بيزارى اهل بيت از غاليان

6 حدیث
الإمام عليّ عليه السلام:اللّهُمَّ إنّي بَريءٌ مِنَ الغُلاةِ كَبَراءَةِ عيسَى بنِ مَريَمَ مِنَ النَّصارى، اللّهُمَّ اخذُلَهُم أبَدًا ولا تَنصُر مِنهُم أحَدًا ۱.
امام على عليه السلام:بار خدايا، من از غاليان بيزارم، همان گونه كه عيسى بن مريم از نصارا بيزار بود؛ بار خدايا! براى هميشه آنان را تنها و بى ياور گذار و احدى از ايشان را يارى نرسان.
۱.أمالي الطوسيّ: 650 / 1350 عن الأصبغ بن نباتة، المناقب لابن شهرآشوب: 1 / 263.
عنه عليه السلام:لا تَتَجاوَزوا بِنَا العُبودِيَّةَ، ثُمَّ قولوا ما شِئتُم ولَن تبلُغوا، وإيّاكُم وَالغُلُوَّ كَغُلُوِّ النَّصارى، فَإِنّي بَريءٌ مِنَ الغالينَ ۱.
امام على عليه السلام:ما را از مرز بندگى فراتر نبريد، آن گاه هرچه خواستيد [در فضيلت ما] بگوييد كه باز هم كم گفته ايد [و حقّ مطلب را ادا نكرده ايد]، مبادا همچون نصارا غلوّ كنيد كه من از غلوكنندگان بيزارم.
۱.الاحتجاج: 2 / 453 / 314 عن الإمام العسكريّ عن الإمام الرضا عليهماالسلام، التفسير المنسوب إلى الإمام العسكريّ عليه السلام: 50 / 24.
الإمام زين العابدين عليه السلام:إنَّ اليَهودَ أحَبّوا عُزَيرًا حَتّى قالوا فيهِ ما قالوا، فَلا عُزَيرٌ مِنهُم ولا هُم مِن عَزَيرٍ. وإنَّ النَّصارى أحَبّوا عيسى حَتّى قالوا فيهِ ما قالوا، فَلا عيسى مِنهُم ولا هُم مِن عيسى. وإنّا عَلى سُنَّةٍ مِن ذلِكَ، إنَّ قَومًا مِن شيعَتِنا سَيُحِبّونَنا حَتّى يَقولوا فينا ما قالَتِ اليَهودُ في عُزَيرٍ وما قالَتِ النَّصارى في عيسَى بنِ مَريَمَ، فَلا هُم مِنّا ولا نَحنُ مِنهُم ۱.
امام سجاد عليه السلام:يهود، عزير را چندان دوست داشتند كه درباره او گفتند آن چه گفتند [و با اين حرفها كار را به جايى رساندند كه] نه عزير از آنان است و نه آنان از عزير؛ نصارا نيز عيسى را چندان دوست داشتند كه درباره او گفتند آن چه گفتند، پس نه عيسى از آنان است و نه آنان از عيسى. درباره ما نيز همين شيوه پيموده خواهد شد؛ گروهى از شيعيان ما، آن قدر ما را دوست خواهند داشت كه راجع به ما همان چيزى را بگويند كه يهود درباره عزير گفتند و نصارا درباره عيسى بن مريم؛ اين گروه از ما نيستند و ما نيز از آنان نمى باشيم.
۱.رجال الكشّيّ: 1 / 336 / 191 عن أبي خالد الكابليّ.
عبدُالسَّلامِ الهَرَوِيُّ:قُلتُ لَهُ [أيِ لِلإِمامِ الرِّضا عليه السلام]: يَا بنَ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله، ما شَيءٌ يَحكيهِ عَنكُمُ النّاسُ؟ قالَ: وما هُوَ؟ قُلتُ: يَقولونَ إنَّكُم تَدَّعونَ أنَّ النّاسَ لَكُم عَبيدٌ. فَقالَ: اللّهُمَّ فاطِرَ السَّماواتِ وَالأرضِ عالِمَ الغَيبِ وَالشَّهادَةِ أنتَ شاهِدٌ بِأَنّي لَم أقُل ذلِكَ قَطُّ ولا سَمِعتُ أحَدًا مِن آبائي قالَهُ قَطُّ، وأنتَ العالِمُ بِما لَنا مِنَ المَظالِمِ عِندَ هذِهِ الاُمَّةِ، وإنَّ هذِهِ مِنها. ثُمَّ أقبَلَ عَلَيَّ فَقالَ لي: يا عَبدَ السَّلامِ، إذا كانَ النّاسُ كُلُّهُم عَبيدَنا عَلى ما حَكَوهُ عَنّا فَمِمَّن نَبيعُهُم؟ قُلتُ: يَا بنَ رَسولِ اللّهِ، صَدَقتَ. ثُمَّ قالَ: ياعَبدَ السَّلامِ، أمُنكِرٌ أنتَ لِما أوجَبَ

عبد السلام هروى:به حضرت رضا عليه السلام عرض كردم: يابن رسول اللّه، اين چه مطالبى است كه مردم از قول شما نقل مى كنند؟ فرمود: چه مى گويند؟ عرض كردم: مى گويند شما ادعا مى كنيد كه مردم بندگان شما هستند. فرمود: اى خداى آفريننده آسمانها و زمين و اى داناى نهان و آشكار! تو گواهى كه من هرگز چنين سخنى نگفته ام و هيچ گاه از هيچ يك از پدرانم نيز نشنيده ام كه چنين حرفهايى بزنند و [خدايا]تو مى دانى كه اين امّت چه ستمها به ما كرده اند و اين [نسبت دروغ]نيز يكى از آنهاست. سپس حضرت رو به من كرد و فرمود: اى عبدالسلام، اگر مردم، آن گونه كه از قول ما نقل مى كنند، بنده ما هستند، پس آنان را از چه كسى مى خريم؟ عرض كردم: يابن رسول اللّه، راست مى فرماييد. سپس فرمود: اى عبدالسلام، آيا توهم مانند ديگران منكرى كه

۱.عيون أخبار الرضا عليه السلام: 2 / 184 / 6.
الحَسَنُ بنُ الجَهمِ:حَضَرتُ مَجلِسَ المَأمونِ يَومًا وعِندَهُ عَلِيُّ بنُ موسَى الرِّضا عليه السلاموقَدِ اجتَمَعَ الفُقَهاءُ وأهلُ الكَلامِ مِنَ الفِرَقِ المُختَلِفَةِ. قالَ لَهُ المَأمونُ: يا أبَا الحَسَنِ بَلَغَني أنَّ قَومًا يَغلُونَ فيكُم ويَتَجاوزونُ فيكُمُ الحَدَّ. فَقالَ الرِّضا عليه السلام: حَدَّثَني أبي موسَى بنُ جَعفَرٍ عن أبيهِ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّدٍ عَن أبيهِ مُحَمَّدِ بنِ عَلِيٍّ عَن أبيهِ عَلِيِّ بنِ الحُسَينِ عَن أبيهِ الحُسَينِ ابنِ عَلِيٍّ عَن أبيهِ عَلِيِّ بنِ أبي طالِبٍ عليهم السلام قالَ: قالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: لا تَرفَعوني فَوقَ حَقّي؛ فَإِنَّ اللّهَ تَبارَكَ وتَعالَى اتَّخَذَني عَبدًا قَبلَ أن يَتَّخِذَني نَبِيًّا، قالَ اللّهُ تَبارَكَ وتَعالى: «ما

حسن بن جهم:روزى در انجمن مأمون حاضر بودم و على بن موسى الرضا عليه السلامنيز نزد او بود و فقيهان و متكلمان فِرقه هاى مختلف، جمع بودند. مأمون به آن بزرگوار عرض كرد: شنيده ام كه گروهى درباره شما غُلو مى كنند و نسبت به شما پا را از حد فراتر مى گذارند. حضرت رضا عليه السلامفرمود: پدرم، موسى بن جعفر از پدرش، جعفر بن محمّد از پدرش، محمّد بن على از پدرش، على بن الحسين از پدرش، حسين بن على از پدرش، على بن ابى طالب عليهم السلام حديث كرد كه آن جناب فرمود: رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: مرا از آن چه سزاوارم، فراتر نبريد؛ زيرا خداوند تبارك و تعالى پيش از آن كه مرا پيامبر قرار دهد، بنده خود قرار داد. خداى تبارك و تعالى فرموده است: «هيچ بشرى را نسزد كه خدا به او كتاب و حكم و پيامبرى بدهد، سپس او به

۱.آل عمران: 79 و 80.
۲.المائدة: 116 و 117.
۳.النساء: 172.
۴.المائدة: 75.
۵.عيون أخبار الرضا عليه السلام: 2 / 200 / 1.
الإمام الرضا عليه السلامـ كانَ يَقولُ في دُعائِهِـ: اللّهُمَّ إنّي أبرَأُ مِنَ الحَولِ وَالقُوَّةِ فَلا حَولَ ولا قُوَّةَ إلاّ بِكَ. اللّهُمَّ إنّي أبرَأُ إلَيكَ مِنَ الَّذينَ ادَّعَوا لَنا ما لَيسَ لَنا بِحَقٍّ، اللّهُمَّ إنّي أبرَأُ إلَيكَ مِنَ الَّذينَ قالوا فينا ما لَم نَقُلهُ في أنفُسِنا. اللّهُمَّ لَكَ الخَلقُ ومِنكَ الأَمرُ وإيّاكَ نَعبُدُ وإيّاكَ نَستَعينُ. اللّهُمَّ أنتَ خالِقُنا وخالِقُ آبائِنَا الأَوَّلينَ وآبائِنَا الآخِرينَ، اللّهُمَّ لا تَليقُ الرُّبوبِيَّةُ إلاّ بِكَ، ولا تَصلُحُ الإِلهِيَّةُ إلاّ لَكَ، فَالعَنِ النَّصارَى الَّذينَ صَغَّروا عَظَمَتَكَ، وَالعَنِ المُضاهينَ لِقَولِهِم مِن بَرِيَّتِكَ. اللّهُمَّ إنّا عَبيدُكَ وأبناءُ عَبيدِكَ، لا نَملِكُ لِأَنفُسِنا ضَرًّا ولا

امام رضا عليه السلامدر دعاى خود مى گفت: بار خدايا، من (به خودى خود) فاقد حركت و نيرويم؛ زيرا كه هيچ حركت و نيرويى جز به مدد تو نيست؛ بار خدايا، من از كسانى كه در حقّ ما چيزى را ادعا مى كنند كه سزاوار ما نيست، به درگاه تو بيزارى مى جويم؛ بار خدايا، من از كسانى كه درباره ما مطالبى مى گويند كه ما خود در حقّ خويش نگفته ايم، به درگاه تو اعلام بيزارى مى كنم؛ بار خدايا، آفريدگار تويى و فرمانروا تو، تنها تو را مى پرستيم و تنها از تو يارى مى جوييم. بار خدايا، تويى آفريدگار ما و آفريدگار پدران نخستين و پدران آخرين ما. بار خدايا، ربوبيّت، سزاوار كسى جز تو نيست و الوهيّت، شايسته كسى جز تو نباشد؛ پس لعن و نفرين خود را نثار نصارا كن كه عظمت تو را پايين آوردند و لعن و نفرين خود را نثار ديگر مردمانى كن كه

۱.الاعتقادات للصدوق: 99.