نتایج جستجو برای «نرمی سخن»: ۱۳ حدیث
عنه عليه السلام:يا طالِبَ العِلمِ، إنَّ العِلمَ ذو فَضائِلَ كَثيرَةٍ: فَرَأسُهُ التَّواضُعُ، وعَينُهُ البَراءَةُ مِنَ الحَسَدِ، واُذُنُهُ الفَهمُ، ولِسانُهُ الصِّدقُ، وحِفظُهُ الفَحصُ، وقَلبُهُ حُسنُ النِّيَّةِ، وعَقلُهُ مَعرِفَةُ الأَشياءِ والاُمورِ، ويَدُهُ الرَّحمَةُ، ورِجلُهُ زِيارَةُ العُلَماءِ، وهِمَّتُهُ السَّلامَةُ، وحِكمَتُهُ الوَرَعُ، ومُستَقَرُّهُ النَّجاةُ، وقائِدُهُ العافِيَةُ، ومَركَبُهُ الوَفاءُ، وسِلاحُهُ لينُ الكَلِمَةِ، وسَيفُهُ الرِّضا، وقَوسُهُ المُداراةُ، وجَيشُهُ مُحاوَرَةُ العُلَماءِ، ومالُهُ الأَدَبُ، وذَخيرَتُهُ اجتِنابُ الذُّنوبِ، وزادُهُ المَعروفُ، وماؤُهُ المُوادَعَةُ، ودَليلُهُ الهُدى، ورَفيقُهُ مَحَبَّةُ الأَخيارِ ۱.
امام على عليه السلام:اى جوياى دانش! دانش فضيلتهاى بسيارى دارد: سرش، فروتنى است و چشمش، دورى از حسد و گوشش، فهم و زبانش، راستى و حافظه اش، جستجو و دلش، خوش نيّتى و خردش، شناخت اشياى و امور و دستش، رحمت و پايش، ديدار دانشمندان وهمتش سلامت وحكمتش، پارسايى و قرارگاهش، رهايى و جلودارش، عافيت و مركبش، وفا و سلاحش، نرمى سخن و شمشيرش، خشنودى و كمانش، سازگارى و سپاهش، گفتگو با دانشمندان و داراييش، ادب و اندوخته اش، پرهيز از گناهان و توشه اش، نيكى و آبش، واگذارى و رهنمايش، هدايت و يارش، دوستى نيكان.
۱.الكافي: 1 / 48 / 2 عن أبي بصير عن الإمام الصادق عليه السلام، تحف العقول: 200 وليس فيه «يا طالب العلم» وفيه «ومأواه» بدل «وماؤه» و «صحبة» بدل «محبّة».
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:اِحذَرُوا المالَ! فَإِنَّهُ كانَ في ما مَضى رَجُلٌ قَد جَمَعَ مالاً ووَلَدا وأقبَلَ عَلى نَفسِهِ وعِيالِهِ وجَمَعَ لَهُم فَأَوعى، فَأَتاهُ مَلَكُ المَوتِ فَقَرَعَ بابَهُ وهُوَ في زِيِّ مِسكينٍ، فَخَرَجَ إلَيهِ الحُجّابُ، فَقالَ لَهُم: اُدعوا إلَيَّ سَيِّدَكُم. قالوا: أوَ يَخرُجُ سَيِّدُنا إلى مِثلِكَ؟! ودَفَعوهُ حَتّى نَحَّوهُ عَنِ البابِ. ثُمَّ عادَ إلَيهِم في مِثلِ تِلكَ الهَيئَةِ وقالَ: اُدعوا إلَيَّ سَيِّدَكُم وأخبِروهُ أنّي مَلَكُ المَوتِ. فَلَمّا سَمِعَ سَيِّدُهُم هذَا الكَلامَ قَعَدَ خائِفا فَرِقا، وقالَ لِأَصحابِهِ: لَيِّنوا لَهُ فِي المَقالِ وقولوا لَهُ: لَعَلَّكَ تَطلُبُ غَيرَ سَيِّدِنا بارَكَ اللّهُ فيكَ! قالَ لَهُم: لا. ودَخَلَ عَلَيهِ وقالَ

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:از مال، برحذر باشيد، كه در روزگاران گذشته، مردى بود كه مال و فرزند گِرد مى آورد و به خود و خانواده اش مى پرداخت و براى ايشان، مال جمع مى كرد. پس فرشته مرگ، نزد وى آمد و در جامه بينوايى، درِ [خانه]او را كوبيد. دربانان به سوى وى رفتند. به آنان گفت: «سَرور خود را نزد من فرا خوانيد». گفتند: آيا سَرور ما به ديدار كسى چون تو آيد؟! سپس وى را راندند تا از آستانه خانه دورش كردند. ديگر بار، آن فرشته با همان شكل آمد و گفت: «سَرور خود را نزد من، فرا خوانيد و آگاهش كنيد كه من، فرشته مرگم». سَرور آنان، چون اين كلام را شنيد، بيمناك و بس هراسان بر نشست و به يارانش گفت: با وى به نرمى سخن برانيد و به وى بگوييد: خدايت بركت دهد! شايد به دنبال كسى جز سَرور ما هستى! گفت:

۱.عدّة الداعي: ص 95.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:اِحذَرُوا المالَ، فَإِنَّهُ كانَ فيما مَضى رَجُلٌ قَد جَمَعَ مالاً ووَلَداوأقبَلَ عَلى نَفسِهِ وعِيالِهِ وجَمَعَ لَهُم فَأَوعى، فَأَتاهُ مَلَكُ المَوتِ فَقَرَعَ بابَهُ وهُوَ في زِيِّ مِسكينٍ، فَخَرَجَ إلَيهِ الحُجّابُ فَقالَ لَهُم: اُدعوا إلَيَّ سَيِّدَكُم. قالوا: أوَ يَخرُجُ سَيِّدُنا إلى مِثلِكَ! ودَفَعوهُ حَتّى نَحَّوهُ عَنِ البابِ. ثُمَّ عادَ إلَيهِم في مِثلِ تِلكَ الهَيئَةِ ۱، وقالَ: اُدعوا إلَيَّ سَيِّدَكُم وأخبِروهُ أنّي مَلَكُ المَوتِ، فَلَمّا سَمِعَ سَيِّدُهُم هذَا الكَلامَ قَعَدَ خائِفا فَرِقا ۲، وقالَ لِأَصحابِهِ: لينوا لَهُ فِي المَقالِ، وقولوا لَهُ: لَعَلَّكَ تَطلُبُ غَيرَ سَيِّدِنا، بارَكَ اللّهُ فيكَ! قالَ لَهُم: لا، ودَخَلَ عَلَيهِ وقالَ

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:از ثروت حذر كنيد؛ زيرا در گذشته، مردى بود كه مال و اولاد گرد آورد و به خود و خانواده اش پرداخت و براى آنان جمع كرد و اندوخت. فرشته مرگ، در هيئت شخصى فقير به نزد او آمد و درِ خانه اش را كوبيد. دربانان بيرون آمدند. فرشته مرگ به آنان گفت: «خواجه خويش را صدا بزنيد كه نزد من بيايد». دربانان گفتند: خواجه ما براى كسى چون تو، بيرون آيد؟! و او را عقب راندند و از درِ خانه دورش كردند. فرشته مرگ، دوباره با همان هيئت به سوى آنان آمد و گفت: «خواجه خويش را صدا بزنيد و به او بگوييد كه من، فرشته مرگ هستم». خواجه، چون اين سخن را شنيد، از ترس و هراس نشست و به يارانش گفت: با او به نرمى سخن بگوييد و به او بگوييد: خدا خيرت دهد! شايد دنبال كس ديگرى غير از خواجه ما هستى!

۱.في المصدر: «الهيبة»، والتصويب من بحار الأنوار.
۲.الفَرَق: الخوف والفزع (النهاية: ج 3 ص 438 «فرق»).
۳.في المصدر: «أغفلتي»، والتصويب من بحار الأنوار.
۴.عدّة الداعي: ص 95، بحار الأنوار: ج 103 ص 24 ح 27.
عنه صلى الله عليه و آله:أفضَلُ الأعمالِ إيمانٌ بِاللّهِ وتَصديقٌ بِهِ، وجِهادٌ في سَبيلِ اللّهِ، وحَجٌّ مَبرورٌ، وأهوَنُ عَلَيكَ مِن ذلكَ إطعامُ الطَّعامِ ولِينُ الكَلامِ والسَّماحَةُ وحُسنُ الخُلقِ، وأهوَنُ عَلَيكَ مِن ذلكَ لا تَتَّهِمُ اللّهَ في شَيءٍ قَضاهُ اللّهُ عَلَيكَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:برترينِ اعمال، عبارت اند از: ايمان به خدا و تصديق او، جهاد در راه خدا، و حجّ پذيرفته شده. از اينها راحت تر براى تو، اطعام كردن است و به نرمى سخن گفتن و بخشندگى و خوش خويى. و از اينها آسان تر براى تو، اين است كه خداوند را در آنچه براى تو مقدّر كرده است، متّهم نسازى.
۱.كنز العمّال: ج 15 ص 948 ح 43639 عن عبّادة بن الصامت.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:اِحذَرُوا المالَ! فَإِنَّهُ كانَ في ما مَضى رَجُلٌ قَد جَمَعَ مالاً ووَلَدا وأقبَلَ عَلى نَفسِهِ وعِيالِهِ وجَمَعَ لَهُم فَأَوعى، فَأَتاهُ مَلَكُ المَوتِ فَقَرَعَ بابَهُ وهُوَ في زِيِّ مِسكينٍ، فَخَرَجَ إلَيهِ الحُجّابُ، فَقالَ لَهُم: اُدعوا إلَيَّ سَيِّدَكُم. قالوا: أوَ يَخرُجُ سَيِّدُنا إلى مِثلِكَ؟! ودَفَعوهُ حَتّى نَحَّوهُ عَنِ البابِ. ثُمَّ عادَ إلَيهِم في مِثلِ تِلكَ الهَيئَةِ وقالَ: اُدعوا إلَيَّ سَيِّدَكُم وأخبِروهُ أنّي مَلَكُ المَوتِ. فَلَمّا سَمِعَ سَيِّدُهُم هذَا الكَلامَ قَعَدَ خائِفا فَرِقا، وقالَ لِأَصحابِهِ: لَيِّنوا لَهُ فِي المَقالِ وقولوا لَهُ: لَعَلَّكَ تَطلُبُ غَيرَ سَيِّدِنا بارَكَ اللّهُ فيكَ! قالَ لَهُم: لا. ودَخَلَ عَلَيهِ وقالَ

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:از مال، برحذر باشيد، كه در روزگاران گذشته، مردى بود كه مال و فرزند گِرد مى آورد و به خود و خانواده اش مى پرداخت و براى ايشان، مال جمع مى كرد. پس فرشته مرگ، نزد وى آمد و در جامه بينوايى، درِ [خانه]او را كوبيد. دربانان به سوى وى رفتند. به آنان گفت: «سَرور خود را نزد من فرا خوانيد». گفتند: آيا سَرور ما به ديدار كسى چون تو آيد؟! سپس وى را راندند تا از آستانه خانه دورش كردند. ديگر بار، آن فرشته با همان شكل آمد و گفت: «سَرور خود را نزد من، فرا خوانيد و آگاهش كنيد كه من، فرشته مرگم». سِرور آنان، چون اين كلام را شنيد، بيمناك و بس هراسان بر نشست و به يارانش گفت: با وى به نرمى سخن برانيد و به وى بگوييد: خدايت بركت دهد! شايد به دنبال كسى جز سَرور ما هستى! گفت:

۱.. عدّة الداعي: ص 95، بحار الأنوار: ج 103 ص 24 ح 27.
عنه عليه السلام:إنّ مِنَ العِبادَةِ لِينَ الكَلامِ وإفشاءَ السَّلامِ. ۱
امام على عليه السلام:به نرمى سخن گفتن و سلام كردن به همگان عبادت است.
۱.غرر الحكم: 3421.
کلیدواژه‌ها عبادتانواع عبادات
عنه عليه السلام:إنّ مِنَ العِبادَةِ لِينَ الكَلامِ و إفشاءَ السَّلامِ. ۱
امام على عليه السلام:به نرمى سخن گفتن و سلام كردن به مردم عبادت است.
۱.غرر الحكم: 3421.
عنه صلى الله عليه و آله:أفضَلُ الأعمالِ إيمانٌ بِاللّهِ و تَصديقٌ بِهِ، و جِهادٌ في سَبيلِ اللّهِ، و حَجٌّ مَبرورٌ، و أهوَنُ عَلَيكَ مِن ذلكَ إطعامُ الطَّعامِ و لِينُ الكَلامِ و السَّماحَةُ و حُسنُ الخُلقِ، و أهوَنُ عَلَيكَ مِن ذلكَ لا تَتَّهِمُ اللّهَ في شَيءٍ قَضاهُ اللّهُ عَلَيكَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:برترين اعمال عبارتند از: ايمان به خدا و تصديق او و جهاد در راه خدا و حجّ پذيرفته شده. از اينها راحت تر براى تو اطعام كردن است و به نرمى سخن گفتن و بخشندگى و خوش خويى. و از اينها آسانتر براى تو اين است كه خداوند را در آنچه براى تو مقدّر كرده است، متّهم نسازى.
۱.كنز العمّال: 43639.
الإمام عليّ عليه‏السلام: مَن لانَت كَلِمَتُهُ وَجَبَت مَحَبَّتُهُ. ۱
امام على عليه‏السلام: هركه سخنش نرم شود، دوستى‏اش [بر ديگران] لازم مى‏گردد.
۱.تحف العقول: 91، غرر الحكم: 7941، بحار الأنوار: 71 / 396 / 79؛ المناقب للخوارزمي: 368 / 385 وفيه «مودّته» بدل «محبّته».
عنه عليه‏السلام: عَوِّد لِسانَكَ لينَ الكَلامِ وبَذلَ السَّلامِ يَكثُر مُحِبّوكَ، ويَقِلُّ مُبغِضوكَ. ۱
امام على عليه‏السلام: زبانت را به نرم‏گويى و سلام‏دادن [به همه]، عادت بده، تا دوستانت فراوان شوند و دشمنانت اندك گردند.
۱.غرر الحكم: 6231.
عنه عليه‏السلام: مَن عَذُبَ لِسانُهُ كَثُرَ إخوانُهُ. ۱
امام على عليه‏السلام: هركه زبانش شيرين شود، برادرانش فراوان مى‏گردند.
۱.مائة كلمة: 24 / 8، المناقب للخوارزمي: 375 / 395 عن الجاحظ.
الإمام زين العابدين عليه‏السلام: القَولُ الحَسَنُ يُثرِي المالَ، ويُنمِي الرِّزقَ، ويُنسِئُ فِي الأَجَلِ، ويُحَبِّبُ إلَى الأَهلِ، ويُدخِلُ الجَنَّةَ. ۱
امام سجاد عليه‏السلام: گفتار نيك، دارايى را افزون مى‏كند، روزى را فراوان مى‏سازد، مرگ را به تأخير مى‏اندازد، [انسان را] محبوب خانواده مى‏كند و [او را]به بهشت، وارد مى‏سازد.
۱.الخصال: 317 / 100، الأمالي للصدوق: 49 / 1 كلاهما عن أبي حمزة الثمالي، روضة الواعظين: 404، بحار الأنوار: 71 / 310 / 1.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:اِحذَرُوا المالَ، فَإِنَّهُ كانَ فيما مَضى رَجُلٌ قَد جَمَعَ مالاً ووَلَدا، وأقبَلَ عَلى نَفسِهِ وعِيالِهِ وجَمَعَ لَهُم فَأَوعى، فَأَتاهُ مَلَكُ المَوتِ فَقَرَعَ بابَهُ وهُوَ في زِيِّ مِسكينٍ، فَخَرَجَ إلَيهِ الحُجّابُ فَقالَ لَهُم: اُدعوا إلَيَّ سَيِّدَكُم. قالوا: أو يَخرُجُ سَيِّدُنا إلى مِثلِكَ! ودَفَعوهُ حَتّى نَحَّوهُ عَنِ البابِ. ثُمَّ عادَ إلَيهِم في مِثلِ تِلكَ الهَيئَةِ ۱، وقالَ: اُدعوا إلَيَّ سَيِّدَكُم وأخبِروهُ أنّي مَلَكُ المَوتِ، فَلَمّا سَمِعَ سَيِّدُهُم هذَا الكَلامَ قَعَدَ خائِفا فَرِقا ۲، وقالَ لاِءَصحابِهِ: لينوا لَهُ فِي المَقالِ، وقولوا لَهُ: لَعَلَّكَ تَطلُبُ غَيرَ سَيِّدِنا ـ بارَكَ اللّهُ فيكَ! قالَ لَهُم: لا، ودَخَلَ عَلَيهِ وقالَ

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:از ثروت حذر كنيد؛ زيرا كه در گذشته مردى بود كه مال و اولاد گرد آورد و به خود و خانواده اش پرداخت و براى آنان جمع كرد و اندوخت. ملك الموت در هيئت شخصى فقير به نزد او آمد و درِ خانه اش را كوبيد. دربانان بيرون آمدند. ملك الموت به آنان گفت: خواجه خويش را صدا بزنيد كه نزد من بيايد. دربانان گفتند: «خواجه ما براى چون تو كسى، بيرون آيد؟!» و او را عقب راندند و از درِ خانه دورش كردند. ملك الموت دوباره با همان هيئت به سوى آنان آمد و گفت: خواجه خويش را صدا بزنيد و به او بگوييد من ملك الموت هستم. خواجه، چون اين سخن را شنيد، از ترس و هراس نشست و به يارانش گفت: با او به نرمى سخن بگوييد و به او بگوييد: خدا خيرت دهد! شايد دنبال كس ديگرى غير از خواجه ما هستى! ملك الموت

۱.في المصدر: «الهيبة»، والتصويب من بحار الأنوار.
۲.الفَرَق: الخوف والفزع (النهاية: ج 3 ص 438 «فرق»).
۳.عدّة الداعي: ص 95، بحار الأنوار: ج 103 ص 24 ح 27.