حدیث دربارهفريادخواهى از آتش

عنه عليه ‏السلام: إلهي! أتُحرِقُ بِالنّارِ وَجهي وكانَ لَكَ مُصَلِّيا؟ إلهي! أتُحرِقُ بِالنّارِ عَيني وكانَت مِن خَوفِكَ باكِيَةً؟ إلهي! أتُحرِقُ بِالنّارِ لِساني وكانَ لِلقُرآنِ تالِيا؟ إلهي! أتُحرِقُ بِالنّارِ قَلبي وكانَ لَكَ مُحِبّا؟ إلهي! أتُحرِقُ بِالنّارِ جِسمي وكانَ لَكَ خاشِعا؟ إلهي! أتُحرِقُ بِالنّارِ أركاني وكانَت لَكَ رُكَّعا سُجَّدا؟! ۱
امام زين العابدين عليه ‏السلام: معبود من! آيا رخسار مرا كه براى تو نماز گزارده است، در آتش مى‏سوزانى؟! معبود من! آيا چشم مرا كه از ترس تو گريان بوده است، با آتش مى‏سوزانى؟! معبود من! آيا زبان مرا كه قرآن تلاوت كرده است، با آتش مى‏سوزانى؟! معبود من! آيا قلب مرا كه عاشق و دوستدار تو بوده است، با آتش مى‏سوزانى؟! معبود من! آيا جسم مرا كه در برابر تو خاكسار بوده است، در آتش مى‏سوزنى؟! معبود من! آيا اعضاى بدن مرا كه در پيشگاه تو ركوع و سجود مى‏كرده است، با آتش مى‏سوزانى؟!
۱.بحار الأنوار: ج 94 ص 140 نقلاً عن بعض الكتب.

احادیث دیگر این موضوع

۸
امام على عليه ‏السلام ـ در دعاى معروف به دعاى كميل ـ : آيا به راستى، به تو چنين گمانى مى‏رود ـ اى معبود پاك و ستودنىِ من ـ كه در دوزخ، صداى بنده مسلمانى را بشنوى كه بر اثر مخالفتش، در آن جا زندانى شده و به سبب نافرمانى‏اش، طعم عذاب را چشيده و به واسطه جرم و جنايتش، در ميان طبقات آن محبوس گشته و با ضجّه اميدوار به رحمت تو، به درگاهت ضجّه مى‏زند و به زبان آنان كه تو را به يكتايى پرستيده‏اند، تو را مى‏خواند و به ربوبيّتت به تو توسّل مى‏جويد؟! آقاى من! [چنين كسى] چگونه در عذاب بماند، در حالى كه به بردبارىِ ازلى تو اميد دارد؟! يا چگونه آتش، او را به درد آورَد، در حالى كه به بخشايش و مهر تو آرزومند است؟! يا چگونه زبانه‏هاى آتش، بسوزانندش، در حالى كه تو بانگ او را مى‏شنوى و جايش را مى‏بينى؟! يا چگونه شعله سركش آتش، او را فرا گيرد، در حالى كه تو خود مى‏دانى كه او ناتوان است؟! يا چگونه در ميان طبقات دوزخ غوطه‏ور شود، در حالى كه از راستگويىِ او آگاهى؟! يا چگونه دوزخبانان بر او نهيب زنند، در حالى كه او تو را با فرياد «يا ربّ!» مى‏خواند؟! يا چگونه او را در آتش جاى دهى و او اميد دارد كه به فضل و بخشايش خود، از آن برهانى‏اش؛ ولى تو در آن رهايش سازى؟! هرگز! چنين گمانى به تو نمى‏رود و اين گونه رفتارى، با لطف و بخشايش شناخته شده‏ات نمى‏سازد و به نيكى و احسانى كه هماره با يكتاپرستان كرده‏اى، نمى‏ماند!