حدیث دربارهگراميداشت الهى

الإمام عليّ عليه السلامـ فِي الدّيوانِ المَنسوبِ إلَيهِ ـ: دَواؤُكَ فيكَ وما تَشعُرُ وداؤُكَ مِنكَ وما تُبصِرُ أتَزعُمُ أنَّكَ جِرمٌ صَغيرٌ وفيكَ انطَوَى العالَمُ الأَكبَرُ وأنتَ الكِتابُ المُبينُ الَّذي بِأَحرُفِهِ يَظهَرُ المُضمَرُ فَلا حاجَةَ لَكَ في خارِجٍ يُخَبِّرُ عَنكَ بِما سُطِّرَ ۱
امام على عليه السلامـ در ديوان منسوب به ايشان ـ: دواى تو در وجود خود توست و تو نمى دانى و درد تو از توست و تو نمى بينى تو مى پندارى كه جسمى خُردى حالْ آن كه جهان بزرگ تر در [وجود] توست تو آن كتاب روشنى هستى كه با حروفش نهانش آشكار مى شود پس تو را نيازى نيست به بيرون از تو كه [خداوند،] تو را به آنچه [در وجودت] نگاشته شده، آگاه سازد.
۱.الديوان المنسوب إلى الإمام علي عليه السلام: ص 236 الرقم 158.

احادیث دیگر این موضوع

۴
امام هادى عليه السلامـ در نامه ايشان در پاسخ به اهل جبر و تفويض ـ: سخن در اين باره را با گفته [امام]صادق عليه السلام آغاز مى كنيم كه فرمود: «نه جبر است و نه تفويض؛ بلكه مقامى (چيزى) است ميان اين دو، و آن، عبارت است از: سلامت آفرينش، باز بودن راه، مهلت داشتن در وقت، توشه داشتن مانند دارا بودن مركوب، و علّت برانگيزنده فاعل بر فعلش.». اينها پنج چيزند كه [امام]صادق عليه السلام همه امتيازات را در آنها جمع كرده است و هرگاه بنده، يكى از اينها را كم داشته باشد، بر حَسَب آن، تكليف از او بر كنار است. پس [امام] صادق عليه السلام اصلى را كه مردم بايد در پى شناخت آن باشند، خبر داده است. و من، به خواست خدا، اين پنج چيز را با شواهدى از قرآن و بيان، توضيح مى دهم: توضيح «سلامت آفرينش»: اما فرموده [امام] صادق عليه السلام، معنايش برخوردارى انسان از آفرينش كامل و حواس كامل و ثبات عقل و تشخيص و زبان گوياست. و اين است معناى فرموده خداوند كه: «ما فرزندان آدم را گرامى داشتيم و آنان را در خشكى و دريا حمل كرديم. و از پاكيزه ها روزى شان داديم و آنان را بر بسيارى از آفريده هاى خود، برترىِ آشكار داديم» . خداوند عز و جلخبر داده است كه آدميان را به واسطه تشخيص خِرد و گويايى، به ديگر آفريدگانش از چارپايان و درندگان و آبزيان و پرندگان و هر جنبنده اى كه حواس آدميان آن را درك مى كند، برترى داده است، و اين، فرموده اوست كه: «هر آينه، انسان را در نيكوترين اعتدال آفريديم» . و فرموده: «اى انسان! چه چيز تو را بر پروردگار بزرگوارت، گستاخ كرده است؛ همان كس كه تو را آفريد، [اندام] تو را درست كرد و [آن گاه]تو را سامان بخشيد و به هر صورتى كه خواست، تو را تركيب كرد؟» . و در آيات بسيار [ديگرى]. پس نخستين نعمتى كه خدا به انسان بخشيد، خِرد سالم بود و به واسطه كمال خِرد و بيان روشن، او را بر بسيارى از آفريدگانش برترى داد؛ چه، هر جنبنده اى بر پهنه زمين به حواسّ خود متّكى است و ذاتى كامل دارد؛ امّا آدميان را به سبب گويايى (قوّه ناطقه) بر ديگر آفريدگان كه [تنها]با حواس خود ادراك مى كنند، برترى بخشيد. و از براى همين قوّه ناطقه است كه خداوند، آدميزاد را به ديگر آفريدگان، مسلّط كرد تا بدان جا كه امر و نهى كننده گشته است و ديگران، مسخّر اويند، چنان كه خداوند فرمود: «اين گونه آنها (بهايم) را براى شما رام كرد تا خدا را به [پاس] آن كه شما را هدايت نمود، به بزرگى ياد كنيد» . و فرمود: «و او كسى است كه دريا را مسخّر گردانيد تا از آن، گوشت تازه بخوريد و پيرايه اى كه آن را مى پوشيد، از آن بيرون آوريد» . و فرمود: «چارپايان را براى شما آفريد: در آنها براى شما [وسيله] گرمى و سودهايى است و از آنها مى خوريد. و در آنها براى شما زيبايى است، آن گاه كه [آنها را] از چراگاه برمى گردانيد و هنگامى كه به چراگاه مى بريد. و بارهاى شما را به شهرى مى برند كه جز با مشقّت بدن ها نمى توانستيد بدان برسيد» . پس بدين سبب، خداوند انسان را به پيروى از فرمانش و به طاعتش فرا خواند؛ چرا كه به واسطه خلقت درست و كامل او و كمال نطق و شناختى كه به او داد، وى را امتياز بخشيد، و قبل از آن، به آدميانْ توان انجام دادن تكاليف بندگى را بخشيد، آن جا كه مى فرمايد: «پس تا مى توانيد، از خدا پروا كنيد و بشنويد و فرمان ببريد» . و مى فرمايد: «خدا، بر هيچ كس، جز به اندازه توانش تكليف نمى دهد» . و مى فرمايد: «خدا، بر هيچ كس، جز [به قدر] آنچه به او داده است، تكليف نمى كند» ، و در بسيارى آيات [ديگر]. بنا بر اين، هرگاه يكى از حواسّ بنده را از او بگيرد، كار [و تكليف مرتبط با]آن اندام حسّى را از او برمى دارد. براى مثال مى فرمايد: «بر نابينا ايرادى نيست، و بر لَنگ، ايرادى نيست» تا پايان آيه. پس، از كسى كه اين اوصاف را داشته باشد، وظيفه جهاد و همه كارهايى را كه جز با اين اندام ها انجام نمى پذيرد، برداشته است. همچنين، حجّ و زكات را بر توانگر، واجب فرمود؛ چون استطاعت و توان آنها را به او داده است. و بر تهى دست، حجّ و زكاتى واجب نكرده است. مى فرمايد: «براى خدا، حجّ آن خانه، بر عهده مردم است؛ [البته بر]كسى كه توان رفتن به آن را داشته باشد» . و در باره ظِهار ظِهار به معناى آن است كه مرد با گفتن: «أنتِ عَلَيَّ كَظَهرِ اُمِّي» به همسر خود، او را بر خود حرام نمايد، و تا زمانى كه كفّاره ندهد حلال نگردد (مجمع البحرين: ج 2 ص 1148). مى فرمايد: «و [بر] كسانى كه زنانشان را ظَهار مى كنند، سپس از آنچه گفته اند، پشيمان مى شوند، آزاد كردن بنده اى است» تا آن جا كه مى فرمايد: «و هر كه نتواند [بنده آزاد كند]، بايد شصت بينوا را خوراك دهد» . همه اينها دليل بر آن است كه خداوند ـ تبارك و تعالى ـ، بندگانش را مكلّف نساخته، مگر به چيزى كه توان انجام دادن آن را بدين سان داده است. و آنها را نهى كرده از مثل اينها. اين است معناى درست آفرينش.