فیلترها
نتایج جستجو برای «پرسیدن دانش جویی»: ۱۸ حدیث
فیلترها
فیلترها
کتاب
موضوع
معصوم
طول حدیث
رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله:إنّ اللّهَ تبارَكَ و تعالى حَدَّ لَكُم حُدُودا فلا تَتَعَدَّوها. و عَفا لَكُم عن أشياءَ رَحمَةً مِنهُ مِن غَيرِ نِسيانٍ فلا تَكَلَّفُوها. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداى تبارك و تعالى براى شما حدودى را معين كرده است و شما از آن حدود فراتر نرويد. و چيزهايى را هم از روى رحمت و مهربانى، نه از باب فراموشى، بر شما بخشيده است؛ پس، براى دانستن آنها، زياد كنجكاوى نكنيد.
۱.الأمالي للطوسي: 511/1116.
عنه صلى الله عليه و آلهـ في بَني إسرائيلَ ـ: إنّهُم اُمِرُوا بِأدنى بَقَرَةٍ، لكِنَّهُم لَمّا شَدَّدُوا على أنفُسِهِم شَدَّدَ اللّهُ عليهم. و ايمُ اللّهِ لَو أنّهم لَم يَستَثنُوا ما تَبَيَّنَتْ لَهُم إلى آخِرِ الدَّهرِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ درباره بنى اسرائيل ـفرمود: آنان به آوردن يك ماده گاو ساده و معمولى مأمور شدند، اما وقتى بر خودشان سخت گرفتند، خدا هم بر آنان سخت گرفت، و به خدا قسم چنانچه نمى گفتند «و اگر خدا بخواهد هدايت مى شويم»، [آن گاو مورد نظر]تا ابد برايشان معلوم نمى شد.
۱.التبيان في تفسير القرآن: 1/299.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:اگر چنين نبود كه بنى اسرائيل گفتند: «و اگر خدا خواهد هدايت مى شويم» ديگر هرگز [هدايت الهى] به آنان داده نمى شد و اگر آنها از ميان گاوها ماده گاوى را مى گرفتند و آن را ذبح مى كردند پذيرفته مى شد، اما آنان سخت گرفتند و خداوند هم بر ايشان سخت گرفت.
مجمع البيان:قيلَ ـ في سببِ نزولِ قولهِ تعالى: «لا تَسْأَلُوا عَن أشياءَ.» ـ: خَطَبَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله فقالَ: إنَّ [اللّهَ] ۱ كَتَبَ علَيكُمُ الحَجَّ، فقامَ عُكاشةُ ابنُ محصنٍ و قيل: سُراقةُ بنُ مالكٍ فقالَ: أ فِي كُلِّ عامٍ يا رسولَ اللّهِ؟
فَأعرَضَ عَنهُ حَتّى عادَ مَرَّتَينِ أو ثلاثا، فقالَ رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: وَيحَكَ و ما يُؤمِنُكَ أن أقولَ: نَعَم؟! و اللّهِ لو قُلتُ: نَعَم، لَوَجَبَتْ، و لَو وَجَبَتْ ما استَطَعتُم، و لَو تَرَكتُمْ لَكَفَرتُم.
فَاترُكُوني كما تَرَكتُكُم، فإنّما هَلَكَ مَن كانَ قَبلَكُم بكَثرَةِ سُؤالِهِم و اختِلافِهِم على أنبِيائهِم، فإذا أمَرتُكُم بِشَيءٍ فَأْتُوا مِنهُ ما استَطَعتُم، و إذا نَهَيتُكُم عن شَيءٍ فَاجتَنِبوهُ. ۲
مجمع البيان:گفته شده پيامبر خدا صلى الله عليه و آله درباره آيه «مپرسيد از چيزهايى كه.» فرمود: خداوند حج را بر شما واجب فرمود. سپس عكاشة بن محصن ـ و به روايتى سراقة بن مالك ـ برخاست و عرض كرد: اى رسول خدا! آيا هر سال واجب است؟ پيامبر اعتنايى نفرمود، تا آن كه عكاشه، دو يا سه بار سؤالش را تكرار كرد. در اين هنگام رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: واى بر تو! چه چيز تو را مطمئن كرده كه نگويم: آرى؟! به خدا قسم اگر بگويم: آرى، هر آينه واجب مى شود و در صورتى كه واجب شود، توان انجام آن را نداريد و چنانچه ترك كنيد كافر مى شويد. پس، تا من شما را وا گذاشته ام، شما نيز مرا وا گذاريد. همانا پيشينيان شما به سبب همين پرس و جوهاى زيادشان و سؤال پيچ كردن پيامبران خود، هلاك شدند. بنا بر اين، هرگاه به شما
الإمامُ عليٌّ عليه السلام:إنّ اللّهَ افتَرَضَ علَيكُم فَرائضَ فلا تُضَيِّعُوها. و سَكَتَ لَكُم عن أشياءَ و لَم يَدَعها نِسيانا فلا تَتَكَلَّفُوها. ۱
امام على عليه السلام:خداوند متعال تكاليفى را بر شما واجب كرد، پس آنها را فرو مگذاريد. و چيزهايى را نيز مسكوت گذاشته و فرو گذاشتن آنها از روى فراموشى نيست. پس، براى دانستن آنها پرس و جو نكنيد.
۱.نهج البلاغة: الحكمة 105.
الإمامُ عليٌّ عليه السلام:سَلُوني قَبلَ أن تَفقِدُوني؛ فَلأََنا بِطُرُقِ السماءِ أعلَمُ منّي بِطُرُقِ الأرضِ. ۱
قال ابن أبي الحديد: أجمع الناس كلّهم على أنّه لم يقل أحد من الصّحابة، و لا أحد من العلماءِ: «سَلُوني» غير عليّ بن أبي طالب عليه السلام، ذكر ذلك ابن عبد البرّ المحدّث في كتاب «الاستيعاب». ۲
امام على عليه السلام:از من بپرسيد پيش از آن كه از دستم دهيد؛ زيرا من به راههاى آسمان، داناتر از راههاى زمينم. ۳
عنه عليه السلام:سَلُوني قبلَ أن تَفقِدُوني. سَلُوني فإنَّ عندِي عِلمَ الأوَّلِينَ و الآخِرِينَ. أما و اللّهِ لَو ثُنِيَتْ لي وسادَةٌ فَجَلَسْتُ علَيها لأَفتَيْتُ أهلَ التَّوراةِ بِتَوراتِهِم. ۱
امام على عليه السلام:بپرسيد از من، پيش از آن كه مرا از دست بدهيد. بپرسيد از من، كه دانش اولين و آخرينِ خلايق نزد من است. هان! به خدا سوگند اگر بر مسند قضاوت بنشينم، در ميان پيروان تورات بر اساس توراتشان داورى كنم.
۱.بحار الأنوار: 10/117/1.
عنه عليه السلام:سَلُوني قبلَ أن تَفقِدُوني، فَوالَّذِي فَلَقَ الحَبَّةَ و بَرَأ النَسَمَةَ لو سَألتُمُوني عن أيَّةِ آيَةٍ في لَيلٍ اُنزِلَتْ أو في نَهارٍ اُنزِلَتْ، مَكِّيِّها و مَدَنِيِّها، سَفَرِيِّها و حَضَرِيِّها، ناسِخِها و مَنسوخِها، و مُحكَمِها و مُتَشابِهِها، و تَأوِيلِها و تَنزِيلِها لأَخبَرتُكُم. ۱
امام على عليه السلام:بپرسيد از من، پيش از آن كه مرا از دست دهيد. سوگند به آن كه دانه را شكافت و خلايق را آفريد، اگر از من بپرسيد كه كدام آيه در شب نازل شده و كدام در روز، مكّىِ آن كدام است و مدنى اش كدام، كدام در سفر نازل شده و كدام در حَضَر، ناسخ آن كدام است و منسوخش كدام، محكمش چيست و متشابهش كدام، تأويلش چيست و تنزيلش چه، هر آينه شما را از آن آگاه مى سازم.
۱.بحار الأنوار: 10/118/1.
عنه عليه السلام:فَاسألُوني قبلَ أن تَفقِدُوني، فَوَالذي نَفسِي بِيَدِهِ لا تَسألُونِّي عن شَيءٍ فيما بَينَكُم و بينَ الساعَةِ، و لا عَن فئةٍ تَهدِي مِائةً و تُضِلُّ مِائةً إلاّ أنبَأتُكُم بناعِقِها و قائدِها و سائقِها، و مُناخِ رِكابِها، و مَحَطِّ رِحالِها، و مَن يُقتَلُ مِن أهلِها قَتلاً، و مَن يَموتُ مِنهُم مَوتا، و لَو قد فَقَدتُمُوني و نَزَلَتْ بِكُم كَرائهُ الاُمورِ، و حَوازِبُ الخُطُوبِ، لأَطرَقَ كثيرٌ مِنَ السائلينَ، و فَشِلَ كثيرٌ مِنَ المَسؤولِينَ. ۱
امام على عليه السلام:بپرسيد از من، پيش از آن كه از دستم دهيد؛ زيرا سوگند به آن كه جانم در دست اوست، از هم اكنون تا روز رستاخيز درباره هيچ چيز و هيچ گروهى كه صد نفر را گمراه مى كند و گروهى كه صد نفر را به راه راست مى برد سؤال نمى كنيد، مگر آن كه شما را آگاه كنم كه چه كسى نداى دعوت را به آنها سر مى دهد و چه كسى آن ها را به دنبال خود مى كِشد و چه كسى آنان را به جلو مى راند و كجا به استراحت مى پردازند و كجا اتراق مى كنند و بار مى گشايند، كدامين آنها كشته مى شوند و كدامشان [به مرگ طبيعى]مى ميرند. اگر مرا از دست دهيد و پيشامدهاى ناگوار و كارهاى دشوار برايتان رخ دهد، هر آينه بسيارى از پرسش كنندگان خاموش شوند و بسيارى از پاسخ دهندگان در جواب بمانند.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 93.
عنه عليه السلام:سَلُوني قَبلَ أن تَفقِدُوني، فأنا لا اُسألُ عَن شَيءٍ دُونَ العرشِ إلاّ أجَبتُ فيهِ، لا يَقولُها بَعدي إلاّ مُدَّعٍ أو كَذّابٌ مُفتَرٍ. ۱
امام على عليه السلام:بپرسيد از من، پيش از آن كه مرا از دست دهيد؛ زيرا درباره هر چيزى، جز [زيرِ]عرش، از من سؤال شود، جوابش را بدهم. هر كه پس از من اين سخن را بگويد، يا مدّعى است يا دروغگو و افترا زننده.
۱.بحار الأنوار: 10/126/6.
رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آلهـ مِن وصايا النبيِّ صلى الله عليه و آله لأبي ذَرٍّ ـ: يا أبا ذَرٍّ، إذا سُئلتَ عن عِلمٍ لا تَعلَمُهُ فَقُل: لا أعلَمُهُ تَنجُ مِن تَبِعَتِهِ، و لا تُفْتِ بما لا عِلمَ لكَ بهِ تَنجُ مِن عَذابِ اللّهِ يَومَ القِيامَةِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در سفارش به ابوذر ـفرمود: اى ابوذر! اگر درباره چيزى از تو سؤال شد كه نمى دانى، بگو: نمى دانم، تا از پيامدهاى آن خلاص شوى و درباره آنچه نمى دانى فتوا مده، تا از عذاب خدا در روز قيامت نجات يابى.
۱.مكارم الأخلاق: 2/364/2661.
الإمامُ عليٌّ عليه السلام:لا يَستَحيِي العالِمُ إذا سُئلَ عمّا لا يَعلَمُ أن يَقولَ: لا عِلمَ لي بِهِ. ۱
امام على عليه السلام:عالم هر گاه از او سؤالى شود كه پاسخش را نمى داند، از اين كه بگويد: «پاسخش را نمى دانم»، شرم نمى كند.
۱.المحاسن: 1/328/664.
عنه عليه السلام:مَن تَرَكَ قولَ «لا أدري» اُصِيبَتْ مَقاتِلُهُ. ۱
امام على عليه السلام:هر كه جمله «نمى دانم» را ترك گويد، به هلاكت درافتد.
۱.نهج البلاغة: الحكمة 85.
عنه عليه السلام:قولُ «لا أعلَمُ»، نِصفُ العِلمِ. ۱
امام على عليه السلام:گفتنِ «نمى دانم»، نصف دانش است.
۱.غرر الحكم: 6758.
الإمامُ الباقرُ عليه السلام:ما عَلِمتُم فَقُولُوا، و ما لَم تَعلَمُوا فقولوا: اَللّهُ أعلَمُ، إنّ الرَّجُلَ لَيَنتَزِعُ بالآيَةِ مِنَ القرآنِ يَخِرُّ فيها أبعَدَ مِن السماءِ. ۱
امام باقر عليه السلام:آنچه مى دانيد بگوييد و هرگاه چيزى نمى دانيد، بگوييد: خدا داناتر است. همانا مرد، آيه اى از قرآن بيرون مى كشد و [ندانسته به تفسير آن مى پردازند و با اين كار]از آن، به فاصله اى دورتر از آسمان [تا زمين]، سقوط مى كند (منحرف مى شود).
۱.بحار الأنوار: 2/119/25.
الإمامُ الصّادقُ عليه السلام:إذا سُئلَ الرَّجُلُ مِنكُم عمّا لا يَعلَمُ فَلْيَقُلْ: لا أدري، و لا يَقُلْ: اَللّهُ أعلَمُ، فَيُوقِعَ في قلبِ صاحِبِهِ شَكّا، و إذا قالَ المسؤولُ: لا أدرِي فلا يَتَّهِمْهُ السائلُ. ۱
امام صادق عليه السلام:هرگاه از يكى از شما سؤالى شد كه پاسخش را نمى داند، بگويد: نمى دانم، و نگويد: خدا داناتر است؛ زيرا با اين جمله، در دل دوست خود شك و ترديد مى افكند؛ امّا هر گاه كسى كه از او سؤال شده بگويد: نمى دانم، پرسنده به او بد گمان نمى شود.
۱.الكافي: 1/42/6.
عنه عليه السلام:للعالِمِ إذا سُئلَ عن شيءٍ و هُو لا يَعلَمُهُ أن يقولَ: اَللّهُ أعلَمُ، و ليسَ لِغَيرِ العالِمِ أن يقولَ ذلكَ. ۱
امام صادق عليه السلام:عالم حق دارد كه هرگاه سؤالى از او شود كه پاسخش را نمى داند، بگويد: خدا داناتر است، اما غير عالم حق ندارد چنين بگويد. [بلكه بايد بگويد: نمى دانم].
۱.الكافي: 1/42/5.
امام صادق عليه السلام:هر كس به هر سؤالى كه از او مى شود پاسخ دهد، ديوانه است. ۳
۱.بحار الأنوار: 2/117/15.
۲.عنِ القاسمِ بنِ محمّدِ بنِ أبي بكرٍ ـ أحَدِ فُقَهاءِ المَدينةِ المُتَّفَقِ على عِلمِهِ و فِقهِهِ بينَ المسلمينَ ـ أنّه سُئلَ عَن شيءٍ فقالَ: لا اُحسِنُهُ، فقال السائلُ: إنّي جِئتُ إلَيكَ لا أعرِفُ غَيرَكَ!
فقالَ القاسمُ: لا تَنظُرْ إلى طُولِ لِحيَتي و كَثرَةِ الناسِ حَولي و اللّه ِ ما اُحسِنُهُ، فقالَ شَيخٌ مِن قُريشٍ جالسٌ إلى جَنبِهِ: يا ابنَ أخي الزَمْها، فقال: فو اللّه ِ ما رَأيْتُكَ في مجلسٍ أنْبَلَ منكَ اليومَ! فقالَ القاسمُ: و اللّه ِ لأن يُقطَعَ لِساني أحَبُّ إلَيَّ أن أتَكَلَّمَ بِما لا عِلمَ لي بِهِ!! بحار الأنوار: 2/123/50.
۳.از قاسم بن محمّد بن ابى بكر ـ كه يكى از فقهاى مدينه بود و همه مسلمانان او را به علم و فقاهت قبول داشتند ـ درباره موضوعى سؤال شد. گفت: جوابش را نمى دانم. سؤال كننده گفت: من پيش تو آمده ام و جز تو كسى را قبول ندارم! قاسم گفت: به ريش بلند و جمعيت زياد دور و بر من نگاه نكن. به خدا قسم كه جوابش را نمى دانم. يكى از شيوخ قريش كه كنار او نشسته بود گفت: عمو جان، ادامه بده! به خدا قسم تو را در هيچ محفلى بزرگوارتر از محفل امروز نديدم! قاسم گفت: به خدا قسم، اگر زبانم بريده شود، خوشتر دارم از اين كه چيزى بگويم كه بدان علم ندارم!