حدیث دربارهخشنودى خداى سبحان

عنه صلى الله عليه و آله:إِنَّ اللّهَ يَقُولُ لِأَهلِ الجَنَّةِ: يا أَهلَ الجَنَّةِ! يَقُولُونَ: لَبَّيكَ رَبَّنا وَسَعدَيكَ، فَيَقُولُ: هَل رَضِيتُم؟ فَيَقُولُونَ: وَما لَنا لَا نَرضى وَقَد أَعطَيتَنا ما لَم تُعطِ أَحَدا مِن خَلقِكَ! فَيَقُولُ: أَنا أُعطِيكُم أَفضَلَ مِن ذَلِكَ، قالُوا: يا رَبِّ! وَأَيُ شَيءٍ أَفضَلُ مِن ذَلِكَ؟ قالَ: أُحِلُّ عَلَيكُم رِضوانِي، فَلا أَسخَطُ عَلَيكُم بَعدَهُ أَبَدا. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خدا به اهل بهشت مى فرمايد: «اى اهل بهشت!» و آنها مى گويند: گوش به فرمانيم ـ اى پروردگار ما ـ و در خدمتيم. خدا مى فرمايد: «آيا خشنود شديد؟». بهشتيان مى گويند: چرا خشنود نباشيم، در حالى كه به ما چيزى عطا كرده اى كه به هيچ كدام از آفريدگانت نداده اى! خدا مى فرمايد: «از اين برتر به شما عطا مى كنم!». مى گويند: پروردگارا! از اينها برتر چيست؟ مى فرمايد: «خشنودى ام را بر شما فرود مى آورم و از آن پس، هرگز بر شما خشم نخواهم گرفت».
۱.صحيح البخاري: ج 5 ص 2398 ح 6183، صحيح مسلم: ج 4 ص 2176 ح 9، سنن الترمذي: ج 4 ص 689 ح 2555، مسند ابن حنبل: ج 4 ص 175 ح 11835 كلّها عن أبي سعيد الخدري، كنز العمّال: ج 14 ص 467 ح 39287.

احادیث دیگر این موضوع

۵
تنبيه الغافلين:در خبرى آمده است كه خداى بلندمرتبه، به فرشتگانش مى فرمايد: «از دوستانم پذيرايى كنيد». پس خوراكى هاى رنگارنگ آورده مى شود و دوستان خدا از هر لقمه اى لذّتى متفاوت با لقمه ديگر مى برند و چون از خوردنْ دست مى كشند، خداى بلندمرتبه مى فرمايد: «به بندگانم بنوشانيد». پس نوشيدنى هايى آورده مى شود و آنان از هر نوشيدنى، لذّتى متفاوت با ديگرى مى برند و چون از نوشيدنْ دست مى كشند، خداى بلندمرتبه به ايشان مى فرمايد: «منم پروردگار شما. به وعده ام با شما عمل كردم. پس اينك از من بخواهيد تا به شما عطا كنم». دوستان خدا دو يا سه بار مى گويند: پروردگارا! خشنودى ات را از تو مى خواهيم. پس خداى بلندمرتبه مى فرمايد: «از شما خشنود شدم و افزون بر اين هم دارم. امروز، شما را به كرامتى بزرگ تر از همه اينها مفتخر مى سازم». آن گاه پرده كنار زده مى شود و آنان تا آن گاه كه خدا بخواهد، به او مى نگرند. سپس برايش به خاك مى افتند و تا آن گاه كه خدا بخواهد، همچنان در سجده خواهند بود. سپس به آنان مى فرمايد: «سرهايتان را بلند كنيد. اين جا، جاى عبادت نيست». پس هر نعمتى را كه در آن به سر مى بردند، از ياد مى برند و نگريستن به او، برايشان از همه نعمت ها خوش تر است. سپس بر مى گردند و از زير عرش، بادى بر تپّه اى از مشك سفيد، وزيدن مى گيرد و آن را بر سر آنها و پيشانى اسبانشان مى پاشد، و چون به نزد كسان خويش باز گردند، همسرانشان آنان را زيباتر و نورانى تر از زمانى مى بينند كه تركشان كرده بودند. پس همسرانشان به آنان مى گويند: زيباتر از آنچه بوديد، باز گشته ايد!