نتایج جستجو برای «ویژگی های مبلغ»: ۳۱ حدیث
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:لا تَأمُر بِالمَعروفِ ولا تَنهَ عَنِ المُنكَرِ حَتّى تَكونَ عالِما، وتَعلَمَ ما تَأمُرُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:امر به معروف و نهى از منكر مكن، مگر آن كه عالم باشى و بدانى كه به چه، امر مى كنى.
۱.الفردوس: ج 5 ص 69 ح 7486.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إنَّ دينَ اللّهِ تَعالى لَن يَنصُرَهُ إلّا مَن حاطَهُ مِن جَميعِ جَوانِبِهِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:دين خداوند متعال را تنها كسى يارى مى رسانَد كه به تمام جوانب آن، احاطه داشته باشد.
۱.الفردوس: ج 1 ص 234 ح 897.
عنه صلى الله عليه و آله:لا يَقومُ بِدينِ اللّهِ إلّا مَن حاطَهُ مِن جَميعِ جَوانِبِهِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:دين خداوند را تنها كسى به پا مى دارد كه به تمام جوانب آن، احاطه داشته باشد.
۱.كنز العمّال: ج 3 ص 84 ح 5612.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:تَجِدونَ النّاسَ مَعادِنَ؛ فَخِيارُهُم فِي الجاهِلِيَّةِ خِيارُهُم في الإِسلامِ إذا فَقِهوا، وتَجِدونَ مِن خَيرِ النّاسِ في هذَا الأَمرِ أكرَهَهُم لَهُ قَبلَ أن يَقَعَ فيهِ، وتَجِدونَ مِن شِرارِ النّاسِ ذا الوَجهَينِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:مردم را معادنى مى يابيد. پس نيكان آنان در دوران جاهليت، در صورت دين شناس شدن، نيكانِ در دوران اسلام هستند و در ميان بهترينِ مردم در اسلام، كسانى را مى يابيد كه پيش از پذيرش اسلام، ناخشنودترينِ مردم نسبت به اسلام بودند؛ و در ميان بدْنهادان، دو چهره ها را مى بينيد.
۱.صحيح مسلم: ج 4 ص 1958 ح 2526.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:ماِمن عَبدٍ يَخطُبُ خُطبَةً إلَا اللّهُ سائِلُهُ عَنها ما أرادَ بِها. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر بنده اى خطابه اى ايراد كند، خداوند از او مى پرسد كه هدف او از آن خطابه، چه بوده است.
۱.الزهد لابن حنبل: ص 391.
عنه صلى الله عليه و آلهـ لأبي ذَرٍّ ـ: يا أبا ذَرٍّ، ما مِن خَطيبٍ إلّا عُرِضَت عَلَيهِ خُطبَتُهُ يَومَ القِيامَةِ، وما أرادَ بِها. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ به ابو ذر ـ: اى ابو ذر! هيچ سخنرانى نيست، مگر آن كه روز قيامت، سخنرانى اش و هدف او از آن خطابه، به او عرضه مى شود.
۱.الأمالي للطوسي: ص 530 ح 1162.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:لا أعرِفَنَّ رَجُلاً مِنكُم عَلِمَ عِلما فَكَتَمَهُ فَرَقا مِنَ النّاسِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هرگز از ميان شما كسى را نيابم كه دانشى را بداند؛ امّا از ترس مردم، كتمانش كند.
۱.كنز العمّال: ج 10 ص 217 ح 29152.
سنن ابن ماجة عن أبي سعيد:قالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: لا يُحَقِّر أحَدُكُم نَفسَهُ. قالوا: يا رَسول اللّهِ، كَيفَ يُحَقِّرُ أحَدُنا نَفسَهُ؟! قالَ: يَرى أمرا للّهِِ عَلَيهِ فيهِ مَقالٌ ثُمَّ لا يَقولُ فيهِ، فَيَقولُ اللّهُ عز و جل لَهُ يَومَ القِيامَةِ: ما مَنَعَكَ أن تَقولَ فِيَّ كَذا وكَذا؟ فَيَقولُ: خَشيَةُ النّاسِ. فَيَقولُ: فَإِيّايَ كُنتَ أحَقَّ أن تَخشى! ۱
سنن ابن ماجةـ به نقل از ابو سعيد ـ: پيامبر خدا فرمود: «هيچ يك از شما خود را كوچك نشمارد». گفتند: اى پيامبر خدا! ما چگونه خود را كوچك مى شماريم؟! فرمود: «كسى در كارى در مى يابد كه از ناحيه خداوند، عهده دار سخن گفتن است؛ امّا خاموش مى مانَد. خداوند عز و جلدر روز قيامت به او مى فرمايد: چه مانع شد كه درباره ام چنين و چنان بگويى؟. مى گويد: از ترس مردم [خاموش ماندم]. خداوند مى فرمايد: سزاوارتر بود كه از من مى ترسيدى».
۱.سنن ابن ماجة: ج 2 ص 1328 ح 4008.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:رَحِمَ اللّهُ موسى! قَد اُوذِيَ بِأَكثَرَ مِن هذا فَصَبَرَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند، رحمت كند موسى را كه بيشتر از اين، آزار ديد؛ امّا بردبارى پيشه كرد!
۱.السيرة النبويّة لابن كثير: ج 3 ص 686.
الإمام عليّ عليه السلام:نَشهَدُ أنَّ مُحَمَّدا عَبدُهُ ورَسولُهُ. فَبَلَّغَ رِسالاتِ رَبِّهِ كَما أمَرَهُ. ونَصَحَ لَهُ في عِبادِهِ صابِراً مُحتَسِبا. ۱
امام على عليه السلام:گواهى مى دهيم كه محمّد، بنده و فرستاده خداوند است. پيام هاى پروردگارش را همان گونه كه به او فرمان داده بود، ابلاغ كرد. و بردبار و شكيبا براى خداوند، درباره بندگانش خيرخواهى نمود.
۱.كتاب من لا يحضره الفقيه: ج 1 ص 428 ح 1263.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:لَقَد اُخِفتُ فِي اللّهِ وما يُخافُ أحَدٌ. ولَقَد اُوذيتُ فِي اللّهِ وما يُؤذى أحَدٌ. ولَقَد أتَت عَلَيَّ ثَلاثونَ مِن يَومٍ ولَيلَةٍ وما لي ولِبِلالٍ طَعامٌ يَأكُلُهُ ذو كَبِدٍ إلّا شَيءٌ يُواريهِ إبطُ بِلالٍ! ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:من، به قدرى در راه خدا ترسانده شدم كه هيچ كس، چنان ترسانده نشده بود و در راه خدا آزارى ديدم كه هيچ كس نديده بود و گاهى بر من، سى شب و روز مى گذشت، در حالى كه من و بلال، خوراكى كه يك نفر بخورد، جز آن مقدار اندك كه بلال زير بغل خود پنهان مى ساخت [و مى آورد]، نداشتيم.
۱.سنن الترمذي: ج 4 ص 645 ح 2472.
صحيح البخاري عن عبد اللّه:كَأَنّي أنظُرُ إلَى النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله يَحكي نَبِيّا مِنَ الأَنبِياءِ ضَرَبَهُ قَومُهُ فَأَدمَوهُ، وهُو يَمسَحُ الدَّمَ عَن وَجهِهِ ويَقولُ: اللّهُمَّ اغفِر لِقَومي فَإِنَّهُم لا يَعلَمونَ! ۱
صحيح البخارىـ به نقل از عبد اللّه ـ: گويى پيامبر صلى الله عليه و آله را مى بينم كه چون ديگر پيامبران، از طرف قومش مضروب و خونين مى شود و در حالى كه خون را از چهره اش پاك مى كند، مى گويد: «بار خدايا! قومِ مرا ببخش كه نمى دانند».
۱.صحيح البخاري: ج 3 ص 1282 ح 3290.
الإمام عليّ عليه السلامـ في ذِكرِ فَضيلَةِ الرَّسولِ الكَريمِ ـ: بَعَثَهُ وَالنّاسُ ضُلّالٌ في حَيرَةٍ، وحاطِبونَ في فِتنَةٍ. فَبالَغَ صلى الله عليه و آله فِي النَّصيحَةِ، ومَضى عَلَى الطَّريقَةِ، ودَعا إلَى الحِكمَةِ وَالمَوعِظَةِ الحَسَنَةِ. ۱
امام على عليه السلامـ در بيان فضيلت پيامبر خدا ـ: [خداوند]زمانى او را به رسالت برانگيخت كه مردم، در سرگردانى، گم راه و در فتنه، غرق بودند. خيرخواهى را به نهايت رسانْد و در مسير راست، ره پيمود و [مردم را] به حكمت و اندرز نيكو، فرا خواند.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 95.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:مَن كانَ آمِرا بِمَعروفٍ؛ فَليَكُن أمرُهُ ذلِكَ بِمَعروفٍ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:كسى كه امر كننده به معروف است، بايد امرش همراه با نيكى باشد.
۱.مسند الشهاب: ج 1 ص 285 ح 465.
عنه صلى الله عليه و آله:إيّاكَ أن. تَتَكَلَّمَ في غَيرِ أدَبٍ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:بر حذر باش كه. بدون رعايت ادب، سخن بگويى.
۱.أعلام الدين: ص 273.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إنَّ دينَ اللّهِ تَعالى لَن يَنصُرَهُ إلّا مَن حاطَهُ مِن جَميعِ جَوانِبِهِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:دين خداوند متعال را تنها كسى يارى مى رسانَد كه به تمام جوانب آن، احاطه داشته باشد.
۱.الفردوس: ج 1 ص 234 ح 897 عن ابن عبّاس.
عنه صلى الله عليه و آله:لا يَقومُ بِدينِ اللّهِ إلّا مَن حاطَهُ مِن جَميعِ جَوانِبِهِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:دين خداوند را تنها كسى به پا مى دارد كه به تمام جوانب آن، احاطه داشته باشد.
۱.كنز العمّال: ج 3 ص 84 ح 5612 نقلاً عن أبي نعيم عن الإمام عليّ عليه السلام وج 10 ص 171 ح 28886 نقلاً عن الديلمي عن ابن عبّاس وج 12 ص 521 ح 35684 عن ابن عبّاس عن الإمام عليّ عليه السلام؛ شرح الأخبار: ج 2 ص 389 وفيه «ليس يقوم» بدل «لا يقوم».
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:تَجِدونَ النّاسَ مَعادِنَ؛ فَخِيارُهُم فِي الجاهِلِيَّةِ خِيارُهُم في الإِسلامِ إذا فَقِهوا، وتَجِدونَ مِن خَيرِ النّاسِ في هذَا الأَمرِ أكرَهَهُم لَهُ قَبلَ أن يَقَعَ فيهِ، وتَجِدونَ مِن شِرارِ النّاسِ ذا الوَجهَينِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:مردم را معادنى مى يابيد. پس نيكان آنان در دوران جاهليت، در صورت دين شناس شدن، نيكانِ در دوران اسلام هستند و در ميان بهترينِ مردم در اسلام، كسانى را مى يابيد كه پيش از پذيرش اسلام، ناخشنودترينِ مردم نسبت به اسلام بودند؛ و در ميان بدْنهادان، دو چهره ها را مى بينيد.
۱.صحيح مسلم: ج 4 ص 1958 ح 2526 عن أبي هريرة.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:أكثَرُ دُعائي ودُعاءِ الأَنبِياءِ قَبلي بِعَرَفَةَ. اللّهُمَّ اجعَل في قَلبي نورا، وفي سَمعي نورا، وفي بَصَري نورا. اللّهُمَّ اشرَح لي صَدري، ويَسِّر لي أمري. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:بيشترين دعاى من و دعاى پيامبران پيش از من در عرفه، اين دعاست: «. بار خدايا! در دلم و گوشم و چشمم، نور قرار بده. بار خدايا! به من، شرحِ صدر بده و كارم را آسان كن».
۱.السنن الكبرى: ج 5 ص 190 ح 9475 عن عبد اللّه بن عبيدة عن الإمام عليّ عليه السلام.
السّيرة النّبويّة لابن هشام عن ابن إسحاقـ في ذِكرِ مُواجَهَةِ مُشرِكي قُرَيشٍ لِلنَّبِيِّ صلى الله عليه و آله في بِدايَةِ الدَّعوَةِ ـ: قالوا: يا أبا طالِبٍ، إنَّ ابنَ أخيكَ قَد سَبَّ آلِهَتَنا، وعابَ دينَنا، وسَفَّهَ أحلامَنا، وضَلَّلَ آباءَنا؛ فَإِمّا أن تَكُفَّهُ عَنّا، وإمّا أن تُخَلِّيَ بَينَنا وبَينَهُ؛ فَإِنَّكَ عَلى مِثلِ ما نَحنُ عَلَيهِ مِن خِلافِهِ فَنَكفيكَهُ. فَقالَ لَهُم أبو طالِبٍ قَولاً رَفيقاً، ورَدَّهُم رَدّا جَميلاً، فَانصَرَفوا عَنهُ. ومَضى رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله عَلى ما هُوَ عَلَيهِ؛ يُظهِرُ دينَ اللّهِ ويَدعو إلَيهِ، ثُمَّ جَرَى الأَمرُ بَينَهُ وبَينَهُم حَتّى تَباعَدَ الرِّجالُ وَتَضاغَنوا، وأكثَرَت قُرَيشٌ ذِكرَ رَسول اللّهِ صلى الله عليه و آله بَينَها،

السيرة النبويّة، ابن هشامـ به نقل از ابن اسحاق، در بيان روبه رو شدن مشركان قريش با پيامبر صلى الله عليه و آله در آغاز دعوت ـ: گفتند: اى ابو طالب! برادرزاده ات، به خدايان ما دشنام مى دهد و دين ما را نكوهش مى كند و ما را در خِرَد، سفيه مى شمارد و پدران ما را گم راه مى داند. يا او را از اين كارها باز دار، يا سدّ راه ما و او نشو كه تو نيز همچون ما با او مخالفى. پس بگذار ما شرّ او را از سرِ تو كوتاه كنيم. ابو طالب، با ملايمت با آنان سخن گفت و با نرمى و خوشى به آنها پاسخ داد. آنان، باز گشتند. پيامبر خدا، همچنان كار خود را پى گرفت. او آشكارا از دين خدا دَم مى زد و مردم را به آن، فرا مى خوانْد. كار ميان او و قريش بالا گرفت، تا بدان جا كه مردم از هم فاصله گرفتند و نسبت به هم، كينه توز شدند؛ و

۱.السيرة النبويّة لابن هشام: ج 1 ص 283 وراجع تفسير القمّي: ج 1 ص 380.
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۳۱