نتایج جستجو برای «شناخت ویژگی ها»: ۱۰ حدیث
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إذا آخَى الرَّجُلُ الرَّجُلَ فَليَسأَلهُ عَنِ اسمِهِ وَ اسمِ أبيهِ و مِمَّن هُوَ؛ فَإِنَّهُ أوصَلُ لِلمَوَدَّةِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هرگاه كسى با كسى دوستى مى كند، نامش، نام پدرش و خاستگاهش را بپرسد، كه اين كار، پيوند دوستى را استوارتر مى كند.
۱.سنن الترمذي: ج 4 ص 599 ح 2392 عن يزيد بن نعامة الضبي؛ مشكاة الأنوار: ص 193 وفيه «جاء» بدل «آخى الرجل».
عنه صلى الله عليه و آله:إذا أحَبَّ أحَدُكُم أخاهُ المُسلِمَ فَليَسأَلهُ عَنِ اسمِهِ وَ اسمِ أبيهِ وَ اسمِ قَبيلَتِهِ و عَشيرَتِهِ؛ فَإِنَّ مِن حَقِّهِ الواجِبِ و صِدقِ الإِخاءِ أن يَسأَلَهُ عَن ذلِكَ، و إلّا فَإِنَّها مَعرِفَةُ حُمقٍ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هرگاه كسى از شما با برادر مسلمانش دوست شد، نامش، نام پدرش و نام قبيله و تيره اش را بپرسد؛ زيرا پرسش از اين چيزها، از حقوق واجبِ دوستى و نشانه برادرىِ راستين است، وگرنه، آن [آشنايى]، آشنايى احمقانه اى است.
۱.الكافي: ج 2 ص 671 ح 3 عن السكوني عن الإمام الصادق عليه السلام، بحار الأنوار: ج 74 ص 179 ح 23.
عنه صلى الله عليه و آله:إذا آخى أحَدُكُم رَجُلاً فَليَسأَلهُ عَنِ اسمِهِ وَاسمِ أبيهِ وقَبيلَتِهِ ومَنزِلِهِ؛ فَإِنَّهُ مِن و اجِبِ الحَقِّ و صافِي الإِخاءِ، و إلّا فَهُوَ مَوَدَّةٌ حَمقاءُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هرگاه يكى از شما با كسى دوستى كرد، نامش و نام پدر و قبيله اش را بپرسد و از منزلش خبر گيرد؛ زيرا اين كار از حقوق واجب و صفاى برادرى است، و گرنه، [دوستى شان] دوستىِ احمقانه اى است.
۱.كنزالفوائد: ج 1 ص 98، بحارالأنوار: ج 74 ص 166 ح 30.
شعب الإيمان عن ابن عمر:رَآنِي النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله و أنَا ألتَفِتُ، فَقالَ: ما لَكَ تَلتَفِتُ؟ قُلتُ: آخَيتُ رَجُلاً. قالَ: إذا أحبَبتَ رَجُلاً فَاسأَلهُ عَنِ اسمِهِ وَ اسمِ أبيهِ، فَإِن كانَ غائِبا حَفِظتَهُ، و إن كانَ مَريضا فَعُدتَهُ ۱، و إن ماتَ شَهِدتَهُ. ۲
شُعَب الإيمانـ به نقل از ابن عمر ـ: پيامبر صلى الله عليه و آله مرا ديد كه به چپ و راست مى نگرم. پس فرمود: «چرا به اين سو و آن سو مى نگرى؟». گفتم: با مردى دوستى كرده ام [و اينك به دنبالش مى گردم]. فرمود: «هرگاه با كسى دوستى كردى، نام او و نام پدرش را بپرس تا در نبودش، او را حفظ كنى و اگر بيمار گشت، به عيادتش بروى و اگر مُرد، در تشييع جنازه اش حاضر شوى».
۱.كذا في المصدر، وفي بقية المصادر «عُدته».
۲.شُعب الإيمان: ج 6 ص 492 ح 9023.
حلية الأولياء عن سالم عن أبيه:كُنتُ عِندَ رَسول اللّهِ صلى الله عليه و آله إذ مَرَّ عَلَيهِ رَجُلٌ فَقالَ رَجُلٌ: يا رَسول اللّهِ، إنّي لَاُحِبُّ هذا فِي اللّهِ عز و جل. فَقالَ لَهُ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله: هَل تَدرِي مَا اسمُهُ؟ قالَ: لا. فَقالَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله: فَاسأَلهُ عَنِ اسمِهِ. فَسَأَلهُ و أعلَمَهُ ذلِكَ. فَقالَ لَهُ الرَّجُلُ: أحَبَّكَ اللّهُ الَّذي أحبَبتَني فيهِ. فَرَجَعَ إلى رَسول اللّهِ صلى الله عليه و آله، فَأَخبَرَهُ بِالَّذي قالَ لَهُ وَ الَّذي رَدَّ عَلَيهِ. فَقالَ لَهُ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: وَجَبَت. ۱
حلية الأولياءـ به نقل از سالم، از پدرش ـ: نزد پيامبر خدا بودم كه مردى بر ايشان گذشت. مرد ديگرى گفت: اى پيامبر خدا! من اين [مرد] را در راه خداى عز و جلدوست مى دارم. پيامبر صلى الله عليه و آله به او فرمود: «آيا نامش را مى دانى؟». گفت: نه. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «پس نامش را بپرس». او نيز [دنبالش رفت و] نامش را پرسيد و آن مرد، پاسخش را داد و سپس افزود: خداوندى كه مرا در راه او دوست داشتى، دوستت بدارد. پس آن مرد [پرسنده]، به سوى پيامبر خدا بازگشت و وى را از آنچه به آن مرد گفته بود و آنچه از او شنيده بود، باخبر كرد. آن گاه، پيامبر خدا فرمود: «[اينك حقيقتِ دوستى] تحقّق يافت».
۱.حلية الأولياء: ج 2 ص 197.
رسول اللّه‏ صلى‏الله‏عليه‏و‏آله: إذا آخَى الرَّجُلُ الرَّجُلَ فَليَسأَلهُ عَنِ اسمِهِ وَ اسمِ أبيهِ و مِمَّن هُوَ؛ فَإِنَّهُ أوصَلُ لِلمَوَدَّةِ. ۱
رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله: هرگاه كسى با كسى دوستى مى‏كند، نامش، نام پدرش و خاستگاهش را بپرسد، كه اين كار، پيوند دوستى را استوارتر مى‏كند.
۱.سنن الترمذي: 4 / 599 / 2392، المصنّف لابن أبي شيبة: 6 / 257 / 216، الطبقات الكبرى: 6 / 65، حليه‏الأولياء: 6/181، المطالب العالية: 3/8/2726 وفيه «أقبل» بدل «أوصل» كلّها عن يزيد بن نعامة الضبي، كنز العمّال: 9 / 24 / 24743؛ مشكاة الأنوار: 193 وفيه «إذا جاء الرجل فاسأله.»، كنز الفوائد: 1 / 98.
عنه صلى‏الله‏عليه‏و‏آله: إذا أحَبَّ أحَدُكُم أخاهُ المُسلِمَ فَليَسأَلهُ عَنِ اسمِهِ وَ اسمِ أبيهِ وَ اسمِ قَبيلَتِهِ و عَشيرَتِهِ؛ فَإِنَّ مِن حَقِّهِ الواجِبِ و صِدقِ الإِخاءِ أن يَسأَلَهُ عَن ذلِكَ، و إلاّ فَإِنَّها مَعرِفَةُ حُمقٍ. ۱
رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله: هرگاه كسى از شما با برادر مسلمانش دوست شد، نامش، نام پدرش و نام قبيله و تيره‏اش را بپرسد؛ زيرا پرسش از اين چيزها، از حقوق واجبِ دوستى و نشانه برادرى راستين است، وگرنه آن، شناختى (آشنايى‏اى) احمقانه است.
۱.الكافي: 2 / 671 / 3 عن السكوني عن الإمام الصادق عليه‏السلام، مصادقة الإخوان: 179 / 1 عن الإمام الصادق عن أبيه عليهماالسلامعنه صلى‏الله‏عليه‏و‏آله، الجعفريّات: 194، نوادر الراوندي: 11 كلاهما عن الإمام الكاظم عن آبائه عليهم‏السلامعنه صلى‏الله‏عليه‏و‏آله، مشكاة الأنوار: 324 عن السكوني عنه صلى‏الله‏عليه‏و‏آلهوكلّها نحوه، بحار الأنوار: 74/179/23.
عنه صلى‏الله‏عليه‏و‏آله: إذا آخى أحَدُكُم رَجُلاً فَليَسأَلهُ عَنِ اسمِهِ وَاسمِ أبيهِ وقَبيلَتِهِ ومَنزِلِهِ؛ فَإِنَّهُ مِن و اجِبِ الحَقِّ و صافِي الإِخاءِ، و إلاّ فَهُوَ مَوَدَّةٌ حَمقاءُ. ۱
رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله: هرگاه يكى از شما با كسى دوستى كرد، نامش، نام پدر و قبيله‏اش را بپرسد و از منزلش خبر گيرد؛ زيرا اين كار از حقوق واجب و صفاى برادرى است، و گرنه، دوستىِ احمقانه است.
۱.مشكاة الأنوار: 98.
شعب الإيمان عن ابن عمر: رَآنِي النَّبِيُّ صلى‏الله‏عليه‏و‏آله و أنَا ألتَفِتُ، فَقالَ: ما لَكَ تَلتَفِتُ؟ قُلتُ: آخَيتُ رَجُلاً. قالَ: إذا أحبَبتَ رَجُلاً فَاسأَلهُ عَنِ اسمِهِ وَ اسمِ أبيهِ، فَإِن كانَ غائِبا حَفِظتَهُ، و إن كانَ مَريضا فَعُدتَهُ ۱، و إن ماتَ شَهِدتَهُ. ۲
شُعَب الإيمان ـ به نقل از ابن عمر ـ : پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله مرا ديد كه به چپ و راست مى‏نگرم. پس فرمود: «چرا به اين‏سو و آن سو مى‏نگرى؟». گفتم: با مردى دوستى كردم]و اينك به دنبالش مى‏گردم]. فرمود: «هرگاه با كسى دوستى كردى، نام او را و نام پدرش را بپرس تا در نبودش، او را حفظ كنى، اگر بيمار گشت، به عيادتش بروى و اگر مُرد، در تشييع جنازه‏اش حاضر شوى».
۱.كذا في المصدر وفي بقية المصادر «عُدته».
۲.شُعب الإيمان: 6 / 492 / 9023، الجامع الصغير: 1 / 54 / 333، كشف الخفاء: 1 / 74 / 177 كلاهما عن ابن عمر وفيهما من «إذا أحببت» وفيهما «آخيت» بدل «أحببت»، كنز العمّال: 9 / 24 / 24744.
حلية الأولياء عن سالم عن أبيه: كُنتُ عِندَ رَسولِ اللّه‏ِ صلى‏الله‏عليه‏و‏آله إذ مَرَّ عَلَيهِ رَجُلٌ فَقالَ رَجُلٌ: يا رَسولَ اللّه‏ِ، إنّي لاَُحِبُّ هذا فِي اللّه‏ِ عز و جل. فَقالَ لَهُ النَّبِيُّ صلى‏الله‏عليه‏و‏آله: هَل تَدرِي مَا اسمُهُ؟ قالَ: لا. فَقالَ النَّبِيُّ صلى‏الله‏عليه‏و‏آله: فَاسأَلهُ عَنِ اسمِهِ. فَسَأَلهُ و أعلَمَهُ ذلِكَ. فَقالَ لَهُ الرَّجُلُ: أحَبَّكَ اللّه‏ُ الَّذي أحبَبتَني فيهِ. فَرَجَعَ إلى رَسولِ اللّه‏ِ صلى‏الله‏عليه‏و‏آله، فَأَخبَرَهُ بِالَّذي قالَ لَهُ وَ الَّذي رَدَّ عَلَيهِ. فَقالَ لَهُ رَسولُ اللّه‏ِ صلى‏الله‏عليه‏و‏آله: وَجَبَت. ۱
حلية الأولياء ـ به نقل از سالم، از پدرش ـ : نزد پيامبر خدا بودم كه مردى بر ايشان گذشت. مرد ديگرى‏گفت: «اى رسول خدا! من اين [مرد]را در راه خداى عز و جل دوست مى‏دارم. پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله به او فرمود: «آيا نامش را مى‏دانى؟». گفت: نه. پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آلهفرمود: «پس نامش را بپرس». او نيز نامش را پرسيد و آن مرد، پاسخش را داد و سپس افزود: «خداوندى كه مرا در راه او دوست داشتى، دوستت بدارد». پس آن مرد [پرسنده] به سوى رسول‏خدا بازگشت و حضرت را از آنچه به آن مرد گفته بود و آنچه از او شنيده بود، باخبر كرد. آن‏گاه پيامبر خدا فرمود: «[اينك حقيقت دوستى] تحقّق يافت».
۱.حلية الأولياء: 2 / 197.