حدیث دربارهفريادخواهى از آتش

عنه عليه ‏السلام ـ فِي الدُّعاءِ المَعروفِ بِدُعاءِ كُمَيلٍ ـ : أفَتُراكَ سُبحانَكَ يا إلهي وبِحَمدِكَ، تَسمَعُ فيها صَوتَ عَبدٍ مُسلِمٍ سُجِنَ فيها بِمُخالَفَتِهِ، وذاقَ طَعمَ عَذابِها بِمَعصِيَتِهِ، وحُبِسَ بَينَ أطباقِها بِجُرمِهِ وجَريرَتِهِ، وهُوَ يَضِجُّ إلَيكَ ضَجيحَ مُؤَمِّلٍ لِرَحمَتِكَ، ويُناديكَ بِلِسانِ أهلِ تَوحيدِكَ، ويَتَوَسَّلُ إلَيكَ بِرُبوبِيَّتِكَ، يا مَولايَ! فَكَيفَ يَبقى فِي العَذابِ وهُوَ يَرجو ما سَلَفَ مِن حِلمِكَ؟! أم كَيفَ تُؤلِمُهُ النّارُ وهُوَ يَأمُلُ فَضلَكَ ورَحمَتَكَ؟! أم كَيفَ يُحرِقُهُ لَهيبُها وأنتَ تَسمَعُ صَوتَهُ وتَرى مَكانَهُ؟! أم كَيفَ يَشتَمِلُ عَلَيهِ زَفيرُها وأنتَ تَعلَمُ ضَعفَهُ؟! أم كَيفَ يَتَغَلغَلُ بَينَ أطباقِها وأنتَ تَعلَمُ صِدقَهُ؟! أم كَيفَ تَزجُرُهُ زَبانِيَتُها وهُوَ يُناديكَ يا رَبَّهُ؟! أم كَيفَ تُنزِلُهُ فيها وهُوَ يَرجو فَضلَكَ في عِتقِهِ مِنها فَتَترُكُهُ؟! هَيهاتَ، ما ذلِكَ الظَّنُّ بِكَ، ولَا المَعروفُ مِن فَضلِكَ، ولا مُشبِهٌ لِما عامَلتَ بِهِ المُوَحِّدينَ مِن بِرِّكَ وإحسانِكَ. ۱
امام على عليه ‏السلام ـ در دعاى معروف به دعاى كميل ـ : آيا به راستى، به تو چنين گمانى مى‏رود ـ اى معبود پاك و ستودنىِ من ـ كه در دوزخ، صداى بنده مسلمانى را بشنوى كه بر اثر مخالفتش، در آن جا زندانى شده و به سبب نافرمانى‏اش، طعم عذاب را چشيده و به واسطه جرم و جنايتش، در ميان طبقات آن محبوس گشته و با ضجّه اميدوار به رحمت تو، به درگاهت ضجّه مى‏زند و به زبان آنان كه تو را به يكتايى پرستيده‏اند، تو را مى‏خواند و به ربوبيّتت به تو توسّل مى‏جويد؟! آقاى من! [چنين كسى] چگونه در عذاب بماند، در حالى كه به بردبارىِ ازلى تو اميد دارد؟! يا چگونه آتش، او را به درد آورَد، در حالى كه به بخشايش و مهر تو آرزومند است؟! يا چگونه زبانه‏هاى آتش، بسوزانندش، در حالى كه تو بانگ او را مى‏شنوى و جايش را مى‏بينى؟! يا چگونه شعله سركش آتش، او را فرا گيرد، در حالى كه تو خود مى‏دانى كه او ناتوان است؟! يا چگونه در ميان طبقات دوزخ غوطه‏ور شود، در حالى كه از راستگويىِ او آگاهى؟! يا چگونه دوزخبانان بر او نهيب زنند، در حالى كه او تو را با فرياد «يا ربّ!» مى‏خواند؟! يا چگونه او را در آتش جاى دهى و او اميد دارد كه به فضل و بخشايش خود، از آن برهانى‏اش؛ ولى تو در آن رهايش سازى؟! هرگز! چنين گمانى به تو نمى‏رود و اين گونه رفتارى، با لطف و بخشايش شناخته شده‏ات نمى‏سازد و به نيكى و احسانى كه هماره با يكتاپرستان كرده‏اى، نمى‏ماند!
۱.مصباح المتهجّد: ص 848 ح 910، الإقبال: ج 3 ص 335 كلاهما عن كميل بن زياد، المصباح للكفعمي: ص 741، البلد الأمين: ص 190.

احادیث دیگر این موضوع

۸