حدیث دربارهگراميداشت الهى

الإمام الباقر عليه السلامـ في قَولِهِ تَعالى: «وَ فَضَّلْنَـهُمْ عَلَى كَثِيرٍ مِّمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِيلاً» ـ: خُلِقَ كُلُّ شَيءٍ مُنكَبّا غَيرَ الإِنسانِ خُلِقَ مُنتَصِبا. ۱
امام باقر عليه السلامـ در باره سخن خداوند متعال: «و آنها را بر بسيارى از آفريده هاى خود، برترىِ آشكار داديم» ـ: همه جانداران، ناايستا آفريده شده اند، بجز انسان كه ايستا آفريده شده است.
۱.تفسير العيّاشي: ج 2 ص 302 ح 113 عن جابر، بحارالأنوار: ج 60 ص 300 ح 8.

احادیث دیگر این موضوع

۴
امام هادى عليه السلامـ در نامه ايشان در پاسخ به اهل جبر و تفويض ـ: سخن در اين باره را با گفته [امام]صادق عليه السلام آغاز مى كنيم كه فرمود: «نه جبر است و نه تفويض؛ بلكه مقامى (چيزى) است ميان اين دو، و آن، عبارت است از: سلامت آفرينش، باز بودن راه، مهلت داشتن در وقت، توشه داشتن مانند دارا بودن مركوب، و علّت برانگيزنده فاعل بر فعلش.». اينها پنج چيزند كه [امام]صادق عليه السلام همه امتيازات را در آنها جمع كرده است و هرگاه بنده، يكى از اينها را كم داشته باشد، بر حَسَب آن، تكليف از او بر كنار است. پس [امام] صادق عليه السلام اصلى را كه مردم بايد در پى شناخت آن باشند، خبر داده است. و من، به خواست خدا، اين پنج چيز را با شواهدى از قرآن و بيان، توضيح مى دهم: توضيح «سلامت آفرينش»: اما فرموده [امام] صادق عليه السلام، معنايش برخوردارى انسان از آفرينش كامل و حواس كامل و ثبات عقل و تشخيص و زبان گوياست. و اين است معناى فرموده خداوند كه: «ما فرزندان آدم را گرامى داشتيم و آنان را در خشكى و دريا حمل كرديم. و از پاكيزه ها روزى شان داديم و آنان را بر بسيارى از آفريده هاى خود، برترىِ آشكار داديم» . خداوند عز و جلخبر داده است كه آدميان را به واسطه تشخيص خِرد و گويايى، به ديگر آفريدگانش از چارپايان و درندگان و آبزيان و پرندگان و هر جنبنده اى كه حواس آدميان آن را درك مى كند، برترى داده است، و اين، فرموده اوست كه: «هر آينه، انسان را در نيكوترين اعتدال آفريديم» . و فرموده: «اى انسان! چه چيز تو را بر پروردگار بزرگوارت، گستاخ كرده است؛ همان كس كه تو را آفريد، [اندام] تو را درست كرد و [آن گاه]تو را سامان بخشيد و به هر صورتى كه خواست، تو را تركيب كرد؟» . و در آيات بسيار [ديگرى]. پس نخستين نعمتى كه خدا به انسان بخشيد، خِرد سالم بود و به واسطه كمال خِرد و بيان روشن، او را بر بسيارى از آفريدگانش برترى داد؛ چه، هر جنبنده اى بر پهنه زمين به حواسّ خود متّكى است و ذاتى كامل دارد؛ امّا آدميان را به سبب گويايى (قوّه ناطقه) بر ديگر آفريدگان كه [تنها]با حواس خود ادراك مى كنند، برترى بخشيد. و از براى همين قوّه ناطقه است كه خداوند، آدميزاد را به ديگر آفريدگان، مسلّط كرد تا بدان جا كه امر و نهى كننده گشته است و ديگران، مسخّر اويند، چنان كه خداوند فرمود: «اين گونه آنها (بهايم) را براى شما رام كرد تا خدا را به [پاس] آن كه شما را هدايت نمود، به بزرگى ياد كنيد» . و فرمود: «و او كسى است كه دريا را مسخّر گردانيد تا از آن، گوشت تازه بخوريد و پيرايه اى كه آن را مى پوشيد، از آن بيرون آوريد» . و فرمود: «چارپايان را براى شما آفريد: در آنها براى شما [وسيله] گرمى و سودهايى است و از آنها مى خوريد. و در آنها براى شما زيبايى است، آن گاه كه [آنها را] از چراگاه برمى گردانيد و هنگامى كه به چراگاه مى بريد. و بارهاى شما را به شهرى مى برند كه جز با مشقّت بدن ها نمى توانستيد بدان برسيد» . پس بدين سبب، خداوند انسان را به پيروى از فرمانش و به طاعتش فرا خواند؛ چرا كه به واسطه خلقت درست و كامل او و كمال نطق و شناختى كه به او داد، وى را امتياز بخشيد، و قبل از آن، به آدميانْ توان انجام دادن تكاليف بندگى را بخشيد، آن جا كه مى فرمايد: «پس تا مى توانيد، از خدا پروا كنيد و بشنويد و فرمان ببريد» . و مى فرمايد: «خدا، بر هيچ كس، جز به اندازه توانش تكليف نمى دهد» . و مى فرمايد: «خدا، بر هيچ كس، جز [به قدر] آنچه به او داده است، تكليف نمى كند» ، و در بسيارى آيات [ديگر]. بنا بر اين، هرگاه يكى از حواسّ بنده را از او بگيرد، كار [و تكليف مرتبط با]آن اندام حسّى را از او برمى دارد. براى مثال مى فرمايد: «بر نابينا ايرادى نيست، و بر لَنگ، ايرادى نيست» تا پايان آيه. پس، از كسى كه اين اوصاف را داشته باشد، وظيفه جهاد و همه كارهايى را كه جز با اين اندام ها انجام نمى پذيرد، برداشته است. همچنين، حجّ و زكات را بر توانگر، واجب فرمود؛ چون استطاعت و توان آنها را به او داده است. و بر تهى دست، حجّ و زكاتى واجب نكرده است. مى فرمايد: «براى خدا، حجّ آن خانه، بر عهده مردم است؛ [البته بر]كسى كه توان رفتن به آن را داشته باشد» . و در باره ظِهار ظِهار به معناى آن است كه مرد با گفتن: «أنتِ عَلَيَّ كَظَهرِ اُمِّي» به همسر خود، او را بر خود حرام نمايد، و تا زمانى كه كفّاره ندهد حلال نگردد (مجمع البحرين: ج 2 ص 1148). مى فرمايد: «و [بر] كسانى كه زنانشان را ظَهار مى كنند، سپس از آنچه گفته اند، پشيمان مى شوند، آزاد كردن بنده اى است» تا آن جا كه مى فرمايد: «و هر كه نتواند [بنده آزاد كند]، بايد شصت بينوا را خوراك دهد» . همه اينها دليل بر آن است كه خداوند ـ تبارك و تعالى ـ، بندگانش را مكلّف نساخته، مگر به چيزى كه توان انجام دادن آن را بدين سان داده است. و آنها را نهى كرده از مثل اينها. اين است معناى درست آفرينش.