حدیث دربارهفريادخواهى از آتش

عنه عليه ‏السلام ـ مِن دُعائِهِ فِي الصَّلاةِ عَلى حَمَلَةِ العَرشِ ـ : اللّهُمَّ. فَصَلِّ عَلَيهِم وعَلَى المَلائِكَةِ الَّذينَ مِن دونِهِم؛ مِن سُكّانِ سَماواتِكَ، وأهلِ الأَمانَةِ عَلى رِسالاتِكَ، وَالَّذينَ لا تَدخُلُهُم سَأمَةٌ مِن دُؤوبٍ، ولا إعياءُ مِن لُغوبٍ، ولا فُتورٌ، ولا تَشغَلُهُم عَن تَسبيحِكَ الشَّهَواتُ، ولا يَقطَعُهُم عَن تَعظيمِكَ سَهوُ الغَفَلاتِ، الخُشَّعُ الأَبصارِ فَلا يَرومونَ النَّظَرَ إلَيكَ، النَّواكِسُ الأَذقانِ ۱ الَّذينَ قَد طالَت رَغبَتُهُم فيما لَدَيكَ، المُستَهتَرونَ بِذِكرِ آلائِكَ، وَالمُتَواضِعونَ دونَ عَظَمَتِكَ وجَلالِ كِبرِيائِكَ، وَالّذينَ يَقولونَ إذا نَظَروا إلى جَهَنَّمَ تَزفِرُ عَلى أهلِ مَعصِيَتِكَ: سُبحانَكَ! ما عَبَدناكَ حَقَّ عِبادَتِكَ. ۲
امام زين العابدين عليه ‏السلام ـ در دعا براى درود فرستادن بر فرشتگان حامل عرش الهى ـ : بار خدايا! درود فرست بر آنان و بر فرشتگانى كه فروتر از آنان‏اند و در آسمان‏هاى تو جاى دارند و امانتداران پيام‏هاى تو اند؛ همانان كه هر چه بكوشند، بيزارى به آنان راه نمى‏يابد و هر اندازه رنج برند، خستگى و سستى نمى‏گيرند. نه خواهشى دارند كه آنها را از ذكر تسبيح تو باز دارد، و نه سهو و غفلتى كه از بزرگداشت تو مانعشان شود. [از هيبت تو،] ديدگانْ فرو هشته‏اند و به تو نمى‏نگرند، و چانه‏ها فرو داشته‏اند [و سر به زيرند]؛ همانان كه آنچه را از نزد تو باشد، بسى خواهان‏اند، به ياد كردن از نعمت‏هاى تو آزمندند، و در برابر بزرگىِ تو و شكوه كبرياى تو خاكسارند؛ همانان كه هر گاه به جهنّم مى‏نگرند ـ كه بر نافرمانان از تو نهيب مى‏زند ـ، مى‏گويند: «پاكا تو! ما تو را چنان كه شايسته بندگىِ توست، بندگى نكرديم».
۱.في بحار الأنوار: «الأعناق» بدل «الأذقان».
۲.الصحيفة السجّاديّة: ص 27 الدعاء 3، بحار الأنوار: ج 59 ص 217 ح 85.

احادیث دیگر این موضوع

۸
امام على عليه ‏السلام ـ در دعاى معروف به دعاى كميل ـ : آيا به راستى، به تو چنين گمانى مى‏رود ـ اى معبود پاك و ستودنىِ من ـ كه در دوزخ، صداى بنده مسلمانى را بشنوى كه بر اثر مخالفتش، در آن جا زندانى شده و به سبب نافرمانى‏اش، طعم عذاب را چشيده و به واسطه جرم و جنايتش، در ميان طبقات آن محبوس گشته و با ضجّه اميدوار به رحمت تو، به درگاهت ضجّه مى‏زند و به زبان آنان كه تو را به يكتايى پرستيده‏اند، تو را مى‏خواند و به ربوبيّتت به تو توسّل مى‏جويد؟! آقاى من! [چنين كسى] چگونه در عذاب بماند، در حالى كه به بردبارىِ ازلى تو اميد دارد؟! يا چگونه آتش، او را به درد آورَد، در حالى كه به بخشايش و مهر تو آرزومند است؟! يا چگونه زبانه‏هاى آتش، بسوزانندش، در حالى كه تو بانگ او را مى‏شنوى و جايش را مى‏بينى؟! يا چگونه شعله سركش آتش، او را فرا گيرد، در حالى كه تو خود مى‏دانى كه او ناتوان است؟! يا چگونه در ميان طبقات دوزخ غوطه‏ور شود، در حالى كه از راستگويىِ او آگاهى؟! يا چگونه دوزخبانان بر او نهيب زنند، در حالى كه او تو را با فرياد «يا ربّ!» مى‏خواند؟! يا چگونه او را در آتش جاى دهى و او اميد دارد كه به فضل و بخشايش خود، از آن برهانى‏اش؛ ولى تو در آن رهايش سازى؟! هرگز! چنين گمانى به تو نمى‏رود و اين گونه رفتارى، با لطف و بخشايش شناخته شده‏ات نمى‏سازد و به نيكى و احسانى كه هماره با يكتاپرستان كرده‏اى، نمى‏ماند!