حدیث دربارهاين صفات
الإمام زين العابدين عليه السلامـ في مناجاته مع اللّه ـ: فَرَكَنتُ إلى ما إلَيهِ صَيَّرتَني وإن كانَ الضُّرُّ قَد مَسَّني، وَالفَقرُ قَد أذَّلَني، وَالبَلاءُ قَد جاءَني.
فَإِن يَكُ ذلِكَ يا إلهي مِن سَخَطِكَ عَلَيَّ، فَأَعوذَ بِحِلمِكَ مِن سَخَطِكَ يا مَولايَ، وإن كُنتَ أرَدتَ أن تَبلُوَني، فَقَد عَرَفتَ ضَعفي وقِلَّةَ حيلَتي، إذ قُلتَ: «إِنَّ الْاءِنسَـنَ خُلِقَ هَلُوعًا * إِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعًا * وَ إِذَا مَسَّهُ الْخَيْرُ مَنُوعًا» . وقُلتَ: «فَأَمَّا الْاءِنسَـنُ إِذَا مَا ابْتَلَاهُ رَبُّهُ فَأَكْرَمَهُ وَ نَعَّمَهُ فَيَقُولُ رَبِّى أَكْرَمَنِ * وَ أَمَّا إِذَا مَا ابْتَلَاهُ فَقَدَرَ عَلَيْهِ رِزْقَهُ فَيَقُولُ رَبِّى أَهَـنَنِ» .
وقُلتَ: «إِنَّ الْاءِنسَـنَ لَيَطْغَى * أَن رَّءَاهُ اسْتَغْنَى» وقُلتَ: «وَ إِذَا مَسَّ الْاءِنسَـنَ الضُّرُّ دَعَانَا لِجَنبِهِ أَوْ قَاعِدًا أَوْ قَائِمًا فَلَمَّا كَشَفْنَا عَنْهُ ضُرَّهُ مَرَّ كَأَن لَّمْ يَدْعُنَا إِلَى ضُرٍّ مَّسَّهُ» وقُلتَ: «وَ إِذَا مَسَّ الْاءِنسَـنَ ضُرٌّ دَعَا رَبَّهُ مُنِيبًا إِلَيْهِ ثُمَّ إِذَا خَوَّلَهُ نِعْمَةً مِّنْهُ نَسِىَ مَا كَانَ يَدْعُواْ إِلَيْهِ مِن قَبْلُ» وقُلتَ: «وَ يَدْعُ الْاءِنسَـنُ بِالشَّرِّ دُعَاءَهُ بِالْخَيْرِ وَ كَانَ الْاءِنسَـنُ عَجُولًا» . وقُلتَ: «وَ إِذَا أَذَقْنَا الْاءِنسَـنَ مِنَّا رَحْمَةً فَرِحَ بِهَا» صَدَقتَ و بَرَرتَ يا مَولايَ، فَهذِهِ صِفاتِي الَّتي أعرِفُها مِن نَفسي، قَد مَضَت بِقُدرَتِكَ فِيَّ، غَيرَ أن وَعَدتَني مِنكَ وَعدا حَسَنا، أن أدعُوَكَ فَتَستَجيبَ لي. فَأَنَا أدعوكَ كَما أمَرتَني فَاستَجِب لي كَما وَعَدتَني، وَاردُد عَلَيَّ نِعمَتَكَ، وَانقُلني مِمّا أنَا فيهِ إلى ما هُوَ أكبَرُ مِنهُ، حَتّى أبلُغَ مِنهُ رِضاكَ، وأنالَ بِهِ ما عِندَكَ فيما أعدَدتَهُ لِأَولِيائِكَ الصّالِحينَ، إنَّكَ سَميعُ الدُّعاءِ قَريبٌ مُجيبٌ، وصَلَّى اللّهُ عَلى مُحَمَّدٍ وآلِهِ الطَّيِّبينَ الطّاهِرينَ الأَخيارِ. ۱
امام زين العابدين عليه السلامـ در مناجات با خدا ـ: پس به آنچه مرا به سوى آن كشاندى، تكيه كردم، اگر چه به من گزند رسيد، و فقر، خوارم كرد، و بلا، دامنگيرم شد.
پس اگر اين ها ـ اى معبود من ـ از خشم و ناخشنودى تو بر من است، از خشم تو به بردبارى تو پناه مى برم ـ اى مولاى من ـ، و اگر خواسته اى مرا بيازمايى، بى گمان، ناتوانى و بيچارگى مرا مى دانستى؛ چرا كه فرموده اى: «به راستى كه انسان، سخت آزمند آفريده شده است. چون به او بدى اى رسد، بى تابى كند، و چون خوبى اى به او رسد، بخل مى ورزد» . و فرموده اى: «امّا انسان، هرگاه پروردگارش او را بيازمايد و گرامى اش دارد و نعمتش دهد، مى گويد: پروردگارم مرا گرامى داشته است». و امّا هرگاه او را بيازمايد و روزى اش را بر او تنگ گرداند، مى گويد: پروردگارم مرا خوار داشته است»» .
و فرموده اى: «هر آينه، انسان، از حد مى گذراند، آن گاه كه خويشتن را بى نياز ببيند» . و فرموده اى: «و هرگاه به انسان گزندى رسد، ما را، به پهلو خفته يا نشسته و يا ايستاده، مى خواند، و چون گزند را از او برطرف سازيم، چنان مى گذرد كه گويى ما را براى گزندى كه به او رسيده، نخوانده است» . و فرموده اى: «و هر گاه به انسان گزندى رسد، توبه كنان، پروردگارش را مى خواند. سپس چون از جانب خود به وى نعمتى بخشد، آنچه را كه پيش تر براى رفع آن به درگاه او دعا مى كرد، از ياد مى بَرَد» . و فرموده اى: «و انسان [همان گونه] كه خير را فرا مى خوانَد، [پيشامد] بد را مى خواند؛ و انسان، شتابزده است» . و فرموده اى: «و هر گاه به انسان از جانب خود رحمتى چشانيم، بِدان شادمان مى شود» .
راست گفته اى و درست فرموده اى، اى مولاى من! اينها صفات من است كه در خويش مى شناسم، و به قدرت تو در من نهاده شده است؛ امّا تو از جانب خويش، به من وعده اى نيكو داده اى [و آن اين] كه تو را بخوانم و تو پاسخم دهى. پس اينك من، چنان كه فرمانم داده اى تو را مى خوانم پس تو نيز، چنان كه وعده ام داده اى، اجابتم فرما و نعمتت را به من باز گردان، و مرا از وضعى كه دارم، به بهتر از آن منتقل كن، تا از طريق آن به خشنودى تو دست يابم و به آنچه در نزد خويش براى دوستان خوبت آماده ساخته اى، نايل آيم، كه تو شنونده دعايى، نزديكى و اجابت كننده اى. درود خدا بر محمّد و خاندان پاك و پاكيزه و نيك او باد!
۱.الدعوات: ص 176 ح 491، بحارالأنوار: ج 94 ص 137 نقلاً عن الكتاب العتيق الغروي.