نتایج جستجو برای «ویژگی های اهل بیت علیهم السلام»: ۶۲ حدیث
صحيح مسلم عن زَيد بن أرقَم:قامَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله يَومًا فينا خَطيبًا بِماءٍ يُدعى «خُمًّا» بَينَ مَكَّةَ والمَدينَةِ، فَحَمِدَ اللّهَ وأثنى عَلَيهِ ووَعَظَ وذَكَّرَ، ثُمَّ قالَ: أمّا بَعدُ، ألا أيُّهَا النّاسُ، فَإِنَّما أنَا بَشَرٌ يوشِكُ أن يَأتِيَ رَسولُ رَبّي فَاُجيبَ، وأنَا تارِكٌ فيكُم ثَقَلَينِ: أوَّلُهُما كتابُ اللّهِ فيهِ الهُدى والنّورُ، فَخُذوا بِكتابِ اللّهِ واستَمسِكوا بِهِ. فَحَثَّ عَلى كِتابِ اللّهِ ورَغَّبَ فيهِ، ثُمَّ قالَ: وأهلُ بَيتي، اُذَكِّرُكُمُ اللّهَ في أهلِ بَيتي، اُذَكِّرُكُمُ اللّهَ في أهلِ بَيتي، اُذَكِّرُكُمُ اللّهَ في أهلِ بَيتي. ۱
صحيح مسلمـ به نقل از زيد بن ارقم ـ: پيامبر خدا، روزى در ميان ما در آبگيرى كه «خُم» ناميده مى شود و ميان مكّه و مدينه قرار دارد، به خطبه برخاست و خداوند را ستود و پند داد و موعظه كرد و سپس فرمود: «امّا بعد، هان، اى مردم! من هم بشرى هستم كه به زودى، پيكِ پروردگارم نزد من مى آيد و من نيز او را پاسخ مى گويم. من در ميان شما دو چيز گران بها به يادگار مى نهم: نخستين آن دو، كتاب خداست كه در آن، هدايت و نور، نهفته است. پس كتاب خدا را بگيريد و بدان، چنگ در زنيد». پيامبر صلى الله عليه و آله به كتاب خدا ترغيب كرد و تشويق نمود و سپس فرمود: «و اهل بيت من! خدا را در حقّ اهل بيتم به شما يادآور مى شوم؛ خدا را در حقّ اهل بيتم به شما يادآور مى شوم؛ خدا را در حقّ اهل بيتم به شما يادآور مى شوم!».
۱.صحيح مسلم: ج 4 ص 1873 ح 2408.
المعجم الكبير عن سَلمان:قُلتُ: يا رَسولَ اللّهِ، لِكُلِّ نَبِيٍّ وَصِيٌّ فَمَن وَصِيُّكَ؟ فَسَكَتَ عَنّي، فَلَمّا كانَ بَعدُ رَآني فَقالَ: يا سَلمانُ، فَأَسرَعتُ إلَيهِ قُلتُ: لَبَّيكَ، قالَ: تَعلَمُ مَن وَصِيُّ موسى؟ قُلتُ: نَعَم، يوشَعُ بنُ نونٍ، قالَ: لِمَ؟ قُلتُ: لِأَنَّهُ كانَ أعلَمَهُم، قالَ: فَإِنَّ وَصِيّي ومَوضِعَ سِرِّي وخَيرَ مَن أترُكُ بَعدي ويُنجِزُ عِدَتي ويَقضي دَيني عَلِيُّ بنُ أبي طالِبٍ. ۱
المعجم الكبيرـ به نقل از سلمان ـ: گفتم: اى پيامبر خدا! هر پيامبرى وصى اى دارد. وصىّ شما كيست؟ پيامبر صلى الله عليه و آله در پاسخ من، سكوت كرد. بعداً چون مرا ديد، فرمود: «اى سلمان!». من با سرعت گفتم: بله. فرمود: «مى دانى وصىّ موسى كه بود؟». گفتم: آرى؛ يوشع بن نون. فرمود: «چرا؟». گفتم: زيرا او داناترينِ ايشان بود. فرمود: «وصى و رازدان من و بهترين كسى كه پس از خود به يادگار مى گذارم كه به وعده من تحقّق مى بخشد و قرضم را مى پردازد، على بن ابى طالب است».
۱.المعجم الكبير: ج 6 ص 221 ح 6063.
رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ في حَديثِ المِعراجِ ـ: يا رَبِّ، ومَن أوصِيائي؟ فَنوديتُ: يا مُحَمَّدُ، أوصِياؤُكَ المَكتوبونَ عَلى ساقِ عَرشي، فَنَظَرتُ وأنَا بَينَ يَدَي رَبّي جَلَّ جَلالُهُ إلى ساقِ العَرشِ، فَرَأَيتُ اثنَي عَشَرَ نورًا، في كُلِّ نورٍ سَطرٌ أخضَرُ مَكتوبٌ عَلَيهِ اسمُ وَصِيٍّ مِن أوصِيائي، أوَّلُهُم عَلِيُّ بنُ أبي طالِبٍ، وآخِرُهُم مَهدِيُّ اُمَّتي. فَقُلتُ: يا رَبِّ، هؤُلاءِ أوصِيائي مِن بَعدي؟ فَنوديتُ: يا مُحَمَّدُ، هؤُلاءِ أولِيائي وأحِبّائي وأصفِيائي وحُجَجي بَعدَكَ عَلى بَرِيَّتي، وهُم أوصِياؤُكَ وخُلَفاؤُكَ وخَيرُ خَلقي بَعدَكَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در حديث معراج ـ: [گفتم:] بار خدايا! اوصياى من كيان اند؟ ندا در رسيد كه: «اى محمّد! نام اوصياى تو بر پايه عرش من، نوشته شده است». من، در حالى كه در برابر پروردگار عز و جل قرار داشتم، به پايه عرش نگريستم و دوازده نور را ديدم كه در هر نور، سطرى سبزرنگ بود كه نام وصى اى از اوصياى من بر آن نوشته شده بود. نخستينِ آنها على بن ابى طالب و آخرينِ ايشان، مهدى امّتم بود. گفتم: بار خدايا! اينان، اوصياى پس از من هستند؟ ندا در رسيد كه: «اى محمّد! اينان، اوليا، دوستان، برگزيدگان و حجّت هاى من بر مردم، پس از تو هستند. ايشان اند اوصيا و جانشينان تو و بهترينِ خلقم پس از تو».
۱.علل الشرائع: ص6 ح1.
الإمام عليّ عليه السلام:قالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: شُرَكائِيَ الَّذينَ قَرَنَهُمُ اللّهُ بِنَفسِهِ وبي وأنزَلَ فيهِم: «يا أيُّهَا الَّذينَ آمَنوا أطيعُوا اللّهَ وأطيعُواالرَّسولَ» ، فَإِن خِفتُم تَنازُعًا في أمرٍ فَأَرجِعوهُ إلَى اللّهِ والرَّسولِ واُولِي الأَمرِ، قُلتُ: يا نَبِيَّ اللّهِ، مَن هُم؟ قالَ: أنتَ أوَّلُهُم. ۱
امام على عليه السلام:پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «شريكان من، كسانى هستند كه خداوند، آنها را به خودش و به من، پيوند داد و اين آيه را درباره آنها نازل فرمود: «اى كسانى كه ايمان آورده ايد! خدا را اطاعت كنيد و پيامبر و اولياى امر خود را [نيز]اطاعت كنيد.» . پس اگر از اختلاف در امرى ترسيديد، آن را به خدا و فرستاده و اولو الأمر، ارجاع دهيد». گفتم: اى پيامبر خدا! ايشان كيان اند؟ فرمود: «تو نخستينِ آنهايى».
۱.شواهد التنزيل: ج 1 ص 189 ح 202.
رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ في قَولِ اللّهِ عز و جل: «فَاسأَلوا أهلَ الذِّكرِ إن كُنتُم لا تَعلَمونَ» ۱ ـ: الذِّكرُ أنا، والأَئِمَّةُ أهلُ الذِّكرِ. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ درباره سخن خداوند عز و جل: «اگر نمى دانيد، از اهل ذكر بپرسيد» ـ: همانا «ذكر» منم و «اهل ذكر» امامان هستند.
۱.النّحل: 43.
۲.الكافي: ج 1 ص 210 ح 1.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:النُّجومُ أمانٌ لِأَهلِ السَّماءِ، إذا ذَهَبَتِ النُّجومُ ذَهَبَ أهلُ السَّماءِ، وأهلُ بَيتي أمانٌ لِأَهلِ الأَرضِ، فَإِذا ذَهَبَ أهلُ بَيتي ذَهَبَ أهلُ الأَرضِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:ستارگان، موجب امانِ آسمانيان هستند و هر گاه ستارگان ناپديد شوند، آسمانيان نيز مى روند. اهل بيت من، موجب امان زمينيان هستند و هر گاه اهل بيتِ من بروند، زمينيان نيز خواهند رفت.
۱.فضائل الصحابة لابن حنبل: ج 2 ص 671 ح 1145.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:نَحنُ أهلُ بَيتِ شَجَرَةِ النُّبُوَّةِ، ومَعدِنُ الرِّسالَةِ، لَيسَ أحَدٌ مِنَ الخَلائِقِ يَفضُلُ أهلَ بَيتي غَيري. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:ما، خاندان شجره نبوّت و معدن رسالت هستيم و هيچ كس جز من بر اهل بيتم برترى نمى يابد.
۱.الأمالي للشجري: ج1 ص154.
سنن الترمذي عن زيد بن أرقم:إنَّ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله قالَ لِعَلِيٍّ وفاطِمَةَ والحَسَنِ والحُسَينِ عليهم السلام: أنَا حَربٌ لِمَن حارَبتُم، وسِلمٌ لِمَن سالَمتُم. ۱
سنن الترمذىـ به نقل از زيد بن ارقم ـ: پيامبر خدا به على و فاطمه و حسن و حسين عليهم السلام فرمود: «من با هر كه با شما سرِ جنگ داشته باشد، سرِ جنگ دارم و با هر كه آشتى شما را در پيش گيرد، آشتى در پيش مى گيرم».
۱.سنن الترمذي: ج 5 ص 699 ح 3870.
المعجم الأوسط عن عُمَر بن عَلِيٍّ عَن أبيهِ الإِمامِ عَلِيٍّ عليه السلام:أنَّهُ قالَ لِلنَّبِيِّ صلى الله عليه و آله: أمِنّا المَهدِيُّ أم مِن غَيرِنا يا رَسولَ اللّهِ؟ قالَ: بَل مِنّا (بِنا) يَختِمُ اللّهُ كَما بِنا فَتَحَ، وبِنا يُستَنقَذونَ مِنَ الشِّركِ، وبِنا يُؤَلِّفُ اللّهُ بَينَ قُلوبِهِم بَعدَ عَداوَةٍ بَيِّنَةٍ، كَما بِنا ألَّفَ بَينَ قُلوبِهِم بَعدَ عَداوَةِ الشِّركِ. ۱
المعجم الأوسطـ به نقل از عمر بن على، درباره پدرش امام على عليه السلام ـ: وى (على عليه السلام) به پيامبر صلى الله عليه و آله گفت: اى پيامبر خدا! آيا مهدى از ماست، يا از غير ما؟ فرمود: «از ماست. خداوند، با ما پايان مى بخشد و با ما آغاز مى كند و همه با ما از شرك رهايى مى يابند و خداوند با ما دل ها را پس از خصومتى آشكار، الفت مى بخشد، چنان كه پس از دشمنىِ شرك، دل هايشان را با يكديگر مأنوس ساخت».
۱.المعجم الأوسط: ج 1 ص 57 ح 157.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:نَحنُ أهلُ بَيتٍ لا يُقاسُ بِنا أحَدٌ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:ما خاندانى هستيم كه هيچ كس با ما سنجيده نمى شود.
۱.الفردوس: ج 4 ص 283 ح 6838.
عنه صلى الله عليه و آله:نَحنُ أهلَ البَيتِ لا يُقابَلُ بِنا أحَدٌ، مَن عادانا فَقَد عادَى اللّهَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:ما خاندانى هستيم كه هيچ كس با ما برابر نهاده نمى شود و هر كه به دشمنى با ما برخيزد، به دشمنى با خدا برخاسته است.
۱.إرشاد القلوب: ص404.
زَيدُ بنُ أرقَمَ:قامَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله يَومًا فينا خَطيبًا بِماءٍ يُدعى «خُمًّا» بَينَ مَكَّةَ والمَدينَةِ، فَحَمِدَ اللّهَ وأثنى عَلَيهِ ووَعَظَ وذَكَّرَ، ثُمَّ قالَ: أمّا بَعدُ، ألا أيُّهَا النّاسُ، فَإِنَّما أنَا بَشَرٌ يوشِكُ أن يَأتِيَ رَسولُ رَبّي فَاُجيبَ، وأنَا تارِكٌ فيكُم ثَقَلَينِ: أوَّلُهُما كتابُ اللّهِ فيهِ الهُدى والنّورُ، فَخُذوا بِكتابِ اللّهِ واستَمسِكوا بِهِ. فَحَثَّ عَلى كِتابِ اللّهِ ورَغَّبَ فيهِ، ثُمَّ قالَ: وأهلُ بَيتي، اُذَكِّرُكُمُ اللّهَ في أهلِ بَيتي، اُذَكِّرُكُمُ اللّهَ في أهلِ بَيتي، اُذَكِّرُكُمُ اللّهَ في أهلِ بَيتي ۱.
زيد بن ارقم:پيامبر خدا صلى الله عليه و آله روزى در ميان ما در آبگيرى كه «خُمّ» ناميده مى شود و ميان مكّه و مدينه قرار دارد به خطبه برخاست و پروردگار را ستود و پند داد و موعظه كرد و سپس فرمود: امّا بعد، هان، اى مردم! من هم انسانى هستم كه به زودى پيك پروردگارم نزد من نيز بيايد و من هم پاسخش گويم. من در ميان شما دو «ثقل» به يادگار مى نهم: نخستين آن دو، كتاب خداست كه در آن هدايت و نور نهفته است، پس كتاب خدا را فرا ستانيد و بدان چنگ در زنيد. پيامبر صلى الله عليه و آله بر كتاب خدا ترغيب كرد و تشويق نمود و سپس فرمود: و اهل بيت من، خدا را در حقّ اهل بيتم به ياد شما مى آورم، خدا را در حقّ اهل بيتم به ياد شما مى آورم، خدا را در حقّ اهل بيتم به ياد شما مى آورم.
۱.صحيح مسلم: 4 / 1873 / 2408، سنن الدارميّ: 2 / 889 / 3198 نحوه، مسند ابن حنبل: 7 / 75 / 19285، السنن الكبرى: 10 / 194 / 20335، تهذيب تاريخ دمشق: 5 / 439 نحوه، فرائد السمطين: 2 / 234 / 513.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إنّي تارِكٌ فيكُم ما إن تَمَسَّكتُم بِهِ لَن تَضِلّوا بَعدي، أحدُهُما أعظَمُ مِنَ الآخَرِ: كتابُ اللّهِ حَبلٌ مَمدودٌ مِنَ السَّماءِ إلَى الأَرضِ، وعِترَتي أهلُ بَيتي، ولَن يَتَفَرَّقا حَتّى يَرِدا عَلَيَّ الحَوضَ، فَانظُروا كَيفَ تَخلُفوني فيهِما ۱.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:من در ميان شما چيزى به يادگار نهاده ام كه مادامى كه بدان چنگ در زنيد هرگز پس از من گمراه نگرديد؛ يكى از آن دو بزرگتر از ديگرى است: كتاب خدا كه ريسمانى است كشيده شده از آسمان به زمين و عترتم، اهل بيتم، واين دو هرگز از هم جدانشوند تا در كنار حوض كوثر بر من واردآيند، پس بنگريد درنبودنِ من حقم را درباره اين دو چگونه ادا مى كنيد.
۱.سنن الترمذيّ: 5 / 663 / 3788 عن زيد بن أرقم.
زيدُ بنُ أرقَمَ:لَمّا رَجَعَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله مِن حَجَّةِ الوَداع ونَزَلَ غَديرَ خُمٍّ أمَرَ بِدَوحاتٍ فَقُمِمنَ ۱ فَقالَ: كَأَنّي قَد دُعيتُ فَأَجَبتُ، إنّي قَد تَرَكُت فيكُمُ الثَّقَلَينِ أحَدُهُما أكبَرُ مِنَ الآخَرِ: كِتابَ اللّهِ تَعالى وعِترَتي، فَانظُروا كَيفَ تَخلُفوني فيهِما، فَإِنَّهُما لَن يَتَفَرَّقا حَتّى يَرِدا عَلَيَّ الحَوضَ. ثُمَّ قالَ: إنَّ اللّهَ عَزَّوجَلَّ مَولايَ وأنَا مَولى كُلِّ مُؤمِنٍ. ثُمَّ أخَذَ بِيَدِ عَلِيٍّ عليه السلامفَقالَ: مَن كُنتُ مَولاهُ فَهذا وَلِيُّهُ، اللّهُمَّ والِ مَن والاهُ وعادِ مَن عاداهُ ۲.
زيد بن ارقم:هنگامى كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله از حجّة الوداع بازگشت و به غدير خم در آمد دستور داد زير درختان گشن آن جا را بروبند. سپس پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: گويى مرا مى خوانند و من پاسخ مى دهم. من در ميان شما دو «ثقل» به يادگار مى نهم كه يكى از آن دو بزرگتر از ديگرى است: كتاب خداى متعال و عترتم، پس بنگريد در نبودن من حقّم را درباره اين دو چگونه ادا مى كنيد. اين دو از يكديگر جدا نشوند تا در كنار حوض كوثر بر من وارد آيند. سپس فرمود: خداوند عزّوجل سرور و سالار من است و من سرور و سالار هر مؤمنى. سپس دست على عليه السلام را گرفت و فرمود: هر كه من سرور و سالار اويم اين على نيز سرور و سالار اوست. خدايا دوست بدار هر كه او را دوست مى دارد و دشمن بدار هر كه او را دشمن مى دارد.
۱.في المصدر «فقمن» والصحيح ما أثبتناه كما في خصائص الإمام أميرالمؤمنين عليه السلام. والدَّوْحَةُ: الشجرة العظيمة المتّسعة (لسان العرب: 2 / 436).
۲.المستدرك على الصحيحين: 3 / 118 / 4576، خصائص الإمام أمير المؤمنين للنسائيّ: 150 / 79 نحوه، وراجع كمال الدين: 234 / 250، الغدير: 1 / 30 و 34 و 302.
جابِرُ بنُ عَبدِ اللّهِ: رَأيتُ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله في حَجَّتِهِ يَومَ عَرَفَةَ وهُوَ عَلى ناقَتِهِ القَصواءِ يَخطُبُ، فَسَمِعتُهُ يَقولُ: يا أيُّهَا النّاسُ، إنّي قَد تَرَكتُ فيكُم ما إن أخَذتُم بِهِ لَن تَضِلّوا: كِتابَ اللّهِ وعترَتي أهلَ بَيتي ۱.
جابر بن عبداللّه:پيامبر خدا را در حج به روز عرفه ديدم كه بر شتر خود به نام «قصواء» سوار است و سخنرانى مى كند. شنيدم كه مى فرمود: اى مردم! من در ميان شما دو چيز به يادگار نهادم كه هر گاه آنها را فرا ستانيد هرگز گمراه نشويد: كتاب خدا و عترتم، اهل بيتم.
۱.سنن الترمذيّ: 5 / 662 / 3786.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:يا أيُّهَا النّاسُ، إنّي فَرَطٌ لَكُم، وأنتُم وارِدونَ عَلَيَّ الحَوضَ، وإنّي سائِلُكُم حينَ تَرِدونَ عَلَيَّ عَنِ الثَّقَلَينِ، فَانظُروا كَيفَ تخلُفونّي فيهِما: الثَّقَلُ الأَكبَرُ كِتابُ اللّهِ، سَبَبٌ طَرَفُهُ بِيَدِ اللّهِ وطَرَفُهُ بِأَيديكُم، فَاستَمسِكوا بِهِ، ولا تَضِلّوا ولا تَبَدَّلوا ۱.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:اى مردم! من جلودار شما هستم و شما كنار حوض كوثر بر من وارد مى آييد. هنگامى كه شما بر من وارد آييد من درباره دو «ثقل» از شما خواهم پرسيد، پس بنگريد در نبودن من حقم را درباره اين دو چگونه ادا مى كنيد: ثقل اكبر، كتاب خدا، ريسمانى است كه يك سوى آن در دست خدا و سوى ديگر آن در دست شما است، پس بدان چنگ در زنيد كه نه گمراه شويد و نه دگرگونى در شما راه يابد.
۱.تاريخ بغداد: 8 / 442 عن حذيفة بن أسيد. أقول: كذا في تاريخ بغداد من دون ذكر الثقل الأصغر، وقد رواه كاملاً غير واحدٍ من الحفّاظ والمؤرّخين عن الراوي نفسه، وراجع مجمع الزوائد: 9 / 259 / 14966 و: 10 / 658 / 18460، المعجم الكبير: 3 / 67 / 2683، و ص 180 / 3052 وغيرها، وراجع أيضًا الغدير: 1 / 25 / 31 حيث ذكر جملة من مصادر أهل السنّة.
حُذَيفَةُ بنُ اُسَيدٍ الغِفارِيُّ:لَمّا صَدَرَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله مِن حَجَّةِ الوَداعِ نَهى أصحابَهُ عَن شَجَراتٍ بِالبَطحاءِ مُتَقارِباتٍ أن يَنزِلوا تَحتَهُنَّ، ثُمَّ بَعَثَ إلَيهِنَّ فَقُمَّ ما تَحتَهُنَّ مِنَ الشَّوكِ، وعَمَدَ إلَيهِنَّ فَصَلّى تَحتَهُنَّ، ثُمَّ قامَ فَقالَ: يا أيُّهَا النّاسُ، إنّي قَد نَبَّأَنِيَ اللَّطيفُ الخَبيرُ أنَّهُ لَم يُعَمَّر نَبِيٌّ إلاّ نِصفَ عُمُرِ الَّذي يَليهِ مِن قَبلِهِ، وإنّي لَأَظُنُّ أنّي يوشَكُ أن اُدعى فَاُجيبَ، وإنّي مَسؤولٌ، وإنَّكُم مَسؤولونَ، فَماذا أنتُم قائِلونَ؟ قالوا: نَشهَدُ أنَّكَ قَد بَلَّغتَ وجَهَدتَ ونَصَحتَ، فَجَزاكَ اللّهُ خَيرًا، فَقالَ: ألَيسَ تَشهَدونَ أن لا إلهَ إلاَّ اللّهُ وأنَّ مُحَمَّدًا عَبدُهُ ورَسولُهُ؟

حذيفه بن اسيد غفارى:هنگامى كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله از حجّة الوداع بازگشت اصحاب خود را از رفتن به زير درختان در هم و انبوه بطحاء باز داشت و سپس كسانى را فرستاد تا خارهاى زير اين درختان را بروبند. سپس بدان جا رفت و زير اين درختان نماز گزارد و پس از آن برخاست و فرمود: اى مردم! خداوند دانا و كاردان مرا آگاهانيده است كه عمر هيچ پيامبر نبوده مگر نصف عمرى كه پيامبر گذشته داشته است و من گمان مى كنم كه به زودى خوانده مى شوم و من هم پاسخ مى گويم. من مسؤولم و شما هم مسؤول هستيد. پس در آن هنگام چه خواهيد گفت؟ آنها گفتند: ما گواهى خواهيم داد كه تو [پيام را]رساندى و كوشيدى و خير خواستى، خداوند به تو پاداش خير دهاد. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: آيا گواهى نمى دهيد كه خدايى جز اللّه نيست و

۱.المعجم الكبير: 3 / 180 / 3052.
مَعروفُ بنُ خَرَّبوذَ عَن أبِي الطُّفَيلِ عامِرِ بنِ واثِلَةَ عَن حُذَيفَةَ بنِ اُسَيدٍ الغِفارِيِّ:لَمّا رَجَعَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله مِن حَجَّةِ الوَداعِ ونَحنُ مَعَهُ أقبَلَ حَتَّى انتَهى إلَى الجُحفَةِ، فَأَمَرَ أصحابَهُ بِالنُّزولِ فَنَزَلَ القَومُ مَنازِلَهُم، ثُمَّ نودِيَ بِالصَّلاةِ فَصَلّى بِأَصحابِهِ رَكعَتَينِ، ثُمَّ أقبَلَ بِوَجهِهِ إلَيهِم فَقالَ لَهُم: إنَّهُ قَد نَبَّأَنِيَ اللَّطيفُ الخَبيرُ أنّي مَيِّتٌ وأنَّكُم مَيِّتونَ، وكَأَنّي قد دُعيتُ فَأَجَبتُ، وإنّي مَسؤولٌ عَمّا اُرسِلتُ بِهِ إلَيكُم وعَمّا خَلَّفتُ فيكُم مِن كِتابِ اللّهِ وحُجَّتِهِ، وإنَّكُم مَسؤولونَ، فَما أنتُم قائِلونَ لِرَبِّكُم؟ قالوا: نَقولُ: قَد بَلَّغتَ ونَصَحتَ وجاهَدتَ، فَجَزاكَ اللّهُ

معروف بن خرّبوذ به نقل از ابوطفيل عامر بن واثلة از حذيفة بن اسيد غفارى:چون پيامبر صلى الله عليه و آله با همراهى ما از حجة الوداع بازگشت راه را ادامه داد تا به جحفه رسيد، سپس به ياران خود دستور داد فرود آيند. آنها هم در آن جا خيمه زدند. نداى نماز در داده شد و پيامبر صلى الله عليه و آله دو ركعت نماز را با ياران خود گزارد و آن گاه بديشان روى كرد و فرمود: خداوند داناى كاردان مرا آگاهانيده است كه مى ميرم و شما نيز خواهيد مرد، گويى مرا مى خوانند و من پاسخ مى دهم، من در آن چه به سبب آن به سوى شما فرستاده شده ام و نيز در به يادگار نهادن كتاب و حجّت الهى مسؤول هستم، چنان كه شما هم مسؤول هستيد. پس سخن شما براى خدايتان چيست؟ گفتند: مى گوييم: تو [پيام را]رساندى و خير خواستى و كوشيدى، پس خداوند از سوى

۱.الخصال: 65 / 98.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إنّي خَلَّفتُ فيكُمُ اثنَينِ لَن تَضِلّوا بَعدَهُما أبَدًا: كِتابَ اللّهِ ونَسَبي، ولَن يَتَفَرَّقا حَتّى يَرِدا عَلَيَّ الحَوضَ ۱.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:من در ميان شما دو چيز به يادگار مى نهم كه پس از آن دو هرگز گمراه نشويد: كتاب خدا و نَسَب (ونسل) من. اين دو از يكديگر جدايى نپذيرند تا كنار حوض كوثر بر من وارد آيند.
۱.مجمع الزوائد: 9 / 256 / 14958 عن أبي هريرة، وراجع كمال الدين: 235 / 47 عن أبي هريرة وفيه «كتاب اللّه وسنّتي».
عنه صلى الله عليه و آله:إنّي قَد تَرَكتُ فيكُمُ الثَّقَلَينِ، أحَدُهُما أكبَرُ مِنَ الآخَرِ: كِتابَ اللّهِ عَزَّوجَلَّ حَبلٌ مَمدودٌ مِنَ السَّماءِ إلَى الأَرضِ، وعِترَتي أهلَ بَيتي، ألا إنَّهُما لَن يَفتَرِقا حَتّى يَرِدا عَلَيَّ الحَوضَ ۱.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:من در ميان شما دو ثقل به يادگار مى نهم كه يكى از آن دو بزرگتر از ديگرى است: كتاب خداوند عزّوجل كه ريسمانى است كشيده شده از آسمان به زمين و عترت من كه همان اهل بيت من است. آگاه باشيد كه اين دو هرگز از هم جدايى نپذيرند تا كنار حوض كوثر بر من وارد آيند.
۱.مسند ابن حنبل: 4 / 54 / 1121 عن أبي سعيد الخدريّ.
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۶۲