حدیث دربارهپوست انداختن
تفسير القمّي ـ في قَولِهِ تَعالى: «كُلَّمَا نَضِجَتْ جُلُودُهُم بَدَّلْنَاهُمْ جُلُودًا غَيْرَهَا لِيَذُوقُوا الْعَذَابَ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَزِيزًا حَكِيمًا» ـ: قيلَ لِأَبي عَبدِاللّهِ عليه السلام: كَيفَ تُبَدَّلُ جُلودٌ غَيرَها؟ قالَ: أرَأَيتَ لَو أخَذتَ لَبِنَةً فَكَسَرتَها وصَيَّرتَها تُرابا، ثُمَّ ضَرَبتَها فِي القالَبِ، أهِيَ الَّتي كانَت؟ إنَّما هيَ ذلِكَ، وحَدَثَ تَفسيرا ۱ آخَرَ وَالأَصلُ واحِدٌ. ۲
تفسير القمّى ـ در باره اين سخن خداى متعال: «هر چه پوستشان بسوزد، پوستهاى ديگرى بر جايش مىنهيم تا عذاب را بچشند. آرى! خداوند، تواناى حكيم است» ـ : به امام صادق عليه السلام گفته شد: چگونه پوستهاى ديگرى جاىگزين آن مىشود؟
فرمود: «به من بگو كه اگر خشتى بردارى و آن را خُرد كنى و خاكش گردانى، سپس آن را [دوباره]قالب بزنى، آيا اين خشت، همان خشت اوّل است؟ بى گمان، همان خشت اوّل است؛ امّا تغييرى ديگر رخ داده است، ليكن مادّه يكى است».