حدیث دربارهبيزارى اهل بيت از غاليان
عبدُالسَّلامِ الهَرَوِيُّ:قُلتُ لَهُ [أيِ لِلإِمامِ الرِّضا عليه السلام]: يَا بنَ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله، ما شَيءٌ يَحكيهِ عَنكُمُ النّاسُ؟ قالَ: وما هُوَ؟ قُلتُ: يَقولونَ إنَّكُم تَدَّعونَ أنَّ النّاسَ لَكُم عَبيدٌ. فَقالَ: اللّهُمَّ فاطِرَ السَّماواتِ وَالأرضِ عالِمَ الغَيبِ وَالشَّهادَةِ أنتَ شاهِدٌ بِأَنّي لَم أقُل ذلِكَ قَطُّ ولا سَمِعتُ أحَدًا مِن آبائي قالَهُ قَطُّ، وأنتَ العالِمُ بِما لَنا مِنَ المَظالِمِ عِندَ هذِهِ الاُمَّةِ، وإنَّ هذِهِ مِنها. ثُمَّ أقبَلَ عَلَيَّ فَقالَ لي: يا عَبدَ السَّلامِ، إذا كانَ النّاسُ كُلُّهُم عَبيدَنا عَلى ما حَكَوهُ عَنّا فَمِمَّن نَبيعُهُم؟ قُلتُ: يَا بنَ رَسولِ اللّهِ، صَدَقتَ. ثُمَّ قالَ: ياعَبدَ السَّلامِ، أمُنكِرٌ أنتَ لِما أوجَبَ اللّهُ تَعالى لَنا مِنَ الوَلايَةِ كما يُنكِرُهُ غَيرُكَ؟ قُلتُ: مَعاذَ اللّهِ، بَل أنَا مُقِرٌّ بِوَلايَتِكُم ۱.
عبد السلام هروى:به حضرت رضا عليه السلام عرض كردم: يابن رسول اللّه، اين چه مطالبى است كه مردم از قول شما نقل مى كنند؟ فرمود: چه مى گويند؟ عرض كردم: مى گويند شما ادعا مى كنيد كه مردم بندگان شما هستند. فرمود: اى خداى آفريننده آسمانها و زمين و اى داناى نهان و آشكار! تو گواهى كه من هرگز چنين سخنى نگفته ام و هيچ گاه از هيچ يك از پدرانم نيز نشنيده ام كه چنين حرفهايى بزنند و [خدايا]تو مى دانى كه اين امّت چه ستمها به ما كرده اند و اين [نسبت دروغ]نيز يكى از آنهاست. سپس حضرت رو به من كرد و فرمود: اى عبدالسلام، اگر مردم، آن گونه كه از قول ما نقل مى كنند، بنده ما هستند، پس آنان را از چه كسى مى خريم؟ عرض كردم: يابن رسول اللّه، راست مى فرماييد. سپس فرمود: اى عبدالسلام، آيا توهم مانند ديگران منكرى كه خداوند متعال ولايت ما را واجب ساخته است؟ عرض كردم: پناه به خدا، من به ولايت شما اقرار دارم.
۱.عيون أخبار الرضا عليه السلام: 2 / 184 / 6.