حدیث دربارهسياهىِ جهنّم

رسول اللّه‏ صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله: تَحسَبونَ أنَّ نارَ جَهَنَّمَ مِثلُ نارِكُم هذِهِ؟ هِيَ أشَدُّ سَوادا مِنَ القارِ، هِيَ جُزءٌ مِن بِضعَةٍ وسِتّينَ جُزءا مِنها، أو نَيِّفٍ وأربَعينَ جُزءا. ۱
پيامبر خدا صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله: مى‏پنداريد كه آتش جهنّم، همانند اين آتش شماست؟ [نه،]آتش جهنّم، از قير هم سياه‏تر است. اين آتش دنيا، جزئى است از شصت و اندى جزء آن، يا چهل و اندى جزء آن.
۱.البعث والنشور: ص 286 ح 501 عن أبي هريرة.

احادیث دیگر این موضوع

۳
تفسير القمّى ـ به نقل از ابو بصير ـ : به امام صادق عليه ‏السلام گفتم: اى پسر پيامبر خدا! در من خوف ايجاد كن كه دلم سخت گشته است. فرمود: «اى ابو محمّد! براى زندگىِ طولانى آماده شو؛ چرا كه جبرئيل با چهره‏اى گرفته، نزد پيامبر خدا صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله آمد، در حالى كه پيش از آن، تبسّم‏كنان مى‏آمد. پيامبر خدا صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله فرمود: "اى جبرئيل! [چرا] امروز با چهره‏اى گرفته، نزد من آمده‏اى؟". جبرئيل گفت: اى محمّد! دَمه‏هاى آتش نصب شد. پيامبر صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله فرمود: "دمه‏هاى آتش چيست، اى جبرئيل؟". گفت: اى محمّد! به دستور خداوند عز و جل، هزار سال در آتش دميده شد تا سفيد گرديد، و هزار سال ديگر در آن دميده شد تا سرخ گشت. ديگر بار، هزار سال در آن دميده شد تا سياه گرديد. بنا بر اين، آتش دوزخ، سياه و تاريك است. اگر قطره‏اى از خارِ سمّ در نوشيدنىِ اهل دنيا بچكد، همه آنها از بوى تعفّن آن مى‏ميرند و اگر حلقه‏اى از زنجيرِ هفتاد گزى آن، بر اهل دنيا نهاده شود، همه آنان از حرارتش آب مى‏شوند و اگر جامه‏اى از جامه‏هاى اهل آتش، ميان آسمان و زمين آويزان گردد، همه اهل زمين از بوى آن و از برافروختگى‏اش مى‏ميرند. در اين هنگام، پيامبر خدا صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله و جبرئيل گريستند. پس خداوند، فرشته‏اى را به سوى آن دو فرستاد كه به ايشان گفت: پروردگارتان به شما سلام مى‏رساند و مى‏فرمايد: شما را از اين كه گناهى كنيد تا به سبب آن عذابتان كنم، مصون داشتم. از آن زمان به بعد، پيامبر خدا صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله ديگر جبرئيل را متبسّم نديد». امام صادق عليه ‏السلام فرمود: «اهل آتش، آتش را بزرگ مى‏شمارند و اهل بهشت نيز بهشت و نعمت‏هاى آن را بزرگ مى‏شمارند. اهل جهنّم چون وارد آن شوند، بعد از هفتاد سال در قعرش فرو مى‏افتند و چون [دو باره] به بالاى آن رسند، با گرزهاى آهنى بر سرشان كوفته مى‏شود و به قعر آن باز مى‏گردند، و پيوسته بر اين حال‏اند. اين، همان سخن خداى عز و جل است كه: «هر گاه بخواهند از آن خارج شوند،.» . سپس پوست‏هايشان به پوستى ديگر تبديل مى‏شود». امام صادق عليه ‏السلام فرمود: «كافى است، اى ابو محمّد؟!». گفتم: كافى است، كافى است.