نتایج جستجو برای «فرود آمدن فرشتگان»: ۵ حدیث
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إنَّ للّهِِ مَلائِكَةً يَطوفونَ فِي الطُّرُقِ يَلتَمِسونَ أهلَ الذِّكرِ، فَإِذا وَجَدوا قَوما يَذكُرونَ اللّهَ تَنادَوا: هَلُمُّوا إلى حاجَتِكُم. فَيَحُفُّونَهُم بِأَجنِحَتِهِم إلَى السَّماءِ الدُّنيا. فَيَسأَ لُهُم رَبُّهُم ـ وهُوَ أعلَمُ مِنهُم ـ: ما يَقولُ عِبادي؟ تَقولُ: يُسَبِّحونَكَ، ويُكَبِّرونَكَ، ويَحمَدونَكَ، ويُمَجِّدونَكَ. فَيَقولُ: هَل رَأَوني؟ فَيَقولونَ: وَاللّهِ ما رَأَوكَ! فَيَقولُ: وكَيفَ لَو رَأَوني؟ يَقولونَ: لَو رَأَوكَ كانوا أشَدَّ لَكَ عِبادَةً، وأشَدَّ لَكَ تَمجيدا، وأكثَرَ لَكَ تَسبيحا. يَقولُ: فَما يَسأَلونَني؟ [يَقولونَ] ۱ يَسأَلونَكَ الجَنَّةَ. يَقولُ: وهَل رَأَوها؟ يَقولونَ: لا وَاللّهِ يا رَبِّ ما رَأَوها. يَقولُ: فَكَيفَ لَو

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند، فرشتگانى دارد كه در گذرگاه ها در جستجوى اهل ذكر مى گردند و هر گاه گروهى را بينند كه ذكر خدا مى گويند، صدا مى زنند كه: بياييد حاجتتان را بگيريد، و با بال هاى خود، آنان را تا آسمانِ زيرين درميان مى گيرند. پروردگارشان ـ با آن كه خود از فرشتگان بهتر مى داند ـ از آنان مى پرسد: «بندگانم چه مى گويند؟». فرشتگان مى گويند: تو را به پاكى و بزرگى مى ستايند و سپاسَت مى گويند و تمجيدت مى كنند. خداوند مى فرمايد: «آيا مرا ديده اند؟». فرشتگان مى گويند: به خدا سوگند كه تو را نديده اند! خداوند مى فرمايد: «اگر مرا ديده بودند، چه مى كردند؟». فرشتگان مى گويند: اگر تو را ديده بودند، بيشتر بندگى ات مى كردند و بزرگت مى داشتند و تسبيحت مى گفتند. خداوند مى فرمايد:

۱.سقط ما بين المعقوفين من المصدر، وأثبتناه من المصادر الاُخرى.
۲.صحيح البخاري: ج 5 ص 2353 ح 6045، صحيح مسلم: ج 4 ص 2069 ح 25، المستدرك على الصحيحين: ج 1 ص 672 ح 1821، سنن الترمذي: ج 5 ص 579 ح 3600، مسند ابن حنبل: ج 3 ص 56 ح 7428 كلاهماعن أبي هريرة أو عن أبي سعيد الخدري وكلّها نحوه، كنزالعمّال: ج 1 ص 413 ح 1747.
المعجم الصغير عن ابن عبّاس:مَرَّ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله بِعَبدِ اللّهِ بنِ رَواحَةَ الأَنصارِيِّ وهُوَ يُذَكِّرُ أصحابَهُ، فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: أما إنَّكُمُ المَلَأُ الَّذينَ أمَرَنِي اللّهُ أن أصبِرَ نَفسي مَعَكُم، ثُمَّ تَلا هذِهِ الآيَةَ: «وَ اصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُم بِالْغَدَوةِ وَ الْعَشِىِّ» إلى قَولِهِ: «وَ كَانَ أَمْرُهُ فُرُطًا» ۱، أما إنَّهُ ما جَلَسَ عِدَّتُكُم إلّا جَلَسَ مَعَهُم عِدَّتُهم مِنَ المَلائِكَةِ، إن سَبَّحُوا اللّهَ سَبَّحوهُ، وإن حَمِدُوا اللّهَ حَمِدوهُ، وإن كَبَّرُوا اللّهَ كَبَّروهُ، ثُمَّ يَصعَدونَ إلَى الرَّبِّ وهُوَ أعلَمُ مِنهُم، فَيَقولونَ: يا رَبَّنا، عِبادُكَ سَبَّحوكَ فَسَبَّحنا، وكَبَّروكَ

المعجم الصغيرـ به نقل از ابن عبّاس ـ: پيامبر صلى الله عليه و آله بر عبد اللّه بن رواحه انصارى گذشت كه يارانش را پند مى داد. پيامبر خدا فرمود: «هان! شما، همان گروهى هستيد كه خداوند به من فرمود تا خودم را با شما بدارم». سپس اين آيه را خواند: « «و با كسانى كه پروردگارشان را صبح و شام مى خوانند» تا: «و [اساس]كارش بر زياده روى است» ». [و افزود:] «هان! هر تعداد از شما گِرد هم بنشينند، به همان شمار، از فرشتگان با آنان مى نشينند. اگر آنان خدا را تسبيح گويند، آن فرشتگان نيز او را تسبيح مى گويند، و اگر خدا را سپاس گويند، آن فرشتگان نيز او را سپاس مى گويند، و اگر خدا را به بزرگى ياد كنند، آنان نيز او را به بزرگى ياد مى كنند. سپس به درگاه پروردگارشان مى روند و به او ـ كه البته از آنان بهتر مى داند ـ،

۱.الكهف: 28.
۲.المعجم الصغير: ج 2 ص 109، حلية الأولياء: ج 5 ص 117 عن عمر بن ذرّ عن أبيه، الدرّ المنثور: ج 5 ص 381 نقلاً عن ابن مردويه.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إنَّ المَلائِكَةَ يَمُرّونَ عَلى حَلَقِ الذِّكرِ، فَيَقومونَ عَلى رُؤوسِهِم، ويَبكونَ لِبُكائِهِم، ويُؤمِّنونَ لِدُعائِهِم، فَإِذا صَعِدوا [إلَى] ۱ السَّماءِ، يَقولُ اللّهُ تَعالى: يا مَلائِكَتي أينَ كُنتُم؟ ـ وهُوَ أعلَمُ ـ فَيَقولونَ: يا رَبَّنا إنّا حَضَرنا مَجلِسا مِن مَجالِسِ الذِّكرِ، فَرَأَينا أقواما يُسَبِّحونَكَ ويُمَجِّدونَكَ ويُقَدِّسونَكَ، ويَخافونَ نارَكَ. فَيَقولُ اللّهُ سُبحانَهُ: يا مَلائِكَتي، اِزوُوها عَنهُم واُشهِدُكم أنّي قَد غَفَرتُ لَهُم، وآمَنتُهُم مِمّا يَخافونَ. فَيَقولونَ: رَبَّنا، إنَّ فيهِم فُلانا وإنَّهُ لَم يَذكُركَ! فَيَقولُ: قَد غَفَرتُ لَهُ بِمُجالَسَتِهِ لَهُم؛ فَإِنَّ الذّاكِرينَ مَن لا يَشقى بِهِم جَليسُهُم. ۲

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:فرشتگان بر مجالس ذكر [خدا] مى گذرند و بر فرازِ سر ايشان مى ايستند و با گريستن آنان مى گِريند و براى دعايشان «آمين» مى گويند. و چون به آسمان بَر شوند، خداى متعال ـ با آن كه خود بهتر مى داند ـ مى پرسد: «كجا بوديد، اى فرشتگان من؟». فرشتگان مى گويند: اى پروردگار ما! در مجلسى از مجلس هاى ذكر، حاضر شديم. مردمانى را ديديم كه تو را به پاكى و بزرگى و قداست مى ستايند و از آتش تو بيمناك اند. خداى سبحان مى فرمايد: «اى فرشتگان من! آتش را از آنان، دور گردانيد و گواه باشيد كه ايشان را آمرزيدم، و از آنچه بيمناك اند، در امانشان داشتم». فرشتگان مى گويند: اى پروردگار ما! فلانى هم در ميان ايشان بود و او ذكر تو را نمى گفت. خداوند مى فرمايد: «او را هم به سبب همنشينى اش با

۱.مابين المعقوفين أثبتناه من بحار الأنوار.
۲.عدّة الداعي: ص 241، أعلام الدين: ص 280، إرشاد القلوب: ص 61 نحوه، بحار الأنوار: ج 75 ص 468 ح 20.
الإمام الصادق عليه السلام:إنَّ اللّهَ عز و جل يَقولُ لِمَلائِكَتِهِ عِندَ انصِرافِ أهلِ مَجالِسِ الذِّكرِ وَالعِلمِ إلى مَنازِلِهِم: اُكتُبوا ثَوابَ ما شاهَدتُموهُ مِن أعمالِهِم. فَيَكتُبونَ لِكُلِّ واحِدٍ ثَوابَ عَمَلِهِ، ويَترُكونَ بَعضَ مَن حَضَرَ مَعَهُم فَلا يَكتُبونَهُ. فَيَقولُ اللّهُ عز و جل: ما لَكُم لَم تَكتُبوا فُلانا ألَيسَ كانَ مَعَهُم، وقَد شَهِدَهُم؟ فَيَقولونَ: يا رَبِّ، إنَّهُ لَم يَشرَك مَعَهُم بِحَرفٍ، ولا تَكَلَّمَ مَعَهُم بِكَلِمَةٍ! فَيَقولُ الجَليلُ جَلَّ جَلالُهُ: ألَيسَ كانَ جَليسَهُم؟ فَيَقولونَ: بَلى يا رَبِّ. فَيَقولُ: اُكتُبوهُ مَعَهُم، إنَّهُم قَومٌ لا يَشقى بِهِم جَليسُهُم. فَيَكتُبوهُ مَعَهُم. فَيَقولُ تَعالى: اُكتُبوا لَهُ ثَوابا مِثلَ ثَوابِ أحَدِهِم. ۱
امام صادق عليه السلام:چون اهل مجلس هاى ذكر و علم به خانه هايشان باز گردند، خداوند عز و جلبه فرشتگانش مى فرمايد: «ثواب اعمالى را كه از ايشان ديده ايد، بنويسيد». فرشتگان، براى هر يك ثواب عملش را بنويسند و يكى را كه در انجمن آنان حاضر بوده اند، وا مى نهند و برايش چيزى نمى نويسند. خداوند عز و جل مى فرمايد: «چرا براى فلانى ننوشتيد؟ مگر نه اين كه با آنان بود و در جمعشان حضور داشت؟». فرشتگان مى گويند: «اى پروردگار ما! او حتّى يك حرف با آنان شريك نشد و يك كلمه با ايشان هم سخنى نكرد. خداوند عز و جل مى فرمايد: «آيا نه اين كه با آنان، همنشين بود؟». فرشتگان مى گويند: چرا، اى پروردگار ما! پس، خداى متعال مى فرمايد: «براى او نيز ثوابى چون ثواب يكى از آنان بنويسيد».
۱.عوالي اللآلي: ج 4 ص 8 ح 29، بحار الأنوار: ج 1 ص 202 ح 15.
الكافي عن عبّاد بن كثير:قُلتُ لِأَبي عَبدِ اللّهِ عليه السلام: إنّي مَرَرتُ بِقاصٍّ يَقُصُّ وهُوَ يَقولُ: هذَا المَجلِسُ الَّذي لا يَشقى بِهِ جَليسٌ. قالَ: فَقالَ أبو عَبدِ اللّهِ عليه السلام: هَيهاتَ، هَيهاتَ، أخطَأَت أستاهُهُمُ الحُفرَةَ ۱. إنَّ للّهِِ مَلائِكَةً سَيّاحينَ سِوَى الكِرامِ الكاتِبينَ، فَإِذا مَرُّوا بِقَومٍ يَذكُرونَ مُحَمَّدا وآلَ مُحَمَّدٍ، قالوا: قِفوا فَقَد أصَبتُم حاجَتَكُم، فَيَجلِسونَ فَيَتَفَقَّهونَ مَعَهُم، فَإِذا قاموا عادوا مَرضاهُم، وشَهِدوا جَنائِزَهُم، وتَعاهَدوا غائِبَهُم، فَذلِكَ المَجلِسُ الَّذي لا يَشقى بِهِ جَليسٌ. ۲
الكافىـ به نقل از عبّاد بن كثير ـ: به امام صادق عليه السلام گفتم: من بر داستان سَرايى (نقّالى) گذشتم كه داستان نقل مى كرد و مى گفت: اين است آن مجلسى كه هر كس در آن بنشيند، محروم نمى شود. امام صادق عليه السلام فرمود: «هيهات، هيهات! سوراخ دعا را گم كرده اند. خداوند را بجز گرامىْ فرشتگانِ نويسنده [ى اعمال بندگان]، فرشتگانى است كه دوره مى گردند و چون بر مردمى بگذرند كه از محمّد و خاندان او ياد مى كنند، مى گويند: [همين جا] بِايستيد كه به مراد خود رسيديد. پس مى نشينند و با آنان دانش مى آموزند، و چون برخيزند، از بيمارانِ آنان عيادت مى كنند و در تشييع جنازه مردگانشان حاضر مى شوند و از سفرْ رفته شان سركشى مى كنند. اين است آن مجلسى كه هر كه در آن بنشيند، محروم نمى شود».
۱.الإخطاء: الذهاب إلى خلاف الصواب مع قصد الصواب، أو مطلقا عمدا وغير عمد، والأستاه: جمع الإست؛ وهي حلقة الدبر. والمراد بالحفرة: الكنيف الذي يتغوّط فيه، وكأنّ هذا كان مثلاً سائرا يضرب لمن استعمل كلاما في غير موضعه أو أخطأ خطأً فاحشا. وقد يقال: شبّهت أفواههم بالأستاه تفضيحا لهم (مرآة العقول: ج 9 ص 84).
۲.الكافي: ج 2 ص 186 ح 3، بحار الأنوار: ج 74 ص 259 ح 57.