغة: ج 19 ص 142، كفاية الطالب: ص 396 عن أبي صالح وكلاهما نحوه، كنزالعمّال: ج 16 ص 212 ح 44234.
۸.در بيشتر منابع اين حديث، به جاى «كشف عنه بصير»، جمله: «كشف له حيث يصير» يا «كشف له عن حيث يصير» آمده كه معنايش اين است: «آن جا كه به سويش روان است [يعنى جايگاهش در دوزخ]، برايش مكشوف مىشود»، و ظاهرا اين ضبط جمله، درستتر است، و اللّه أعلم.