نتایج جستجو برای «مهمترین وظایف حکمران در حکومتش»: ۴ حدیث
الإمامُ الصّادق عليه السلام:قالَ أميرُ المؤمنينَ عليه السلام لِعُمرَ بنِ الخَطّابِ: ثَلاثٌ إن حَفِظتَهُنَّ وعَمِلتَ بِهِنَّ كَفَتكَ ماسِواهُنَّ، وإن تَرَكتَهُنَّ لَم يَنفَعْكَ شيءٌ سِواهُنَّ. قالَ: وما هُنَّ يا أباالحَسَنِ؟ قالَ: إقامَةُ الحُدودِ علَى القَريبِ والبَعيدِ، والحُكمُ بكِتابِ اللّهِ في الرِّضا والسُّخطِ، والقَسْمُ بِالعَدلِ بَينَ الأحمَرِ والأسوَدِ. فقالَ لَهُ عُمَر: لَعَمري لَقَد أوجَزتَ وأبلَغتَ. ۱
امام صادق عليه السلام:امام على عليه السلام به عمربن خطّاب فرمود: سه چيز است كه اگر آنها را به خاطر سپارى و به كار بندى به چيز ديگرى نياز نخواهى داشت و اگر آنها را فرو گذارى، هيچ چيز ديگرى سودت نبخشد. عمر گفت: آنها چيست اى ابا الحسن؟ فرمود: جارى ساختن حدود و كيفرها درباره خويش و بيگانه، حكم كردن بر اساس كتاب خدا در حال خشنودى و خشم و تقسيم عادلانه [بيت المال]ميان سرخ و سفيد. عمر گفت: به جانم سوگند كه كوتاه و رسا گفتى.
۱.تهذيب الأحكام: 6/227/547.
الإمامُ عليٌّ عليه السلامـ مِن كِتابِهِ للأشتَرِ لَمّا وَلّاهُ مِصرَ ـ: وأشعِرْ قَلبَكَ الرَّحمَةَ لِلرَّعِيَّةِ، والمَحَبَّة لَهُم، واللُّطفَ بِهِم، ولاتَكونَنَّ علَيهِم سَبُعا ضارِيا تَغتَنِمُ أكلَهُم؛ فإنَّهُم صِنفانِ: إمّا أخٌ لَكَ في الدِّينِ، أو نَظيرٌ لَكَ في الخَلقِ، يَفرُطُ مِنهُمُ الزَّلَلُ، وتَعرِضُ لَهُمُ العِلَلُ، ويُؤتى على أيديهِم في العَمدِ والخَطأِ، فأعطِهِم مِن عَفوِكَ وصَفحِكَ مِثلَ الّذي تُحِبُّ وتَرضى أن يُعطِيَكَ اللّهُ مِن عَفوِهِ وصَفحِهِ، فإنَّكَ فَوقَهُم، وَوالِي الأمرِ علَيكَ فَوقَكَ، واللّهُ فَوقَ مَن وَلّاكَ! ۱
امام على عليه السلامـ در فرمان استاندارى مصر به مالك اشتر ـنوشت: دل خود را آكنده از مهر و محبّت و لطف نسبت به مردم گردان و مبادا براى آنان چون جانور درنده اى باشى كه خوردنشان را غنيمت دانى؛ زيرا كه مردم دو دسته اند: يا برادر دينى تو هستند و يا همنوع تو. در معرض لغزش و خطا قرار دارند و گاه از روى عمد يا خطا دست به گناه و تجاوز مى آلايند. پس همان گونه كه خود دوست دارى خداوند نسبت به تو بخشش و گذشت كند، تو نيز نسبت به آنان بخشش و گذشت داشته باش؛ زيرا تو بالادست آنها هستى و فرمانرواى بر تو بالادست تو مى باشد و خداوند بالا دست كسى است كه تو را به امارت گماشته است!
۱.نهج البلاغة: الكتاب 53.
الإمامُ عليٌّ عليه السلامـ مِن كِتابِهِ للأشتَرِ لَمّا وَلّاهُ مِصرَ ـ: ولْيَكُن أحَبَّ الاُمورِ إلَيكَ أوسَطُها في الحَقِّ، وأعَمُّها في العَدِل، وأجمَعُها لرِضا الرَّعِيَّةِ؛ فإنَّ سُخطَ العامَّةِ يُجحِفُ برِضا الخاصَّةِ، وإنَّ سُخطَ الخاصَّةِ يُغتَفَرُ مَع رِضا العامَّةَ. ولَيسَ أحَدٌ مِن الرَّعِيَّةِ أثقَلَ علَى الوالِي مَؤونَةً في الرَّخاء، وأقَلَّ مَعونَةً لَهُ في البَلاءِ، وأكرَهَ للإنصافِ، وأسألَ بالإلحافِ، وأقَلَّ شُكرا عِندَ الإعطاءِ، وأبَطأ عُذرا عِندَ المَنعِ، وأضعَفَ صَبرا عِندَ مُلِمّاتِ الدَّهرِ، مِن أهلِ الخاصَّةِ. وإنّما عِمادُ الدِّينِ وجِماعُ المُسلمينَ والعُدَّةُ للأعداءِ: العامَّةُ مِن الاُمَّةِ، فلْيَكُنْ صِغوُكَ لَهُم، ومَيلُكَ مَعهُم. ۱

امام على عليه السلامـ در فرمان استاندارى مصر بهمالك اشتر ـنوشت: بايد ميانه روى در حقّ و گستراندن عدالت و عمل به آنچه بيش از هر چيز رضايت ملّت را فراهم مى آورد، محبوبترين كارها در نزد تو باشد؛ زيرا نارضايى توده مردم رضايت خواصّ را بى اثر مى سازد و نارضايتى خواص، با رضايت توده مردم، بخشوده مى شود. و هيچ يك از افراد ملّت همچون طبقه خواصّ نيست؛ زيرا اين طبقه به هنگام آسايش بار سنگين ترى بر دوش حكمران هستند و در گرفتارى ها و مشكلات، كمتر به او كمك مى كنند، دادگرى را ناخوش مى دارند، خواسته ها و توقّعات بيشترى دارند، اگر به آنها چيزى داده شود، كمتر قدردانى مى كنند و اگر دريغ شود ديرتر عذر مى پذيرند و در پيشامدهاى ناگوار روزگار ناشكيباترند. ستون دين و جامعه مسلمانان و نيروى هميشه آماده در برابر

۱.نهج البلاغة: الكتاب53.
الإمامُ الصّادق عليه السلام:ثَلاثَةٌ تَجِبُ على السُّلطانِ لِلخاصَّةِ والعامَّةِ: مُكافأةُ المُحسِنِ بالإحسانِ لِيَزدادُوا رَغبَةً فيهِ، وتَغَمُّدُ ذُنوبِ المُسيءِ لِيَتُوبَ ويَرجِعَ عَن غَيِّهِ (عَتبِهِ)، وتَألُّفُهُم جَميعا بالإحسانِ والإنصافِ. ۱
امام صادق عليه السلام:سه چيز است كه بر زمامدار واجب است درباره خواص و عوام رعايت كند: پاداش نيكوكار را به نيكى دادن تا رغبت مردم به كارهاى نيك افزون شود، پوشاندن گناهان بدكار تا توبه كند و از گمراهى و انحراف خود برگردد و ايجاد الفت ميان همه آنان از طريق احسان و رعايت انصاف و داد.
۱.تحف العقول: 319.