فیلترها
نتایج جستجو برای «فضایل امام کاظم علیه السلام»: ۶ حدیث
فیلترها
فیلترها
کتاب
موضوع
معصوم
طول حدیث
بحار الأنوار عن عليِّ بنِ سُوَيدٍ:كَتَبتُ إلى أبي الحسنِ موسى عليه السلام، وهو في الحَبْسِ، كِتابا أسألُهُ عن حالِه وعن مَسائلَ كثيرةٍ، فاحْتَبسَ الجوابُ علَيَّ أشْهُرا، ثمّ أجابَني بجوابٍ هذِه نُسْخَتُهُ:
بسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ. أمّا بعدُ، فإنّكَ امرؤٌ أنْزَلكَ اللّهُ مِن آلِ محمّدٍ بمَنزلةٍ خاصّةٍ، وحَفِظَ مَوَدّةَ ما اسْتَرعاكَ من دِينهِ. الحديث. ۱
بحار الأنوارـ به نقل از على بن سويد ـ: زمانى كه ابوالحسن موسى عليه السلام در زندان بود، من نامه اى به ايشان نوشتم و از حالش جويا شدم و مسائل بسيارى را نيز مطرح كردم. چند ماهى به من پاسخى نرسيد. سپس براى من جوابى نوشت كه متن آن اين است:
به نام خداوند مهرگستر مهربان. اما بعد، تو مردى هستى كه خداوند نزد خاندان محمّد منزلت خاصى به تو بخشيده است و تو را دوستدار دينش، كه از تو خواسته آن را پاس دارى، قرار داده است.
۱.بحار الأنوار: 78 / 329 / 7.
الإرشاد:رُويَ أنَّهُ (الكاظم عليه السلام) كانَ يَدعوكَثيرا فَيَقولُ: اللّهمَّ إنّي أسألُكَ الرّاحَهَ عِندَ المَوتِ وَالعَفوَ عِندَ الحِسابِ. وَيُكَرِّرُ ذلك. وَكانَ مِن دُعائِهِ عليه السلام: عَظُمَ الذَّنبُ مِن عَبدِكَ فَليَحسُنِ العَفوُ مِن عِندِكَ. وَكانَ يَبكي مِن خَشيَةِ اللّهِ حَتَّى تَخضَلُّ لِحيَتُهُ بِالدُّموعِ. وَكانَ أوصَلُ النّاسِ لأهلِهِ ورَحِمِهِ وَكانَ يَفتَقِدُ فُقَراءَ المَدينَةِ في اللَّيلِ فَيَحمِلُ إليهِم (الزَّنبيلَ) فيهِ العَينُ وَالوَرَقُ وَالأدِقَّةُ وَالتُّمورِ فَيوصِلُ إلَيهِم ذلك وَلا يَعلَمونَ مِن أيِّ جَهَةٍ هُوَ. ۱
الإرشاد:روايت شده است كه حضرت كاظم عليه السلام زياد دعا مى خواند، و عرضه مى داشت: بار خدايا! راحتى در هنگام مردن، و عفو و بخشش در هنگام حسابرسى را از تو مسئلت مى كنم. و اين جمله را تكرار مى كرد. يكى از دعاهاى آن حضرت اين بود: گناه بنده تو بزرگ است و عفو و گذشت از جانب تو نيكوست. آن حضرت از خشيت خدا چندان مى گريست كه محاسن او از اشك تر مى شد. هيچ كس به اندازه ايشان به خانواده و خويشاوندانش رسيدگى نمى كرد. شب هنگام به فقراى مدينه سركشى مى كرد و زنبيلى پر از درهم و دينار و آرد و خرما با خود مى برد و بر درِ خانه هاى آنان مى گذاشت و آنها نمى فهميدند كه اين پول و اجناس از طرف چه كسى آمده است.
۱.الإرشاد: 2 / 231.
تاريخ بغداد عن الحَسَنِ بنِ مُحَمَّدِ بنِ يَحيَى العَلَويِّ:حَدَّثَني جَدّي: كانَ موسَى بنُ جَعفَرٍ يُدعى العَبدَ الصّالِحَ مِن عِبادَتِهِ وَاجتِهادِهِ. رَوى أصحابُنا أنَّهُ دَخَلَ مَسجِدَ رسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله فَسَجَدَ سَجدَةً في أوَّلِ اللَّيلِ، وَسُمِعَ وَهُوَ يَقولُ في سُجودِهِ: «عَظيمُ الذَّنبِ عِندي فَليَحسُنِ العَفوُ عِندَكَ، يا أهلَ التَّقوى وَيا أهلَ المَغفِرَةِ» فَجَعَلَ يُرَدِّدُها حَتَّى أصبَحَ وَكانَ سَخيّا كَريما، وَكانَ يَبلُغُهُ عَنِ الرَّجلِ أنَّهُ يُؤذيهِ فَيَبعَثُ إلَيهِ بِصُرَّةٍ فيها ألفَ دينارٍ. ۱
تاريخ بغدادـ به نقل از حسن بن محمّد بن يحيى علوى ـ: جدّم برايم نقل كرد كه: موسى بن جعفر را به خاطر سختكوشى و شدّت عبادتش، عبد صالح مى گفتند. اصحاب ما روايت كرده اند كه آن حضرت سرِشب به مسجد رسول خدا صلى الله عليه و آله رفت و به سجده افتاد؛ شنيده شد كه در سجودش مى گويد: بزرگ است گناه من، و عفو از تو نيكوست، اى آن كه سزاوار آنى كه از تو پروا كنند، و اى آن كه اهل آمرزشى. و اين جمله را تا صبح تكرار مى كرد. موسى بن جعفر، انسانى با سخاوت و بزرگوار بود. هرگاه مى شنيد كسى حرفهاى آزار دهنده اى درباره او گفته است [به جاى تلافى]هميانى پر از هزار دينار برايش مى فرستاد.
۱.تاريخ بغداد: 13 / 27.
عيون أخبار الرِّضا عن الثَوباني:كانَت لأبي الحَسَنِ موسَى بنِ جَعفَرٍ عليهما السلام بِضعَ عَشَرةَ سِنَةٍ كُلَّ يَومٍ سَجدَةٌ بَعدَ ابيضاضِ الشَّمسِ إلى وَقتِ الزَّوالِ قالَ: فَكانَ هارونُ رُبَّما صَعَدَ سَطحا يُشرِفُ مِنهُ عَلى الحَبسِ الَّذي حَبَسَ فيهِ أبا الحَسَنِ عليه السلام فَكانَ يَرى أبا الحَسَنِ عليه السلام ساجِدا فَقالَ للرَّبيعِ: ما ذاكَ الثَّوبُ الَّذي أراهُ كُلَّ يَومٍ في ذلك المَوضِعِ؟ قالَ: يا أميرَ المُؤمِنينَ ما ذاك بِثَوبٍ و إنّما هُوَ موسَى بنُ جَعفَرٍ عليهما السلام لَهُ كُلُّ يَومٍ سَجدَةٌ بَعدَ طُلوعِ الشَّمسِ إلى وَقتِ الزَّوالِ قالَ الرَّبيعُ: فَقالَ لي هارونُ: أما إنَّ هذا من رُهبانِ بَني هاشِمٍ، قُلتُ: فَما لَكَ فَقَد ضَيَّقتَ عَليهِ في الحَبسِ؟! قالَ: هَيهاتَ لا
عيون أخبار الرضاـ به نقل از ثوبانى ـ: ابو الحسن موسى بن جعفر عليهما السلام، به مدّت ده سال و اندى، هر روز پس از بالا آمدن آفتاب به سجده مى رفت و هنگام ظهر در سجده بود. گاهى اوقات هارون روى بامى كه مشرف بر زندان امام كاظم عليه السلام بود مى رفت و حضرت را در حال سجده مى ديد. يك بار به ربيع گفت: اين جامه اى كه هر روز در آن جا مى بينم چيست؟ ربيع گفت: اى امير المؤمنين! آن جامه نيست بلكه موسى بن جعفر عليهما السلام است كه هر روز بعد از طلوع خورشيد تا هنگام ظهر به سجده مى افتد. ربيع گفت: هارون به من گفت: براستى كه او از راهبان بنى هاشم است. من گفتم: پس چرا در زندان عرصه را بر او تنگ كرده اى؟! گفت: هيهات كه چاره اى جز اين نيست.
۱.عيون أخبار الرضا: 1 / 95.
الإرشاد:رُويَ أنَّهُ (الكاظم عليه السلام) كانَ يَدعو كَثيرا فَيَقولُ: اللّهمَّ إنّي أسألُكَ الرّاحَةَ عِندَ المَوتِ وَ العَفوَ عِندَ الحِسابِ. وَ يُكَرِّرُ ذلك. وَ كانَ مِن دُعائِهِ عليه السلام: عَظُمَ الذَّنبُ مِن عَبدِكَ فَليَحسُنِ العَفوُ مِن عِندِكَ. وَ كانَ يَبكي مِن خَشيَةِ اللّهِ حَتَّى تَخضَلُّ لِحيَتُهُ بِالدُّموعِ. وَ كانَ أوصَلُ النّاسِ لأهلِهِ و رَحِمِهِ وَ كانَ يَفتَقِدُ فُقَراءَ المَدينَةِ في اللَّيلِ فَيَحمِلُ إليهِم (الزَّنبيلَ) فيهِ العَينُ وَ الوَرَقُ وَ الأدِقَّةُ وَ التُّمورِ فَيوصِلُ إلَيهِم ذلك وَ لا يَعلَمونَ مِن أيِّ جَهَةٍ هُوَ. ۱
الإرشاد:روايت شده است كه حضرت كاظم عليه السلام زياد دعا مى خواند، و عرضه مى داشت: بار خدايا! راحتى در هنگام مردن، و عفو و بخشش در هنگام حسابرسى را از تو مسئلت مى كنم. و اين جمله را تكرار مى كرد. يكى از دعاهاى آن حضرت اين بود: گناه بنده تو بزرگ است و عفو و گذشت از جانب تو نيكوست. آن حضرت از خشيت خدا چندان مى گريست كه محاسن او از اشك تر مى شد. هيچ كس به اندازه ايشان به خانواده و خويشاوندانش رسيدگى نمى كرد. شب هنگام به فقراى مدينه سركشى مى كرد و زنبيلى پر از درهم و دينار و آرد و خرما با خود مى برد و بر درِ خانه هاى آنان مى گذاشت و آنها نمى فهميدند كه اين پول و اجناس از طرف چه كسى آمده است.
۱.الإرشاد: 2 / 231.
تاريخ بغداد عن الحَسَنِ بنِ مُحَمَّدِ بنِ يَحيَى العَلَويِّ حَدَّثَني جَدّي:كانَ موسَى بنُ جَعفَرٍ يُدعى العَبدَ الصّالِحَ مِن عِبادَتِهِ وَ اجتِهادِهِ. رَوى أصحابُنا أنَّهُ دَخَلَ مَسجِدَ رسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله فَسَجَدَ سَجدَةً في أوَّلِ اللَّيلِ، وَ سُمِعَ وَ هُوَ يَقولُ في سُجودِهِ: عَظيمُ الذَّنبِ عِندي فَليَحسُنِ العَفوُ عِندَكَ، يا أهلَ التَّقوى وَ يا أهلَ المَغفِرَةِ. فَجَعَلَ يُرَدِّدُها حَتَّى أصبَحَ وَ كانَ سَخيّا كَريما، وَ كانَ يَبلُغُهُ عَنِ الرَّجلِ أنَّهُ يُؤذيهِ فَيَبعَثُ إلَيهِ بِصُرَّةٍ فيها ألفَ دينارٍ. ۱
تاريخ بغدادـ به نقل از حسن بن محمّد بن يحيى علوى ـ: جدّم برايم نقل كرد كه: موسى بن جعفر را به خاطر سخت كوشى و شدّت عبادتش، عبد صالح مى گفتند. اصحاب ما روايت كرده اند كه آن حضرت سرِ شب به مسجد رسول خدا صلى الله عليه و آله رفت و به سجده افتاد؛ شنيده شد كه در سجودش مى گويد: بزرگ است گناه من، و عفو از تو نيكوست، اى آن كه سزاوار آنى كه از تو پروا كنند، و اى آن كه اهل آمرزشى. و اين جمله را تا صبح تكرار مى كرد. موسى بن جعفر، انسانى با سخاوت و بزرگوار بود. هرگاه مى شنيد كسى حرفهاى آزار دهنده اى درباره او گفته است [به جاى تلافى] هميانى پر از هزار دينار برايش مى فرستاد.
۱.تاريخ بغداد: 13 / 27.