فیلترها
نتایج جستجو برای «پاک کننده های گناهان»: ۱۰۷ حدیث
فیلترها
فیلترها
کتاب
موضوع
معصوم
طول حدیث
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:جَدَّ المَلائِكَةُ وَاجتَهَدوا في طاعَةِ اللّهِ بِالعَقلِ، وجَدَّ المُؤمِنونَ مِن بَني آدَمَ وَاجتَهَدوا فِي طاعَةِ اللّهِ عَلى قَدرِ عُقولِهِم، فَأَعمَلُهُم بِطاعَةِ اللّهِ أوفَرُهُم عَقلاً. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:فرشتگان، با خرد، در فرمانبرى از خداوند، تلاش و كوشش كردند و مؤمنان به اندازه خردشان در فرمانبرى از خداوند، تلاش و كوشش نمودند. همانا آنان كه از خردى بيشتر برخوردارند، بيشتر، از خداوند فرمانبرى مى كنند.
۱.تيسير المطالب: ص 313.
عنه صلى الله عليه و آلهـ لَمّا سُئِلَ عَنِ العَقلِ ـ: العَمَلُ بِطاعَةِ اللّهِ، وإنَّ العُمّالَ بِطاعَةِ اللّهِ هُمُ العُقَلاءُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ هنگامى كه درباره خردمندى از ايشان سؤال شد ـ: [خردمندى،]انجام دادن دستورهاى خداوندى است. همانا خردمندان، كسانى هستند كه به دستورهاى الهى پايبندند.
۱.روضة الواعظين: ص 8، بحار الأنوار: ج 1 ص 131 ح 20.
تيسير المطالب عن جابر بن عبداللّه:إنَّ النَّبِيَّ صلى الله عليه و آله تَلا هذِهِ الآيَةَ: «وَ تِلْكَ الْأَمْثَـلُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ وَ مَا يَعْقِلُهَا إلاَّ الْعَــلِمُونَ» قالَ: العالِمُ الَّذي عَقَلَ عَنِ اللّهِ عز و جلفَعَمِلَ بِطاعَتِهِ وَاجتَنَبَ سَخَطَهُ. ۱
تيسير المطالبـ به نقل از جابر بن عبد اللّه ـ: پيامبر خدا اين آيه را تلاوت كرد: «و اين مثال ها را براى مردم مى زنيم. و جز دانشوران، آنها را در نمى يابند» . آن گاه فرمود: «دانشور، كسى است كه از خداوند، دريافتى دارد و از او فرمانبرى مى كند و از خشمش مى پرهيزد».
۱.تيسير المطالب: ص 146.
حلية الأولياء عن سويد بن غفلة:إنَّ أبا بَكرٍ خَرَجَ ذاتَ يَومٍ فَاستَقبَلَهُ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آلهفَقالَ لَهُ: بِمَ بُعِثتَ يا رَسولَ اللّهِ؟
قالَ: بِالعَقلِ.
قالَ: فَكَيفَ لَنا بِالعَقلِ؟
فَقالَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله: إنَّ العَقلَ لا غايَةَ لَهُ، ولكِن مَن أحَلَّ حَلالَ اللّهِ وحَرَّمَ حَرامَهُ سُمِّيَ عاقِلاً، فَإِنِ اجتَهَدَ بَعدَ ذلِكَ سُمِّيَ عابِدًا، فَإِنِ اجتَهَدَ بَعدَ ذلِكَ سُمِّيَ جَوادًا. فَمَنِ
اجتَهَدَ فِي العِبادَةِ وسَمَحَ في نَوائِبِ المَعروفِ بِلا حَظٍّ مِن عَقلٍ يَدُلُّهُ عَلَى اتِّباعِ أمرِ اللّهِ عز و جل وَاجتِنابِ ما نَهَى اللّهُ عَنهُ، فَاُولئِكَ هُمُ الأَخسَرونَ أعمالاً، الَّذينَ ضَلَّ سَعيُهُم فِي الحَياةِ الدُّنيا وهُم يَحسَبونَ أنَّهُم
حلية الأولياءـ به نقل از سويد پسر غَفَله ـ: روزى، ابو بكر [از خانه]خارج شد و پيامبر خدا را در مقابل خود ديد. ابو بكر گفت: اى پيامبر خدا! به چه چيزى برانگيخته شدى؟
فرمود: «به [پيروى از] خرد».
ابو بكر گفت: چگونه مى توانيم به خرد دست يابيم؟
پيامبر صلى الله عليه و آلهفرمود: «خرد را نهايتى نيست؛ ليكن آن كه حلال خدا را حلال مى داند و حرام او را حرام مى شمارد، خردمند ناميده مى شود. اگر پس از اين نيز تلاش كرد، عابد ناميده مى شود، و اگر بيش از اين كوشش نمود، جواد ناميده مى شود.
همانا كسانى كه در عبادت مى كوشند و سختى هاى نيكوكارى را پذيرا مى شوند، [ولى]بدون بهره مندى از خردى كه آنان را به پيروى از فرمان خداوند و پرهيز از نواهى او راهنما باشد، آنان كسانى هستند كه كارهايشان زيانبار است و
۱.حلية الأولياء: ج 1 ص 21.
الإمام عليّ عليه السلام:العُقولُ أئِمَّةُ الأَفكارِ، وَالأَفكارُ أئِمَّةُ القُلوبِ، وَالقُلوبُ أئِمَّةُ الحَواسِّ، وَالحَواسُّ أئِمَّةُ الأَعضاءِ. ۱
امام على عليه السلام:خردها پيشوايان انديشه اند، و انديشه ها پيشوايان دل ها، و دل ها پيشوايان حواس، و حواس ها پيشوايان اعضا.
۱.كنز الفوائد: ج 1 ص 200، بحار الأنوار: ج 1 ص 96 ح 40.
عنه عليه السلام:عَلى قَدرِ العَقلِ تَكونُ الطّاعَةُ. ۱
امام على عليه السلام:اطاعت، به اندازه خردمندى است.
۱.غرر الحكم: ح 6178، عيون الحكم والمواعظ: ص 327 ح 5623.
عنه عليه السلام:مَن كَمُلَ عَقلُهُ حَسُنَ عَمَلُهُ. ۱
امام على عليه السلام:آن كه خردش كمال يابد، رفتارش نيكو مى گردد.
۱.الخصال: ص 633 ح 10 عن أبي بصير ومحمّد بن مسلم عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام، بحار الأنوار: ج 1 ص 87 ح 10.
عنه عليه السلام:مَن قَدَّمَ عَقلَهُ عَلى هَواهُ حَسُنَت مَساعيهِ. ۱
امام على عليه السلام:آن كه خردش را بر ميلش مقدّم بدارد، تلاش هايش پسنديده مى گردد.
۱.غرر الحكم: ح 827، عيون الحكم والمواعظ: ص 455 ح 8197.
عنه عليه السلام:مِن عَلاماتِ العَقلِ العَمَلُ بِسُنَّةِ العَدلِ. ۱
امام على عليه السلام:از نشانه هاى خردمندى، به روش عادلانه رفتار كردن است.
۱.غرر الحكم: ح 9430.
عنه عليه السلام:غَريزَةُ العَقلِ تَحدو عَلَى استِعمالِ العَدلِ. ۱
امام على عليه السلام:نيروى خرد، [آدمى را] بر به كارگيرى عدالت، وا مى دارد.
۱.غرر الحكم: ح 6392، عيون الحكم والمواعظ: ص 349 ح 5919 وفيه «تأمر» بدل «تحدو».
عنه عليه السلام:العَقلُ أن تَقولَ ما تَعرِفُ وتَعمَلَ بِما تَنطِقُ بِهِ. ۱
امام على عليه السلام:خردمندى، آن است كه آنچه را مى دانى، بر زبان بياورى و به آنچه مى گويى، عمل كنى.
۱.غرر الحكم: ح 2141، عيون الحكم والمواعظ: ص 66 ح 1678 وفيه «وتعرف» بدل «وتعمل».
عنه عليه السلام:مَن قَوَّمَ لِسانَهُ زانَ عَقلَهُ. ۱
امام على عليه السلام:كسى كه زبانش را استوار كند، خردش آراسته مى گردد.
۱.غرر الحكم: ح 8381، عيون الحكم والمواعظ: ص 448 ح 7928.
عنه عليه السلام:المَعذِرَةُ بُرهانُ العَقلِ. ۱
امام على عليه السلام:عذرخواهى، دليل خردمندى است.
۱.غرر الحكم: ح 497، عيون الحكم والمواعظ: ص 35 ح 695.
عنه عليه السلام:ثَمَرَةُ العَقلِ صُحبَةُ الأَخيارِ. ۱
امام على عليه السلام:ميوه خردمندى، همنشينى با خوبان است.
۱.غرر الحكم: ح 4616، عيون الحكم والمواعظ: ص 209 ح 4196.
الإمام الصادق عليه السلام:أفضَلُ طَبائِعِ العَقلِ العِبادَةُ، وأوثَقُ الحَديثِ لَهُ العِلمُ، وأجزَلُ حُظوظِهِ الحِكمَةُ، وأفضَلُ ذَخائِرِهِ الحَسَناتُ. ۱
امام صادق عليه السلام:بهترين سرشتِ خردمندى، عبادت است، محكم ترين سخن برايش دانش است، بزرگ ترين بهره مندى اش حكمت است، و برترين ذخيره هايش خوبى هاست.
۱.الاختصاص: ص 244، بحار الأنوار: ج 1 ص 131 ح 24.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:يَدخُلُ أهلُ الجَنَّةِ الجَنَّةَ وأهلُ النّارِ النّارَ، ثُمَّ يَقومُ مُؤَذِّنٌ بَينَهُم: يا أهلَ النّارِ! لا مَوتَ، ويا أهلَ الجَنَّةِ! لا مَوتَ، خُلودٌ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:بهشتيان، داخل بهشت و دوزخيان، داخل دوزخ مى شوند. سپس آواز دهنده اى در ميان آنان بر مى خيزد [و صدا مى زند] كه: «اى دوزخيان! مرگى در كار نيست، و اى بهشتيان! مرگى در ميان نيست، جاودانگى است».
۱.صحيح البخاري: ج 5 ص 2396 ح 6178 عن ابن عمر، صحيح مسلم: ج 4 ص 2189 ح 42 عن عبد اللّه نحوه، كنز العمّال: ج 14 ص 517 ح 39459 وراجع: سنن الترمذي: ج 4 ص 692 ح 2557 وسنن ابن ماجة: ج 2 ص 1447 ح 4327.
عنه صلى الله عليه و آله:يُقالُ لِأَهلِ الجَنَّةِ: يا أهلَ الجَنَّةِ! خُلودٌ لا مَوتَ، ولِأَهلِ النّارِ: يا أهلَ النّارِ! خُلودٌ لا مَوتَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:به اهل بهشت گفته مى شود: «اى اهل بهشت! جاودانگى است و از مرگ، خبرى نيست». به اهل دوزخ نيز گفته مى شود: «اى اهل دوزخ! جاودانگى است و از مرگ، خبرى نيست».
۱.صحيح البخاري: ج 5 ص 2397 ح 6179 عن أبي هريرة و ص 2396 ح 6178 عن ابن عمر نحوه، صحيح مسلم: ج 4 ص 2188 ح 40 عن أبي سعيد الخدري، كنز العمّال: ج 14 ص 516 ح 39455؛ تفسير القمّي: ج 2 ص 50 عن أبي ولّاد الحنّاط عن الإمام الصادق عليه السلام، مجمع البيان: ج 6 ص 795 عن أبي سعيد الخدري.
عنه صلى الله عليه و آله:إذا صارَ أهلُ الجَنَّةِ إِلَى الجَنَّةِ وأهلُ النّارِ إلَى النّارِ، جيءَ بِالمَوتِ حَتّى يُجعَلَ بَينَ الجَنَّةِ وَالنّارِ، ثُمَّ يُذبَحُ، ثُمَّ يُنادي مُنادٍ: يا أهلَ الجَنَّةِ! لا مَوتَ، وَيا أهلَ النّارِ! لا مَوتَ؛ فَيَزدادُ أهلُ الجَنَّةِ فَرَحا إِلى فَرَحِهِم، ويَزدادُ أهلُ النّارِ حُزنا إِلى حُزنِهِم. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:چون بهشتيان به بهشت و دوزخيان به دوزخ رفتند، مرگ را مى آورند و آن را در ميان بهشت و دوزخ قرار مى دهند و آن را ذبح مى كنند. سپس آواز دهنده اى آواز مى دهد: «هلا ـ اى بهشتيان ـ ديگر از مرگ، خبرى نيست، و هان ـ اى دوزخيان ـ مرگى در كار نيست!».
پس به شادىِ بهشتيان، افزوده مى شود و اندوه دوزخيان، افزون مى گردد.
۱.صحيح البخاري: ج 5 ص 2397 ح 6182، صحيح مسلم: ج 4 ص 2189 ح 43، مسند ابن حنبل: ج 2 ص 467 ح 6029، صحيح ابن حبّان: ج 16 ص 515 ح 7474، المعجم الكبير: ج 12 ص 275 ح 13337، مسند أبي يعلى: ج 5 ص 231 ح 5560، تاريخ دمشق: ج 45 ص 324 ح 9900 كلّها عن ابن عمر، كنز العمّال: ج 14 ص 515 ح 39450.
صحيح البخاريّ عن أبي سعيد الخدريّ:قالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: يُؤتى بِالمَوتِ كَهَيئَةِ كَبشٍ أملَحَ، فَيُنادي مُنادٍ: يا أهلَ الجَنَّةِ! فَيَشرَئِبّونَ ويَنظُرُونَ، فَيَقولُ: هَل تَعرِفونَ هذا؟ فَيَقولونَ: نَعَم، هذَا المَوتُ، وكُلُّهُم قَد رَآهُ. ثُمَّ يُنادي: يا أهلَ النّارِ! فَيَشرَئِبّونَ ويَنظُرونَ، فَيَقولُ: هَل تَعرِفونَ هذا؟ فَيَقولونَ: نَعَم هذَا المَوتُ، وكُلُّهُم قَد رَآهُ، فَيُذبَحُ. ثُمَّ يَقولُ: يا أهلَ الجَنَّةِ! خُلودٌ فَلا مَوتَ، ويا أهلَ النّارِ! خُلودٌ فَلا مَوتَ. ثُمَّ قَرَأَ: «وَ أَنذِرْهُمْ يَوْمَ الْحَسْرَةِ إِذْ قُضِىَ الْأَمْرُ وَ هُمْ فِى غَفْلَةٍ» ۱. ۲
صحيح البخارىـ به نقل از ابو سعيد خُدرى ـ: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود: «مرگ را در شكل قوچى سياه و سفيد مى آورند و منادى اى ندا مى دهد كه: اى اهل بهشت!
بهشتيان، همگى گردن مى كشند و نگاه مى كنند. منادى مى گويد: آيا اين را مى شناسيد؟
مى گويند: آرى. اين، مرگ است. و همه آنها آن را ديده اند.
سپس ندا مى دهد كه: اى اهل دوزخ!
دوزخيان، همگى گردن مى كشند و نگاه مى كنند. منادى مى گويد: آيا اين را مى شناسيد؟
مى گويند: آرى. اين، مرگ است. و همه آنها آن را ديده اند.
در اين هنگام، آن قوچ را سر مى برند. سپس منادى مى گويد: اى اهل بهشت! از اين پس، جاودانگى است و مرگى در كار نيست، و اى اهل دوزخ! از اين پس، جاودانگى است و مرگى در كار نيست».
پيامبر صلى الله عليه و آله سپس اين آيه را خواند:
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:يُجاءُ بِالمَوتِ يَومَ القِيامَةِ في صورَةِ كَبشٍ أملَحَ، فَيوقَفُ بَينَ الجَنَّةِ وَالنّارِ، فَيَعرِفُهُ هؤُلاءِ ويَعرِفُهُ هؤُلاءِ، فَيَقولُ أهلُ النّارِ: اللّهُمَّ سَلِّطهُ عَلَينا؛ ويَقولُ أهلُ الجَنَّةِ: اللَّهُمَّ إنَّكَ قَضَيتَ أن لا نَذوقَ فيهَا المَوتَ إِلَا المَوتَةَ الأُولى، فَيُذبَحُ بَينَهُما، فَيَيأَسُ أهلُ النّارِ مِنَ المَوتِ، ويَأمَنُ أهلُ الجَنَّةِ مِنَ المَوتِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:روز قيامت، مرگ را در شكل قوچى سياه و سفيد مى آورند و ميان بهشت و دوزخ نگاه مى دارند. بهشتيان و دوزخيان، آن را مى شناسند. دوزخيان مى گويند: «بار خدايا! آن را بر ما مسلّط گردان» و بهشتيان مى گويند: «بار خدايا! تو حكم كردى كه در اين جا، جز همان مُردن نخست، مرگ را نچشيم».
پس، آن را ميان بهشت و دوزخ، ذبح مى كنند. اهل دوزخ از مردن، نوميد مى شوند و اهل بهشت از مردن، ايمن مى گردند.
۱.الدرّ المنثور: ج 7 ص 421 نقلاً عن ابن مردويه عن أنس.
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۱۰۷