حدیث دربارهعيسى بن عبداللّه قمىّ
يونُسُ بنُ يَعقوبَ:دَخَلَ عيسَى بنُ عَبدِ اللّهِ القُمِّيُّ عَلى أبي عَبدِ اللّهِ عليه السلام، فَلَمَّا انصَرَفَ قالَ لِخادِمِهِ: اُدعُهُ، فَانصَرَفَ إلَيهِ فَأَوصاهُ بِأَشياءَ، ثُمَّ قالَ: يا عيسَى ابنَ عَبدِ اللّهِ، إنَّ اللّهَ يَقولُ: «وأمُر أهلَكَ بِالصَّلاةِ ۱» ، وإنَّكَ مِنّا أهلَ البَيتِ، فَإِذا كانَتِ الشَّمسُ مِن هاهُنا مِقدارُها مِن هاهُنا مِنَ العَصرِ فَصَلِّ سِتَّ رَكَعاتٍ. قالَ: ثُمَّ وَدَّعَهُ وقَبَّلَ ما بَينَ عَينَي عيسى وَانصَرَفَ ۲.
يونس بن يعقوب:عيسى بن عبداللّه قمى خدمت حضرت صادق عليه السلامرسيد و چون از نزد آن حضرت خارج شد، امام به خادم خود فرمود: او را صدا بزن. عيسى نزد حضرت بازگشت و امام سفارشهايى به او كرد و آن گاه فرمود: اى عيسى بن عبداللّه، خداوند مى فرمايد: «و خانواده ات را به نماز خواندن فرمان ده» . تو هم از ما خانواده هستى. پس هرگاه اندازه آفتاب در عصر، از اين جا به آن جا رسيد، شش ركعت نماز بخوان. يونس مى گويد: حضرت سپس پيشانى عيسى را بوسيد و با او خداحافظى كرد و عيسى رفت.