حدیث دربارهسياهىِ جهنّم

عنه صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله: اُوقِدَ عَلَى النّارِ ألفَ سَنَةٍ حَتَّى احمَرَّت، ثُمَّ اُوقِدَ عَلَيها ألفَ سَنَةٍ حَتَّى ابيَضَّت، ثُمَّ اُوقِدُ عَلَيها ألفَ سَنَةٍ حَتَّى اسوَدَّت، فَهِيَ سَوداءُ مُظلِمَةٌ. ۱
پيامبر خدا صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله: هزار سال در آتش [جهنّم] دميده شد تا سرخ گرديد. سپس هزار سال ديگر در آن دميده شد تا سفيد گشت. سپس هزار سال در آن دميده شد تا سياه گرديد. بنا بر اين، آتش جهنّم سياه و تاريك است.
۱.سنن الترمذي: ج 4 ص 710 ح 2591، سنن ابن ماجة: ج 2 ص 1445 ح 4320 وزاد فيه «كالليل المظلم» وكلاهما عن أبي هريرة، المعجم الأوسط: ج 3 ص 90 ح 2583 عن عمر وزاد في آخره «لا يضيء شررها، ولا يطفأ لهبها»، شعب الإيمان: ج 1 ص 489 ح 799 عن أنس وزاد في آخره «لا يطفأ لهبها»، كنزالعمّال: ج 14 ص 522 ح 39483؛ تفسير القمّي: ج 2 ص 81 عن أبي بصير، روضة الواعظين: ص 556 كلاهما عن الإمام الصادق عليه ‏السلام عن جبرئيل عليه ‏السلام نحوه، بحارالأنوار: ج 8 ص 280 ح 1 وراجع: الدروع الواقية: ص 272.

احادیث دیگر این موضوع

۳
تفسير القمّى ـ به نقل از ابو بصير ـ : به امام صادق عليه ‏السلام گفتم: اى پسر پيامبر خدا! در من خوف ايجاد كن كه دلم سخت گشته است. فرمود: «اى ابو محمّد! براى زندگىِ طولانى آماده شو؛ چرا كه جبرئيل با چهره‏اى گرفته، نزد پيامبر خدا صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله آمد، در حالى كه پيش از آن، تبسّم‏كنان مى‏آمد. پيامبر خدا صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله فرمود: "اى جبرئيل! [چرا] امروز با چهره‏اى گرفته، نزد من آمده‏اى؟". جبرئيل گفت: اى محمّد! دَمه‏هاى آتش نصب شد. پيامبر صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله فرمود: "دمه‏هاى آتش چيست، اى جبرئيل؟". گفت: اى محمّد! به دستور خداوند عز و جل، هزار سال در آتش دميده شد تا سفيد گرديد، و هزار سال ديگر در آن دميده شد تا سرخ گشت. ديگر بار، هزار سال در آن دميده شد تا سياه گرديد. بنا بر اين، آتش دوزخ، سياه و تاريك است. اگر قطره‏اى از خارِ سمّ در نوشيدنىِ اهل دنيا بچكد، همه آنها از بوى تعفّن آن مى‏ميرند و اگر حلقه‏اى از زنجيرِ هفتاد گزى آن، بر اهل دنيا نهاده شود، همه آنان از حرارتش آب مى‏شوند و اگر جامه‏اى از جامه‏هاى اهل آتش، ميان آسمان و زمين آويزان گردد، همه اهل زمين از بوى آن و از برافروختگى‏اش مى‏ميرند. در اين هنگام، پيامبر خدا صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله و جبرئيل گريستند. پس خداوند، فرشته‏اى را به سوى آن دو فرستاد كه به ايشان گفت: پروردگارتان به شما سلام مى‏رساند و مى‏فرمايد: شما را از اين كه گناهى كنيد تا به سبب آن عذابتان كنم، مصون داشتم. از آن زمان به بعد، پيامبر خدا صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله ديگر جبرئيل را متبسّم نديد». امام صادق عليه ‏السلام فرمود: «اهل آتش، آتش را بزرگ مى‏شمارند و اهل بهشت نيز بهشت و نعمت‏هاى آن را بزرگ مى‏شمارند. اهل جهنّم چون وارد آن شوند، بعد از هفتاد سال در قعرش فرو مى‏افتند و چون [دو باره] به بالاى آن رسند، با گرزهاى آهنى بر سرشان كوفته مى‏شود و به قعر آن باز مى‏گردند، و پيوسته بر اين حال‏اند. اين، همان سخن خداى عز و جل است كه: «هر گاه بخواهند از آن خارج شوند،.» . سپس پوست‏هايشان به پوستى ديگر تبديل مى‏شود». امام صادق عليه ‏السلام فرمود: «كافى است، اى ابو محمّد؟!». گفتم: كافى است، كافى است.