نتایج جستجو برای «عبرت گرفتن از امت ها»: ۱۱ حدیث
مجمع البيانـ في قَولِهِ تَعالى: «قُلْ هُوَ الْقَادِرُ عَلَى أَن يَبْعَثَ عَلَيْكُمْ عَذَابًا مِّن فَوْقِكُمْ أَوْمِن تَحْتِ أَرْجُلِكُمْ أَوْ يَلْبِسَكُمْ شِيَعًا.» ۱ الآيَة ـ: في تَفسيرِ الكَلبِيِّ: لَمّا نَزَلَت هذِهِ الآيَةُ قامَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله فَتَوَضَّأَ وأسبَغَ وُضوءَهُ، ثُمَّ قامَ وصَلّى فَأَحسَنَ صَلاتَهُ، ثُمَّ سَأَلَ اللّهَ سُبحانَهُ ألّا يَبعَثَ عَلى اُمَّتِهِ عَذاباً مِن فَوقِهِم ولا مِن تَحتِ أرجُلِهِم، ولا يُلبِسَهُم شِيَعاً، ولا يُذيقَ بَعضَهُم بَأسَ بَعضٍ. فَنَزَلَ جَبرَئيلُ عليه السلام فَقالَ: يا مُحَمَّدُ، إنَّ اللّهَ تَعالى سَمِعَ مَقالَتَكَ، وإنَّهُ قَد أجارَهُم مِن خَصلَتَينِ ولَم يُجِرهُم مِن خَصلَتَينِ؛ أجارَهُم مِن أن يَبعَثَ عَلَيهِم عَذاباً مِن

مجمع البيانـ درباره اين سخن خداوند متعال: «بگو: «او تواناست كه از بالاى سرتان يا از زير پاهايتان، عذابى بر شما بفرستد يا شما را گروه گروه، به هم اندازد [و دچار تفرقه سازد].» ـ: در تفسير الكلبى آمده است: چون اين آيه فرود آمد، پيامبر صلى الله عليه و آله برخاست و وضويى شاداب و كامل گرفت و سپس، به نماز ايستاد و نمازى نيكو گزارد. آن گاه، از خداوند پاك، درخواست كرد كه بر امّتش عذابى از فرازِ سرشان يا از زيرِ پاهايشان نفرستد و آنها را گروه گروه به [جان]هم نيندازد و خشم بعضى را به بعضى ديگر نچشانَد. در اين هنگام، جبرئيل عليه السلام فرود آمد و گفت: «اى محمّد! خداوند متعال، گفتار تو را شنيد و آنان (امّت تو) را از دو چيز، پناه داد و از دو چيز، پناهشان نداد: از اين كه از فرازِ سرشان يا از زيرِ

۱.الأنعام: 65.
۲.مجمع البيان: ج 4 ص 487.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:اِعتَبِروا، فَقَد خَلَتِ المَثُلاتُ فيمَن كانَ قَبلَكُم. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:عبرت گيريد! آنان كه پيش از شما بودند، كيفرهاى عبرت آموز ديدند.
۱.كنز الفوائد: ج 2 ص 31.
صحيح البخاري عن سالم بن عبد اللّه عن أبيه:أنَّ النَّبِيَّ صلى الله عليه و آله لَمّا مَرَّ بِالحِجرِ ۱ قالَ: لا تَدخُلوا مَساكِنَ الَّذينَ ظَلَموا إلّا أن تَكونوا باكينَ، أن يُصيبَكُم ما أصابَهُم. ثُمَّ تَقَنَّعَ بِرِدائِهِ و هُوَ على الرَّحلِ. ۲
صحيح البخارىـ به نقل از سالم بن عبد اللّه، از پدرش ـ: پيامبر صلى الله عليه و آله بر حِجر ۳ گذشت. فرمود: «به خانه هاى [بر جاى مانده از]ستمگران در نياييد، مگر آن كه گريان شويد از اين كه آنچه بر سرِ آنان آمد، بر سرِ شما نيز بيايد». سپس در همان حال كه سوار شتر بود، ردايش را بر صورتش كشيد.
۱.الحِجْرُ: اسمٌ لأرض ثمود قوم صالح النبيّ عليه السلام (النهاية: ج 1 ص 341 «حجر»).
۲.صحيح البخاري: ج 3 ص 1237 ح 3200.
۳.حِجر: نام سرزمين ثمود، قوم صالح پيامبر، بوده است (النهاية: ج 1 ص 341 «حجر»).
رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ في مَوعِظَتِهِ لِابنِ مَسعودٍ ـ: يَابنَ مَسعودٍ! اُذكُرِ القُرونَ الماضِيَةَ، وَالمُلوكَ الجَبابِرَةَ الَّذينَ مَضَوا، فَإِنَّ اللّهَ يَقولُ: «وَ عَادًا وَ ثَمُودَاْ وَ أَصْحَـبَ الرَّسِّ وَ قُرُونَا بَيْنَ ذَ لِكَ كَثِيرًا» ۱. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در اندرزش به ابن مسعود ـ: اى پسر مسعود! به ياد آور نسل هايى را كه رفتند و شاهان مقتدرى را كه نابود شدند. خداوند مى فرمايد: «[و به ياد آور]عاد و ثمود و اصحاب رَس و بسيارى از نسل ها را كه در اين فاصله ها رفتند» .
۱.الفرقان: 38.
۲.مكارم الأخلاق: ج 2 ص 354 ح 2660.
مجمع البيانـ في قَولِهِ تَعالى: «قُلْ هُوَ الْقَادِرُ عَلَى أَن يَبْعَثَ عَلَيْكُمْ عَذَابًا مِّن فَوْقِكُمْ أَوْمِن تَحْتِ أَرْجُلِكُمْ أَوْ يَلْبِسَكُمْ شِيَعًا.» ۱ الآيَة ـ: في تَفسيرِ الكَلبِيِّ: لَمّا نَزَلَت هذِهِ الآيَةُ قامَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله فَتَوَضَّأَ وأسبَغَ وُضوءَهُ، ثُمَّ قامَ وصَلّى فَأَحسَنَ صَلاتَهُ، ثُمَّ سَأَلَ اللّهَ سُبحانَهُ ألّا يَبعَثَ عَلى اُمَّتِهِ عَذاباً مِن فَوقِهِم ولا مِن تَحتِ أرجُلِهِم، ولا يُلبِسَهُم شِيَعاً، ولا يُذيقَ بَعضَهُم بَأسَ بَعضٍ. فَنَزَلَ جَبرَئيلُ عليه السلام فَقالَ: يا مُحَمَّدُ، إنَّ اللّهَ تَعالى سَمِعَ مَقالَتَكَ، وإنَّهُ قَد أجارَهُم مِن خَصلَتَينِ ولَم يُجِرهُم مِن خَصلَتَينِ؛ أجارَهُم مِن أن يَبعَثَ عَلَيهِم عَذاباً مِن

مجمع البيانـ درباره اين سخن خداوند متعال: «بگو: «او تواناست كه از بالاى سرتان يا از زير پاهايتان، عذابى بر شما بفرستد يا شما را گروه گروه، به هم اندازد [و دچار تفرقه سازد].» ـ: در تفسير الكلبى آمده است: چون اين آيه فرود آمد، پيامبر صلى الله عليه و آله برخاست و وضويى شاداب و كامل گرفت و سپس، به نماز ايستاد و نمازى نيكو گزارد. آن گاه، از خداوند پاك، درخواست كرد كه بر امّتش عذابى از فرازِ سرشان يا از زيرِ پاهايشان نفرستد و آنها را گروه گروه به [جان] هم نيندازد و خشم بعضى را به بعضى ديگر نچشانَد. در اين هنگام، جبرئيل عليه السلام فرود آمد و گفت: «اى محمّد! خداوند متعال، گفتار تو را شنيد و آنان (امّت تو) را از دو چيز، پناه داد و از دو چيز، پناهشان نداد: از اين كه از فرازِ سرشان يا از زيرِ

۱.الأنعام: 65.
۲.مجمع البيان: ج 4 ص 487، بحارالأنوار: ج 9 ص 88؛ تفسير القرطبي: ج 7 ص 10 نحوه.
تفسير العيّاشي عَن أنَسِ بنِ مالِكٍ:كانَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله يَقولُ: تَفَرَّقَت اُمَّةُ موسى عَلى إحدى وسَبعينَ مِلَّةً (فِرقَةً)؛ سَبعونَ مِنها فِي النّارِ وواحِدَةٌ فِي الجَنَّةِ، وتَفَرَّقَت اُمَّةُ عيسى عَلَى اثنَتَينِ وَسَبعينَ فِرقَةً؛ إحدى وسَبعونَ فِرقَةً فِي النّارِ و واحِدَةٌ فِي الجَنَّةِ، وتَعلو اُمَّتي عَلَى الفِرقَتَينِ جَميعاً بِمِلَّةٍ؛ واحِدَةٌ فِي الجَنَّةِ وثِنتانِ وسَبعونَ فِي النّارِ. قالوا: مَن هُم يا رَسولَ اللّهِ؟ قالَ: الجَماعاتُ الجَماعاتُ. قالَ يَعقوبُ بنُ زَيدٍ: كانَ عَلِيُّ بنُ أبي طالِبٍ إذا حَدَّثَ هذَا الحَديثَ عَن رَسولِ اللّه صلى الله عليه و آله، تَلا فيهِ قُرآنا: «وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْكِتَـبِ ءَامَنُواْ وَاتَّقَواْ لَكَفَّرْنَا عَنْهُمْ

تفسير العيّاشىـ به نقل از اَنَس بن مالك ـ: پيامبر خدا مى فرمود: «امّت موسى عليه السلام به هفتاد و يك ملّت (فرقه) پراكنده شدند كه هفتاد ملّت آن، در آتش اند و يكى در بهشت است. امّت عيسى عليه السلام هفتاد و دو فرقه شدند كه هفتاد و يك فرقه در آتش اند و يكى در بهشت است و امّت من، يك فرقه از آنها بيشتر دارد كه يكى در بهشت است و هفتاد و دو فرقه ديگر در آتش اند». گفتند: آنان كيستند، اى پيامبر خدا؟ فرمود: «گروه ها، گروه ها!». يعقوب بن زيد مى گويد: على بن ابى طالب عليه السلام هر گاه اين حديث را از پيامبر خدا بازگو مى كرد، در آن، اين آيه قرآن را مى خواند: «و اگر اهل كتاب ايمان آورده وپرهيزگارى كرده بودند، قطعاً گناهانشان را مى زدوديم» تا آن جا كه فرمود: «وبسيارى از ايشان، بد رفتار مى كنند» .

۱.المائدة: 65.
۲.المائدة: 65.
۳.الأعراف: 181.
۴.تفسير العيّاشي: ج 1 ص 331 ح 151، بحار الأنوار: ج 28 ص 3 ح 2؛ تفسير ابن كثير: ج 3 ص 141 نحوه.
۵.المائدة: 65.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إذا غَضِبَ اللّهُ عَلى اُمَّةٍ ولَم يُنزِل بِهَا العَذابَ، غَلَت أسعارُها، وقَصُرَت أعمارُها، ولَم تَربَح تُجَّارُها، ولَم تَزكُ ۱ ثِمارُها، ولَم تَغزُر أنهارُها، وحُبِس عَنها أمطارُها، وسُلِّطَ عَلَيها شِرارُها. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر گاه خداوند بر امّتى خشم گيرد و عذاب [آسمانى] بر آنها فرو نفرستد، [در عوض]قيمت هايشان گران مى شود، عمرهايشان كوتاه مى گردد، تجّارشان سودى نمى بَرَند، ميوه ها [و محصولات] شان بى رشد و بى بركت مى شود، جويبارهاشان كم آب مى شوند، باران از آنان قطع مى شود و بدهايشان بر آنان مسلّط مى شوند.
۱.الزّكاة: النماءُ والبركة (النهاية: ج 2 ص 307 «زكا»).
۲.الكافي: ج 5 ص 317 ح 53 عن الأصبغ بن نباتة عن الإمام عليّ عليه السلام، بحار الأنوار: ج 73 ص 350 ح 46؛ كنز العمّال: ج 7 ص 839 ح 21611 نقلاً عن الديلمي عن الإمام عليّ عليه السلام عنه صلى الله عليه و آله.
عنه صلى الله عليه و آله:ما سَخِطَ اللّهُ عز و جل عَلى اُمَّةٍ إلّا أغلى سِعرَها، وأَكسَدَ أسواقَها، وأَكثَرَ فَسادَها، وَاشتَدَّ جَورُ سُلطانِها، فَعِندَ ذلِكَ لا يُزَكّي أغنِياؤُها، ولا يَعِفُّ سُلطانُها، ولا يُصَلّي فُقَراؤُها. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند عز و جل بر هيچ امّتى خشم نگرفت، مگر آن كه قيمت هايشان را گران كرد، بازارهايشان را كساد كرد، بر تباهى آنان افزود و ستم پادشاهشان، شدّت گرفت. پس، در اين هنگام، ثروتمندانشان زكات نمى دهند و پادشاه [و حكمرانِ]آنان پاك دامنى نمى ورزد و فقيرانشان نماز نمى گزارند.
۱.كنز العمّال: ج 4 ص 103 ح 9749 نقلاً عن ابن النجّار عن ابن عبّاس.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:اِعتَبِروا، فَقَد خَلَتِ المَثُلاتُ فيمَن كانَ قَبلَكُم. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:عبرت گيريد! آنان كه پيش از شما بودند، كيفرهاى عبرت آموز ديدند.
۱.كنز الفوائد: ج 2 ص 31، بحارالأنوار: ج 77 ص 71 ح 7.
صحيح البخاري عن سالم بن عبد اللّه عن أبيه:أنَّ النَّبِيَّ صلى الله عليه و آله لَمّا مَرَّ بِالحِجرِ ۱ قالَ: لا تَدخُلوا مَساكِنَ الَّذينَ ظَلَموا إلّا أن تَكونوا باكينَ، أن يُصيبَكُم ما أصابَهُم. ثُمَّ تَقَنَّعَ بِرِدائِهِ و هُوَ على الرَّحلِ. ۲
صحيح البخارىـ به نقل از سالم بن عبد اللّه، از پدرش ـ: پيامبر صلى الله عليه و آله بر حِجر ۳ گذشت. فرمود: «به خانه هاى [بر جاى مانده از] ستمگران در نياييد، مگر آن كه گريان شويد از اين كه آنچه بر سرِ آنان آمد، بر سرِ شما نيز بيايد». سپس در همان حال كه سوار شتر بود، ردايش را بر صورتش كشيد.
۱.الحِجْرُ: اسمٌ لأرض ثمود قوم صالح النبيّ عليه السلام (النهاية: ج 1 ص 341 «حجر»).
۲.صحيح البخاري: ج 3 ص 1237 ح 3200.
۳.. حِجر: نام سرزمين ثمود، قوم صالح پيامبر، بوده است (النهاية: ج 1 ص 341 «حجر»).
رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ في مَوعِظَتِهِ لِابنِ مَسعودٍ ـ: يَابنَ مَسعودٍ! اُذكُرِ القُرونَ الماضِيَةَ، وَالمُلوكَ الجَبابِرَةَ الَّذينَ مَضَوا، فَإِنَّ اللّهَ يَقولُ: «وَ عَادًا وَ ثَمُودَاْ وَ أَصْحَـبَ الرَّسِّ وَ قُرُونَا بَيْنَ ذَ لِكَ كَثِيرًا» ۱. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در اندرزش به ابن مسعود ـ: اى پسر مسعود! به ياد آور نسل هايى را كه رفتند و شاهان مقتدرى را كه نابود شدند. خداوند مى فرمايد: «[و به ياد آور]عاد و ثمود و اصحاب رَس و بسيارى از نسل ها را كه در اين فاصله ها رفتند» .
۱.الفرقان: 38.
۲.مكارم الأخلاق: ج 2 ص 354 ح 2660 عن عبد اللّه بن مسعود، بحارالأنوار: ج 77 ص 104 ح 1.