حدیث دربارهخشنودى خداى سبحان

الغارات عن عباية:كَتَبَ عَلِيٌ عليه السلام إِلى مُحَمَّدِ [بنِ أَبِي بَكرٍ]وَأَهلِ مِصرَ:. إِنَّ أَهلَ الجَنَّةِ يَزُورُونَ الجَبّارَ كُلَّ جُمُعَةٍ، فَيَكُونُ أَقرَبُهُم مِنهُ عَلى مَنابِرَ مِن نُورٍ، وَالَّذِينَ يَلُونَهُم عَلَى مَنابِرَ مِن ياقُوتٍ، وَالَّذِينَ يَلُونَهُم عَلَى مَنابِرَ مِن زَبَرجَدٍ، وَالَّذِينَ يَلُونَهُم عَلَى مَنابِرَ مِن مِسكٍ، فَبَينا هُم كَذلِكَ يَنظُرُونَ إِلى نُورِ اللّهِ جَلَّ جَلالُهُ وَيَنظُرُ اللّهُ فِي وُجُوهِهِم، إِذا أَقبَلَت سَحابَةٌ تَغشاهُم فَتُمطِرُ عَلَيهِم مِنَ النِّعمَةِ وَاللَّذَّةِ وَالسُّرُورِ وَالبَهجَةِ ما لا يَعلَمُهُ إِلَا اللّهُ سُبحانَهُ. ثُمَّ قالَ: بَلى إِنَّ مَعَ هَذا ما هُوَ أَفضَلُ مِنهُ؛ رِضوانُ اللّهِ الأَكبَرُ. ۱
الغاراتـ به نقل از عبايه ـ: على عليه السلام به محمّد [بن ابى بكر] و مردم مصر نوشت: «. بهشتيان هر آدينه به ديدار پادشاه عالم مى روند. آنان كه به او نزديك ترند، بر منبرهايى از نور مى نشينند و كسانى كه در مرتبه بعد از آنها قرار دارند، بر منبرهايى از ياقوت، و كسان بعد از آنها بر منبرهايى از زبرجد، و مرتبه پايين تر از اينها بر منبرهايى از مُشك مى نشينند. در همان حال كه نشسته اند و به نور خداى عز و جلمى نگرند و خداوند به چهره آنان مى نگرد، به ناگاه، ابرى مى آيد و بر فراز سرشان مى ايستد و چندان نعمت و لذّت و شادمانى و سرخوشى بر آنان فرو مى بارد كه تنها خداى سبحان مى داند و بس». سپس فرمود: «آرى، با اين همه، چيزى هست كه از اين هم برتر است: خشنودى بزرگِ خدا».
۱.الغارات: ج 1 ص 243، بحار الأنوار: ج 33 ص 547؛ شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد: ج 6 ص 70 نحوه.

احادیث دیگر این موضوع

۵
تنبيه الغافلين:در خبرى آمده است كه خداى بلندمرتبه، به فرشتگانش مى فرمايد: «از دوستانم پذيرايى كنيد». پس خوراكى هاى رنگارنگ آورده مى شود و دوستان خدا از هر لقمه اى لذّتى متفاوت با لقمه ديگر مى برند و چون از خوردنْ دست مى كشند، خداى بلندمرتبه مى فرمايد: «به بندگانم بنوشانيد». پس نوشيدنى هايى آورده مى شود و آنان از هر نوشيدنى، لذّتى متفاوت با ديگرى مى برند و چون از نوشيدنْ دست مى كشند، خداى بلندمرتبه به ايشان مى فرمايد: «منم پروردگار شما. به وعده ام با شما عمل كردم. پس اينك از من بخواهيد تا به شما عطا كنم». دوستان خدا دو يا سه بار مى گويند: پروردگارا! خشنودى ات را از تو مى خواهيم. پس خداى بلندمرتبه مى فرمايد: «از شما خشنود شدم و افزون بر اين هم دارم. امروز، شما را به كرامتى بزرگ تر از همه اينها مفتخر مى سازم». آن گاه پرده كنار زده مى شود و آنان تا آن گاه كه خدا بخواهد، به او مى نگرند. سپس برايش به خاك مى افتند و تا آن گاه كه خدا بخواهد، همچنان در سجده خواهند بود. سپس به آنان مى فرمايد: «سرهايتان را بلند كنيد. اين جا، جاى عبادت نيست». پس هر نعمتى را كه در آن به سر مى بردند، از ياد مى برند و نگريستن به او، برايشان از همه نعمت ها خوش تر است. سپس بر مى گردند و از زير عرش، بادى بر تپّه اى از مشك سفيد، وزيدن مى گيرد و آن را بر سر آنها و پيشانى اسبانشان مى پاشد، و چون به نزد كسان خويش باز گردند، همسرانشان آنان را زيباتر و نورانى تر از زمانى مى بينند كه تركشان كرده بودند. پس همسرانشان به آنان مى گويند: زيباتر از آنچه بوديد، باز گشته ايد!