فیلترها
نتایج جستجو برای «ولادت فرزند پسر»: ۱ حدیث
فیلترها
فیلترها
کتاب
موضوع
معصوم
طول حدیث
فرج المهموم عن أبي عبد اللّه عليه السلام:خَرَجَ الحُسَينُ عليه السلام إلى مَكَّةَ في سَنَةٍ ماشِيا، فَوَرِمَت قَدَماهُ، فَقالَ لَهُ بَعضُ مَواليهِ: لَورَكِبتَ لَيَسكُنُ الوَرَمُ هذا مِنكَ؟
فَقالَ: كَلاّ، إذا أتَينا هذَا المَنزِلَ فَإِنَّهُ يَستَقبِلُكَ أسوَدُ ومَعَهُ دُهنٌ فَاشتَرِهِ.
فَقالَ لَهُ مَولاهُ: بِأَبي أنتَ واُمّي، ما قُدّامَنا مَنزِلٌ يَبيعُ فيهِ أحَدٌ هذَا الدُّهنَ؟
فَقالَ: بَلى، أمامَكَ دونَ المَنزِلِ.
فَسارَ ميلاً فَإِذا هُوَ بِالأَسوَدِ، فَقالَ الحُسَينُ عليه السلام لِمَولاهُ: دونَكَ الرَّجُلَ فَخُذ مِنهُ الدُّهنَ وأعطِهِ الثَّمَنَ.
فَقالَ الأَسوَدُ لِلمَولى: لِمَن أرَدتَ هذَا الدُّهنَ؟ فَقالَ: لِلحُسَينِ بنِ عَلِيٍّ عليه السلام، فَقالَ: اِنطَلِق بِنا إلَيهِ. فَصارَ
فرج المهمومـ از امام صادق عليه السلام ـ: امام حسين عليه السلام سالى پياده به مكّه رفت و پاهايش وَرَم كرد. يكى از وابستگانش به ايشان گفت: كاش سوار مى شدى تا اين وَرَمت، فرو بنشيند.
فرمود: «هرگز! چون به اين منزلگاه درآمديم، مردى سياه، با روغنى به پيشواز تو مى آيد. آن را از او بخر».
آن وابسته گفت: پدر و مادرم فدايت! پيشِ رو، منزلگاهى نيست كه در آن، كسى اين روغن را بفروشد.
امام عليه السلام فرمود: «چرا. پيشِ روى تو و قبل از رسيدن به منزلگاه، مى آيد».
پس يك ميل حركت كرد كه مرد سياه را ديد. امام حسين عليه السلام به او فرمود: «اين، همان مرد است. روغن را از او بگير و بهايش را بپرداز».
مرد سياه به آن وابسته گفت: اين روغن را براى چه كسى مى خواهى؟
گفت: براى حسين بن على.
گفت: ما را به سوى