نتایج جستجو برای «ویژگی های سیاسی و اجتماعی پیامبر»: ۲ حدیث
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:أُوصيكُم بِالشُّبَّانِ خَيرا؛ فَإِنَّهُم أرَقُّ أفئِدَةً، إنَّ اللّهَ بَعَثَني بَشيرا ونَذيرا فَحالَفَنِي الشُّبَّانُ، وخالَفَنِي الشُّيوخُ. ثُمَّ قَرَأَ: «فَطَالَ عَلَيْهِمُ الْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ» ۱. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:شما را به نيكى با جوانان سفارش مى كنم؛ زيرا نرم ترين دل ها را دارند. به راستى كه خداوند، مرا بشارت دهنده و هشداردهنده بر انگيخت. پس جوانان، با من پيمان بستند و پيران، با من به مخالفت بر خاستند. [آن گاه، اين آيه را خواند]: «و عمر آنان به درازا كشيد، و دل هايشان سخت گرديد» .
۱.الحديد: 16.
۲.شباب قريش: ص 1.
الإمام الصادق عليه السلام:جَاءُ رَجُلٌ مُوسِرٌ إلى رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله نَقِيُّ الثَّوبِ فَجَلَسَ إلى رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله فَجَاءَ رَجُلٌ مُعسِرٌ دَرِنُ الثَّوبِ فَجَلَسَ إلى جَنبِ المُوسِرِ فَقَبَضَ المُوسِرُ ثِيابَهُ مِن تَحتِ فَخِذَيهِ فَقالَ لَهُ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: أخِفتَ أن يَمَسَّكَ مِن فَقرِهِ شَيءٌ؟ قالَ: لا، قالَ: فَخِفتَ أن يُصيبَهُ مِن غِنَاكَ شَيءٌ؟ قالَ: لا، قالَ: فَخِفتَ أن يُوَسِّخَ ثِيابَكَ؟ قالَ: لا، قالَ: فَما حَمَلَكَ عَلى ما صَنَعتَ؟ فَقالَ: يا رَسولُ اللّهِ، إنَّ لي قَرينا يُزَيِّنُ لي كُلَّ قَبيحٍ، ويُقَبِّحُ لي كُلَّ حَسَنٍ، وقَد جَعَلتُ لَهُ نِصفَ مالي، فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله لِلمُعسِرِ: أتَقبَلُ؟ قالَ: لا،

امام صادق عليه السلام:مردى ثروتمند، با لباسى فاخر، خدمت پيامبر خدا رسيد و در محضر ايشان نشست. مرد تنگ دستى نيز، با لباسى مندرس، وارد شد و در كنار مرد ثروتمند نشست. مرد ثروتمند، لباسش را از زير پايش جمع و جور كرد. پيامبر خدا فرمود: «ترسيدى كه از نادارىِ او، چيزى به تو سرايت كند؟». گفت: خير. فرمود: «پس ترسيدى كه از ثروتمندىِ تو، چيزى عايد او شود؟». گفت: خير. فرمود: «پس ترسيدى كه او لباس تو را كثيف كند؟». گفت: خير. فرمود: «پس چه باعث شد كه تو چنين كنى؟». گفت: اى پيامبر خدا! من همراهى دارم كه برايم هر كارِ زشتى را زيبا جلوه مى دهد و هر كارِ خوبى را بد مى نماياند. من نيمى از دارايى ام را براى اين [مرد تنگ دست] قرار دادم. پيامبر صلى الله عليه و آله به مرد تنگ دست فرمود: «آيا مى

۱.الكافي: ج 2 ص 262 ح 11، بحار الأنوار: ج 22 ص 130 ح 108.