حدیث دربارهحرمت بهشت بر ستمكار به اهل بيت عليهم السلام

أنَسُ بنُ مالِكٍ:دَخَلتُ عَلى رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله فَقالَ: قَد اُعطيتُ الكَوثَرَ، قُلتُ: يا رَسولَ اللّهِ، ومَا الكَوثَرُ؟ قالَ: نَهرٌ فِي الجَنَّةِ عَرضُهُ وطولُهُ ما بَينَ المَشرِقِ وَالمَغرِبِ، ولا يَشرَبُ مِنهُ أحَدٌ فَيَظمَأَ، ولا يَتَوَضَّأُ مِنهُ أحَدٌ فَيَشعَثَ، لا يَشرَبُهُ إنسانٌ خَفَرَ ذِمَّتي ولا قَتَلَ أهلَ بَيتي ۱.
أنس بن مالك:بر رسول خدا صلى الله عليه و آله وارد شدم، آن حضرت فرمود: كوثر به من داده شد. عرض كردم: اى رسول خدا! كوثر چيست؟ فرمود: نهرى است در بهشت كه طول و عرض آن از مشرق تا مغرب است. هركس از آن بياشامد، ديگر هرگز تشنه نمى شود و هركس با آب آن، خود را بشويد ديگر هرگز خاك آلود نمى شود؛ هر انسانى كه پيمان مرا بشكند و يا اهل بيت مرا به قتل رساند، از آن نخواهد آشاميد.
۱.المعجم الكبير: 3 / 126 / 2882.

احادیث دیگر این موضوع

۶
على بن ابى طلحه وابسته بنى اميّه:معاويه بن ابى سفيان با معاويه بن حديج به حج رفتند. اين معاويه يكى از ناسزاگوترين مردمان به على بود. وى در مدينه از ميان مسجد پيامبر صلى الله عليه و آله گذشت. حسن بن على در ميان جمعى از يارانش نشسته بودند. به آن حضرت عرض شد: اين معاويه بن حديج است كه پيوسته به على عليه السلامناسزا مى گويد: حضرت فرمود: اين مرد را نزد من آوريد. يك نفر نزد معاويه رفت و گفت: تو را خواسته است. معاويه پرسيد: چه كسى؟ گفت: حسن بن على. معاويه بن حديج نزد ايشان آمد و سلام كرد. حسن بن على عليه السلامگفت: تو معاويه بن حديج هستى؟ او سه بار گفت: آرى. حسن عليه السلام به او گفت: همان كه به على ناسزا مى گويد؟ گويى معاويه خجالت كشيد. حسن به او گفت: هان! به خدا قسم اگر در كنار حوض [كوثر]بر او در آيى ـ كه البته گمان نمى كنم به كنار آن وارد شوى ـ خواهى ديدش كه دامن به كمر زده است و منافقان را همچون شترى بيگانه دور مى سازد؛ اين فرموده آن راستگوى راستين است كه: «و ناكام گشت هركه دروغ بست».