برگشتن از دين

12 حدیث
رسول اللّه‏ صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله: يَرِدُ عَلَيَّ يَومَ القِيامَةِ رَهطٌ مِن أصحابي فَيُجلَونَ عَنِ الحَوضِ، فَأَقولُ: يا رَبِّ أصحابي! فَيَقولُ: إنَّكَ لا عِلمَ لَكَ بِما أحدَثوا بَعدَكَ! إنَّهُم ارتَدّوا عَلى أدبارِهِمُ القَهقَرى. ۱
پيامبر خدا صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله: در روز رستاخيز، دسته‏اى از يارانم نزد من مى‏آيند؛ امّا آنها را از حوض [كوثر] دور مى‏كنند. من مى‏گويم: پروردگارا! آنها ياران من‏اند. خدا مى‏فرمايد: «تو نمى‏دانى كه پس از تو آنها چه كردند. آنها به عقب باز گشتند».
۱.صحيح البخاري: ج 5 ص 2407 ح 6213، المصنف لعبد الرزاق: ج 11 ص 406 ح 20854، مسند الشاميّين: ج 3 ص 16 ح 1708، كنز العمّال: ج 14 ص 417 ح 39124 نقلاً عن ابن ماجة وكلّها عن أبي هريرة؛ مجمع البيان: ج 2 ص 809، الإيضاح: ص 232، بحار الأنوار: ج 28 ص 24 ح 34.
عنه صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله: وَالَّذي نَفسي بِيَدِهِ! لَأَذودَنَّ رِجالاً عَن حَوضي كَما تُذادُ الغَريبَةُ مِنَ الإِبِلِ عَنِ الحَوضِ. ۱
پيامبر خدا صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله: سوگند به آن كه جانم در دست اوست، مردانى را از حوض خود دور خواهم كرد، همچنان كه شتر بيگانه را از آبگير دور مى‏كنند.
۱.صحيح البخاري: ج 2 ص 834 ح 2238، صحيح مسلم: ج 4 ص 1800 ح 38 نحوه، مسند إسحاق بن راهويه: ج 1 ص 132 ح 56 كلّها عن أبي هريرة، كنز العمّال: ج 14 ص 420 ح 39135؛ العمدة: ص 468 ح 981 عن أبي هريرة، بحار الأنوار: ج 28 ص 25 ح 36.
صحيح البخاري عن أبي حازم عن سهل بن سعد: قالَ النَّبِيُّ صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله: إنّي فَرَطُكُم عَلَى الحَوضِ، مَن مَرَّ عَلَيَّ شَرِبَ، ومَن شَرِبَ لَم يَظمَأ أبَداً. لَيَرِدَنَّ عَلَيَّ أقوامٌ أعرِفُهُم ويَعرِفونَني، ثُمَّ يُحالُ بَيني وبَينَهُم. قالَ أبو حازِمٍ: فَسَمِعَنِي النُّعمانُ بنُ أبي عَيّاشٍ، فَقالَ: هكَذا سَمِعتَ مِن سَهلٍ؟ فَقُلتُ: نَعَم. فَقالَ: أشهَدُ عَلى أبي سَعيدٍ الخُدرِيِّ لَسَمِعتُهُ وهُوَ يَزيدُ فيها: فَأَقولُ: إنَّهُم مِنّي؟ فَيُقالُ: إنَّكَ لاتَدري ما أحدَثوا بَعدَكَ، فَأَقولُ: سُحقا سُحقا لِمَن غَيَّرَ بَعدي. ۱

صحيح البخارى ـ به نقل از ابو حازم ـ : سهل بن سعد گفت: پيامبر صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله فرمود: «من پيشرو ۲ شما در كنار حوض [ـِ كوثر]هستم. كسى كه [از آن] بنوشد، ديگر هرگز تشنه نخواهد شد. مردمانى بر من وارد مى‏شوند كه هم من آنها را مى‏شناسم و هم آنها مرا مى‏شناسند. سپس ميان من و آنان مانعى ايجاد مى‏شود». نعمان بن ابى عيّاش [اين حديث را] از من شنيد و گفت: اين گونه از سهل شنيدى؟ گفتم: آرى. گفت: گواهى مى‏دهم كه از ابو سعيد خُدرى [نيز همين را]شنيدم؛ ولى اين عبارت را نيز مى‏افزود [كه پيامبر صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله در ادامه فرموده است]: «پس من مى‏گويم: [پروردگارا!] آنان از [امّت] من‏اند. در جواب گفته مى‏شود: "تو نمى‏دانى كه پس از تو، چه‏ها كردند" و من مى‏گويم: نابود باد، نابود باد آن كه پس از من،

۱.صحيح البخاري: ج 5 ص 2406 ح 6212، صحيح مسلم: ج 4 ص 1793 ح 26، مسند ابن حنبل: ج 8 ص 442 ح 22936، الطرائف: ص 376 كلّها نحوه، بحار الأنوار: ج 28 ص 26.
۲.واژه «فَرَط» كه در حديث آمده، به معناى كسى است كه پيش از ديگران به سرچشمه مى‏رسد تا دَلوها را آماده كند، حوضچه‏ها را گرد كند و آنها را آب بنوشاند؛ آن كه پيش از قوم مى‏رود تا اسباب آبخور را درست كند.
صحيح البخاري عن أبي هريرة عن رسول اللّه‏ صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله: بَينا أنَا نائِمٌ إذا زُمرَةٌ، حَتّى إذا عَرَفتُهُم خَرَجَ رَجُلٌ مِن بَيني وبَينِهِم، فَقالَ: هَلُمَّ، فَقُلتُ: أينَ؟ قالَ: إلَى النّارِ وَاللّه‏ِ، قُلتُ: وما شَأنُهُم؟ قالَ: إنَّهُمُ ارتَدّوا بَعدَكَ عَلى أدبارِهِمُ القَهقَرى. ثُمَّ إذا زُمرَةٌ، حَتّى إذا عَرَفتُهُم خَرَجَ رَجُلٌ مِن بَيني وبَينِهِم، فَقالَ: هَلُمَّ، قُلتُ: أينَ؟ قالَ: إلى النّارِ وَاللّه‏ِ، قُلتُ: ما شَأنُهُم؟ قالَ: إنَّهُمُ ارتَدّوا بَعدَكَ عَلى أدبارِهِمُ القَهقَرى، فَلا أراهُ يَخلُصُ مِنهُم إلّا مِثلُ هَمَلِ النَّعَمِ. ۱
صحيح البخارى ـ به نقل از ابو هريره، از پيامبر خدا صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله ـ : خواب بودم كه گروهى را [در عالم رؤيا] ديدم و آنها را شناختم. ناگاه مردى از بين من و آنها بيرون آمد و گفت: بياييد. گفتم: به كجا؟ گفت: به خدا سوگند به سوى آتش. گفتم: مگر چه كرده‏اند؟ گفت: آنان پس از تو، به قهقرا [و آيين جاهلى خويش] باز گشتند. سپس گروهى ديگر آمدند و آنها را هم شناختم. پس مردى از ميان من و آنان بيرون آمد و گفت: بياييد. گفتم: به كجا؟ گفت: به خدا سوگند به سوى آتش. گفتم: مگر چه كرده‏اند؟ گفت: آنان، پس از تو، به قهقرا باز گشتند. پس، فكر نمى‏كنم كه از ايشان كسى نجات يابد، مگر به اندازه شترهاى بى‏چوپان [و از رمه و قافله مانده]. ۲
۱.صحيح البخاري: ج 5 ص 2407 ح 6215، كنز العمّال: ج 11 ص 132 ح 30918؛ العمدة: ص 468 ح 986، بحار الأنوار: ج 28 ص 27.
۲.يعنى: شمار اندكى از آنان، از دوزخ مى‏رهند.
الإمام عليّ عليه ‏السلام: وَالَّذي نَفسي بِيَدِهِ! لَتُفَرَّقَنَّ هذِهِ الاُمَّةُ عَلى ثَلاثٍ وسَبعينَ فِرقَةً، كُلُّها فِي النّارِ إلّا فِرقَةً: «وَمِمَّنْ خَلَقْنَا أُمَّةٌ يَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَبِهِ يَعْدِلُونَ» فَهذِهِ الَّتي تَنجو مِن هذِهِ الاُمَّةِ. ۱
امام على عليه ‏السلام: سوگند به آن كه جانم در دست اوست، اين امّت به هفتاد و سه فرقه پراكنده مى‏شوند كه همه آنها در آتش اند، مگر يك فرقه: «و از كسانى كه آفريديم، امّتى هستند كه به حق، هدايت مى‏كنند و به حق، داورى مى‏نمايند» . اين همان فرقه نجات‏يافته اين امّت است.
۱.تفسير العيّاشي: ج 2 ص 43 ح 122 عن ابن الصهبان البكري، مجمع البيان: ج 4 ص 773، بحار الأنوار: ج 28 ص 6 ح 8.
رسول اللّه‏ صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله: إنَّ «لا إلهَ إلَا اللّه‏ُ» كَلِمَةٌ عَظيمَةٌ كَريمَةٌ عَلَى اللّه‏ِ عز و جل، مَن قالَها مُخلِصا استَوجَبَ الجَنَّةَ، ومَن قالَها كاذِبا عَصَمَت مالَهُ ودَمَهُ وكانَ مَصيرُهُ إلَى النّارِ. ۱
پيامبر خدا صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله: به راستى كه «لا إله إلّا اللّه‏»، شعارى بزرگ و ارجمند در نزد خداى عز و جلاست. هر كه آن را با اخلاص بگويد، شايسته بهشت مى‏شود و هر كه به دروغ [و نه از صميم دل] بگويد، مال و جانش مصون مى‏ماند؛ ولى فرجامش آتش است.
۱.التوحيد: ص 23 ح 18 عن أحمد بن عبد اللّه‏ الجويباري عن الإمام الرضا عن آبائه عليهم ‏السلام، بحار الأنوار: ج 3 ص 5 ح 13؛ كنز العمّال: ج 1 ص 62 ح 220 نقلاً عن ابن النجار عن أنس.
عنه صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله: مَن كانَ لَهُ وَجهانِ فِي الدُّنيا، كانَ لَهُ يَومَ القِيامَةِ لِسانانِ مِن نارٍ. ۱
پيامبر خدا صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله: كسى كه در دنيا دورو داشته باشد، در روز رستاخيز، دو زبان از جنس آتش خواهد داشت.
۱.الخصال: ص 38 ح 18 عن عمار، مكارم الأخلاق: ج 1 ص 379 ح 2661 عن أبي ذر نحوه، بحار الأنوار: ج 75 ص 204 ح 7؛ سنن أبي داود: ج 4 ص 268 ح 4873، سنن الدارمي: ج 2 ص 770 ح 2662، المصنف لابن أبي شيبة: ج 6 ص 106 ح 1، مسند أبي يعلى: ج 2 ص 266 ح 1617 كلّها عن عمار.
عنه صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله: مَن كانَ ذا لِسانَينِ فِي الدُّنيا، جَعَلَ اللّه‏ُ لَهُ لِسانَينِ مِن نارٍ يَومَ القِيامَةِ. ۱
پيامبر خدا صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله: كسى كه در دنيا داراى دو زبان باشد، خداوند در روز رستاخيز برايش دو زبان از آتش قرار مى‏دهد.
۱.المعجم الكبير: ج 2 ص 170 ح 1697 عن جندب بن عبد اللّه‏، المعجم الأوسط: ج 8 ص 365 ح 8885، مسند أبي يعلى: ج 3 ص 183 ح 2764، مسند الشهاب: ج 1 ص 284 ح 463، حلية الأولياء: ج 2 ص 160 كلّها عن أنس، كنز العمّال: ج 3 ص 568 ح 7941؛ تنبيه الخواطر: ج 1 ص 8.
عنه صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله: يَجيءُ يَومَ القِيامَةِ ذُوالوَجهَينِ دالِعا لِسانَهُ في قَفاهِ وآخَرُ مِن قُدّامِهِ يَلتَهِبانِ نارا حَتّى يُلهِبا جَسَدَهُ، ثُمَّ يُقالُ لَهُ: هذَا الَّذي كانَ فِي الدُّنيا ذا وَجهَينِ وذا لِسانَينِ يُعرَفُ بِذلِكَ يَومَ القِيامَةِ. ۱
پيامبر خدا صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله: در روز قيامت، دورو، در حالى [به محشر] مى‏آيد كه يك زبان از پس گردنش آويزان است و زبانى ديگر از جلوى او، و هر دو [زبانش]چنان شعله‏ورند كه به تمام بدنش زبانه مى‏كشند. سپس در باره او گفته مى‏شود: «اين، كسى است كه در دنيا دورو و دوزبان بود. او بدين گونه در روز رستاخيز شناخته مى‏شود».
۱.الخصال: ص 38 ح 16، ثواب الأعمال: ص 319 ح 2 كلاهما عن زيد بن عليّ عن آبائه عن الإمام عليّ عليه ‏السلام، بحار الأنوار: ج 75 ص 203 ح 5.
عنه صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله: وَيلٌ لِلمُنافِقِ مِنَ النّارِ. ۱
پيامبر خدا صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله: واى بر منافق از آتش!
۱.. تحف العقول: ص 22، بحارالأنوار: ج 1 ص 122 ح 11.
الإمام عليّ عليه ‏السلام: اُحَذِّرُكُم أهلَ النِّفاقِ؛ فَإِنَّهُمُ الضّالّونَ المُضِلّونَ، وَالزّالّونَ المُزِلّونَ. يَتَلَوَّنونَ ألوانا، ويَفتَنّونَ افتِنانا، ويَعمِدونَكُم بِكُلِّ عِمادٍ، ويَرصُدونَكُم بِكُلِّ مِرصادٍ ۱، قُلوبُهُم دَويَّةٌ وصِفاحُهُم نَقِيَّةٌ، يَمشونَ الخَفاءَ، ويَدِبّونَ الضَّرّاءَ، وَصفُهُم دَواءٌ، وقَولُهُم شِفاءٌ، وفِعلُهُمُ الدّاءُ العَياءُ، حَسَدَةُ الرَّخاءِ، ومُؤَكِّدُو البَلاءِ، ومُقَنِّطُو الرَّجاءِ، لَهُم بِكُلِّ طَريقٍ صَريعٌ، وإلى كُلِّ قَلبٍ شَفيعٌ، ولِكُلِّ شَجوٍ دُموعٌ، يَتَقارَضونَ الثَّناءَ، ويَتَراقَبونَ الجَزاءَ، إن سَأَلوا ألحَفوا ۲، وإن عَذَلوا ۳ كَشَفوا، وإن حَكَموا أسرَفوا، قَد أعَدّوا لِكُلِّ حَقٍّ باطِلاً، ولِكُلِّ قائِمٍ مائِلاً، ولِكُلِّ

امام على عليه ‏السلام: شما را از دورويان بر حذر مى‏دارم؛ زيرا آنان مردمانى گم‏راه و گم‏راه‏كننده‏اند. خود لغزيده‏اند و ديگران را نيز مى‏لغزانند. هر دم به رنگى در مى‏آيند، هر گاه نيرنگى مى‏سازند و با هر وسيله‏اى و از هر راهى، قصد [فريب و اغواى] شما مى‏كنند و در هر كمينگاهى، به كمين شما مى‏نشينند. دل‏هايشان پر از بيمارى است؛ ولى چهره‏ها [و ظاهر]شان آراسته و پاكيزه. در نهان، راه مى‏روند و پنهانى مى‏جنبند. ۵ شرح و بيانشان دارو و گفتارشان شفاست؛ امّا كردارشان دردِ بى‏درمان است. حسودانِ نعمت و آسايش [ـِ ديگران]اند، و به رنج و گرفتارى [ـِ مردمان] دامن مى‏زنند و بذر نوميدى مى‏پاشند. در هر راهى، به خاك هلاكت افكنده‏اى دارند و براى رخنه در هر دلى، وسيله‏اى [از زبانْ‏بازى و تملّق]، و براى هر غم و

۱.قال ابن أبي الحديد: قوله: «يَفتَنّون»: يَتَشعّبون فُنونا؛ أي ضروبا. «ويعمدونكم»: أي يهدّونكم ويفدحونكم؛ يقال: عمده المرض أي هَدَّهُ. «بعماد»: أي بأمر فادح وخَطب مؤلم. «ويرصدونكم»: يعدّون المكائد لكم، أرصدتُ: أعددت (شرح نهج البلاغة: ج 10 ص 166).
۲.ألحَفَ: إذا ألحَّ في المسألة ولزمها (النهاية: ج 4 ص 237 «لحف»).
۳.العَذلُ: المَلَامةُ، يقال: عَذَلتُ فلانا فاعتذل. أي لام نفسه وأعتَبَ (الصحاح: ج 5 ص 1762 «عذل»).
۴.نهج البلاغة: الخطبة 194، بحار الأنوار: ج 72 ص 177 ح 6.
۵.عبارت «يدبّون الضرّاء»، ضرب المثلى است براى كسى كه به دوستش نيرنگ مى‏زند. ضرّاء، به معناى درخت انبوه و تنومند و در هم پيچيده است كه در پشت آن، مخفى شوند. شايد هم مراد اين باشد كه آهسته و سر به زير، راه مى‏روند؛ ولى به ناگاه، زهر خود را مى‏ريزند.
الإمام الصادق عليه ‏السلام: مَن لَقِيَ المُسلِمينَ بِوَجهَينِ ولِسانَينِ، جاءَ يَومَ القِيامَةِ ولَهُ لِسانانِ مِن نارٍ. ۱
امام صادق عليه ‏السلام: هر كه با مردم، دورو و دوزبانه برخورد كند، روز رستاخيز با دو زبان از آتش، [به محشر] مى‏آيد.
۱.الكافي: ج 2 ص 343 ح 1، ثواب الأعمال: ص 319 ح 1، الخصال: ص 38 ح 19، معاني الأخبار: ص 185 ح 2، الأمالي للصدوق: ص 418 ح 552 والثلاثة الأخيرة نحوه وكلّها عن ابن أبي يعفور، بحار الأنوار: ج 75 ص 204 ح 8.