نتایج جستجو برای «شناخت اسما و صفات خدا»: ۳۳۵ حدیث
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إِنَّ فِي القُرآنِ تِسعَةً وتِسعينَ اسما، مَن أَحصاها كُلَّها دَخَلَ الجَنَّةَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:در قرآن، نود و نُه نام [براى خدا]هست كه هر كسى آنها را برشمارَد، به بهشت در مى آيد.
۱.تاريخ بغداد: ج 3 ص 422 الرقم 1553.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَـنِ الرَّحِيمِ» أَقرَبُ إِلَى الاِسمِ الأَعظَمِ ۱ مِن سَوادِ العَينِ إِلى بَياضِها. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:نزديكىِ «بسم اللّه الرحمن الرحيم» به اسم اعظم، ۳ بيشتر از نزديكىِ سياهىِ چشم به سفيدىِ آن است.
۱.استعملت كلمة «اسم» في معناها الجامع القابل للصدق على جميع أسمائه تعالى، فهو من باب ذكر المفهوم والإشارة به إلى المصداق. وبما أنّ الاسم الأعظم أشرف المصاديق فلا محالة أن يكون أولى وأحقّ بانطباق المفهوم عليه. وبهذا يتّضح معنى كون «باسم اللّه» أقرب إلى الاسم الأعظم من سواد العين إلى بياضها؛ فإنّ القرب بينهما قرب ذاتي، إذ المفهوم متّحد مع مصداقه خارجا، وقرب سواد العين إلى بياضها قرب مكانيّ، والاتّحاد بينهما وضعيّ (البيان في تفسير القرآن: ص 514).
۲.عدّة الداعي: ص 49.
۳.واژه «اسم» در معناى جامعى به كار رفته كه قابل انطباق بر همه اسم هاى خداى متعال است. اين از باب ذكر مفهوم و اشاره به مصداق است و از آن رو كه اسمِ اعظم، شريف ترين مصداق است، ناگزير، در انطباق مفهوم بر آن، سزاوارتر و شايسته تر از ديگر نام هاست و با اين توضيح، معناى «نزديك تر بودن بسم اللّه به اسمِ اعظم، حتّى نزديك تر از سياهىِ چشم به سفيدى آن»، معلوم مى شود؛ زيرا نزديكىِ ميان آن دو، ذاتى است؛ چرا كه مفهوم، در خارج، با مصداقش متّحد است، ولى نزديكىِ سياهىِ چشم به سفيدىِ آن، مكانى است و اتّحاد ميان آن دو، انضمامى.
عنه صلى الله عليه و آله:اِسمُ اللّهِ الأَعظَمُ في هاتَينِ الآيَتَينِ: «اللَّهُ لَا إِلَـهَ إِلَا هُوَ الْحَىُّ الْقَيُّومُ» ۱، و «إِلَـهُكُمْ إِلَـهٌ وَ حِدٌ» ۲. ۳
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:اسم اعظم خدا، در اين دو آيه است: «خداست كه معبودى جز او نيست. زنده و بر پا دارنده است» و «خداى شما، خداى يگانه است» .
۱.البقرة: 255. وهي آية الكرسي.
۲.البقرة: 163.
۳.مُهج الدعوات: ص 383.
سنن الترمذي عن بريدة:سَمِعَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله رَجُلاً يَدعو وهُوَ يَقولُ: اللّهُمَّ إنّي أسأَ لُكَ بِأَنّي أشهَدُ أنَّكَ أنتَ اللّهُ لا إلهَ إلّا أنتَ، الأَحَدُ الصَّمَدُ الَّذي لَم يَلِد ولَم يولَد ولَم يَكُن لَهُ كُفُوا أحَدٌ. فَقالَ صلى الله عليه و آله: وَالَّذي نَفسي بِيَدِهِ لَقَد سَأَلَ اللّهَ بِاسمِهِ الأَعظَمِ الَّذي إذا دُعِيَ بِهِ أجابَ، وإذا سُئِلَ بِهِ أعطى. ۱
سنن الترمذىـ به نقل از بريده ـ: پيامبر صلى الله عليه و آله شنيد فردى دعا مى كند و مى گويد: بار خدايا! به حقّ اين كه گواهى مى دهم تويى خداى يكتا و معبودى جز تو نيست و يگانه بى نيازى كه نه فرزند دارد و نه فرزند كسى است و هيچ كس همتاى او نيست، از تو درخواست مى كنم. فرمود: «سوگند به آن كسى كه جانم در دست اوست، اين مرد از خداوند به اسم اعظمش درخواست كرد؛ اسمى كه هر گاه با آن خوانده شود، پاسخ مى دهد و هر گاه با آن از او درخواست شود، عطا مى كند».
۱.سنن الترمذي: ج 5 ص 515 ح 3475.
رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ لَمّا سُئِلَ عَنِ اسمِ اللّهِ الأَعظَمِ ـ: كُلُّ اسمٍ مِن أَسماءِ اللّهِ، فَفَرِّغ قَلبَكَ عَن كُلِّ ما سِواهُ، وَادعُهُ بِأَيِّ اسمٍ شِئتَ، فَلَيسَ فِي الحَقيقَةِ للّهِِ اسمٌ دونَ اسمٍ، بَل هُوَ الواحِدُ القَهّارُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ چون از ايشان درباره اسمِ اعظم خدا پرسيده شد ـ: هر نامى، از نام هاى الهى است. پس دلت را از هر چه غير اوست، تهى ساز و او را با هر نامى كه خواستى، بخوان؛ چرا كه در حقيقت، اين گونه نيست كه خداوند، نام خاصّى داشته باشد و نام ديگرى را نداشته باشد؛ بلكه او يكتاى چيره است.
۱.مصباح الشريعة: ص 129.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إنَّ الخالِقَ لا يوصَفُ إِلّا بِما وَصَفَ بِهِ نَفسَهُ، وكَيفَ يوصَفُ الخالِقُ الَّذي تَعجِزُ الحَواسُّ أن تُدرِكَهُ، وَالأَوهامُ أَن تَنالَهُ، وَالخَطَراتُ أن تَحُدَّهُ، وَالأَبصارُ الإحاطَةَ بِهِ؟! جَلَّ عَمّا يَصِفُهُ الواصِفونَ، نَأى ۱ في قُربِهِ وقَرُبَ في نَأيِهِ، كَيَّفَ الكَيفِيَّةَ؛ فَلا يُقالُ لَهُ: كَيفَ، وأَيَّنَ الأَينَ؛ فَلا يُقالُ لَهُ: أَينَ، وهُوَ مُنقَطِعُ الكَيفِيَّةِ فيهِ وَالأَينونِيَّةِ، فَهُوَالأَحَدُ الصَّمَدُ كَما وَصَفَ نَفسَهُ، وَالواصِفونَ لا يَبلُغونَ نَعتَهُ، لَم يَلِد ولَم يُولَد ولَم يَكُن لَهُ كُفُوا أَحَدٌ. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:آفريدگار، جز به آنچه خود وصف كرده، توصيف نمى شود، و چگونه توصيف شود آفريدگارى كه حواس، از ادراك او و اوهام، از رسيدن به او و رهيافت ها [ى ذهنى و قلبى]، از تعريف كردن او و انديشه ها، از احاطه بر او ناتوان اند؟! او از وصف وصف كنندگان، برتر است. در [عين]نزديكى، دور و در [عين]دورى، نزديك است. او چگونگى را پديد آورد. پس درباره او نمى توان گفت: «چگونه است؟». و كجايى را پديد آورد. پس درباره او گفته نمى شود: «كجاست؟». چگونگى و كجايى درباره او جارى نيستند. پس اوست يگانه بى نياز ـ همان سان كه خود را توصيف كرده است ـ و وصف كنندگان به توصيف او نمى رسند. نزاده و زاده نشده است و كسى همتاى او نيست.
۱.نأى: بَعُد (لسان العرب: ج 15 ص 300).
۲.كفاية الأثر: ص 12.
رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ فِي الدُّعاءِ ـ: أسألُكَ بِاسمِكَ يا لا إلهَ إلّا أنتَ الواحِدُ الفَردُ الصَّمَدُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در دعا ـ: درخواست مى كنم تو را به نامت، اى كسى كه خدايى جز تو نيست، يكتاى بى نياز!.
۱.البلد الأمين: ص 414.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:اللّهُمَّ أَنتَ الأَوَّلُ فَلَيسَ قَبلَكَ شَيءٌ، وأَنتَ الآخِرُ فَلَيسَ بَعدَكَ شَيءٌ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خدايا! تو اوّل هستى و پيش از تو چيزى نيست. تو آخِر هستى و پس از تو چيزى نيست.
۱.صحيح مسلم: ج 4 ص 2084 ح 2713.
عنه صلى الله عليه و آله:لا يَزالُ النّاسُ يَسأَلونَ عَن كُلِّ شَيءٍ حَتّى يَقولوا: هذا اللّهُ كانَ قَبلَ كُلِّ شَيءٍ، فَماذا كانَ قَبلَ اللّهِ؟ فَإِن قالوا لَكُم ذلِكَ، فَقولوا: هُوَ الأَوَّلُ قَبلَ كُلِّ شَيءٍ؛ فَلَيسَ بَعدَهُ شَيءٌ، وهُوَ الظّاهِرُ فَوقَ كُلِّ شَيءٍ، وهُوَ الباطِنُ دونَ كُلِّ شَيءٍ، وهُوَ بِكُلِّ شَيءٍ عَليمٌ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:مردمان، پيوسته درباره هر چيزى سؤال مى كنند تا اين كه مى گويند: «خداوند، پيش از هر چيزى بوده است. پس، چه چيزى پيش از او بوده است؟». اگر به شما چنين گفتند: بگوييد: اوست اوّلِ پيش از هر چيز و پس از او چيزى نيست، و اوست ظاهرِ فراتر از هر چيز، و باطنِ نزديك هرچيز، و او به هر چيزى داناست.
۱.العظمة: ص 55 ح 117.
رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ في دُعاءِ الجَوشَنِ الكَبيرِ ـ: يا رَبَّ كُلِّ شَيءٍ وصانِعَهُ، يا بارِئَ كُلِّ شَيءٍ وخالِقَهُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در دعاى «جوشن كبير» ـ: اى خداوندگار هر چيز و سازنده آن، اى آفريننده همه چيز و آفريدگار آن!
۱.البلد الأمين: ص 410.
رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ فِي الدُّعاءِ ـ: سُبحانَهُ مِن رازِقٍ ما أَقبَضَهُ، وسُبحانَهُ مِن قابِضٍ ما أَبسَطَهُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در دعا ـ: منزّه است روزى رسانى كه چه تنگ گيرنده است، و منزّه است تنگ گيرنده اى كه چه گستراننده است!
۱.مهج الدعوات: ص 110.
عنه صلى الله عليه و آلهـ أيضا ـ: يا قابِضَ كُلِّ شَيءٍ وباسِطَهُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در دعاى «جوشن كبير» ـ: اى گيرنده هر چيز و گستراننده آن!
۱.البلد الأمين: ص 410.
رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ مِن دُعائِهِ يَومَ الأَحزابِ ـ: يا صَريخَ المَكروبينَ، يا مُجيبَ دَعوَةِ المُضطَرّينَ. أَنتَ اللّهُ قَبلَ كُلِّ شَيءٍ، وأَنتَ اللّهُ بَعدَ كُلِّ شَيءٍ، وأَنتَ اللّهُ تَبقى ويَفنى كُلُّ شَيءٍ. وأَنتَ الدَّائِمُ الَّذي لا يَفنى، وأَنتَ الَّذي أَحَطتَ بِكُلِّ شَيءٍ عِلما، وأَحصَيتَ كُلَّ شَيءٍ عَدَدا، أَنتَ البَديعُ قَبلَ كُلِّ شَيءٍ، وَالباقي بَعدَ كُلِّ شَيءٍ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در دعايش در نبرد احزاب ـ: اى فريادرس اندوهگينان، اى پاسخ دهنده دعاى بيچارگان!. تو پيش از همه چيز، خدا بوده اى و تو پس از همه چيز، خدايى. تو، آن خداوندى هستى كه پايدار مى مانى و همه چيز از ميان مى رود. تو، آن جاودانى هستى كه فنا نمى پذيرد. تو كسى هستى كه به همه چيز، احاطه علمى دارى و همه چيز را به شماره در آورده اى. تو نوآورِ پيش از همه چيزها و پايدارِ پس از همه چيزها هستى.
۱.مهج الدعوات: ص 94.
عنه صلى الله عليه و آلهـ مِن دُعائِهِ في عَرَفاتٍ ـ: أَمسى ظُلمي مُستَجيرا بِعَفوِكَ. وأَمسى وَجهِيَ الفاني مُستَجيرا بِوَجهِكَ الباقي. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در دعايش در عرفات ـ: ستمم به گذشت تو پناه آورده. و وجه فناپذيرم، به وجه پايدار تو، پناهنده گشته است.
۱.الكافي: ج 4 ص 464 ح 5.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:الحَمدُ للّهِِ الَّذي كانَ في أَزَلِيَّتِهِ ۱ وَحدانِيّا. اِبتَدَأَ مَا ابتَدَعَ، وأنشَأَ ما خَلَقَ عَلى غَيرِ مِثالٍ كانَ سَبَقَ بِشَيءٍ مِمّا خَلَقَ. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:ستايش، خدايى راست كه در ديرينگى خود، يگانه است. در آنچه پديد آورد، آغازگر بود و آنچه را آفريد، نو پديد آورد، نه از روى اُلگويى كه بر چيزى كه آفريد، پيشى گرفته باشد.
۱.الأَزَلُ: القِدَم (الصحاح: ج 4 ص 1622).
۲.التوحيد: ص 44 ح 4.
عنه صلى الله عليه و آلهـ مِن خُطبَتِهِ في غَديرِ خُمٍّ ـ: أَشهَدُ بِأَنَّهُ اللّهُ الَّذي. صَوَّرَ ما أَبدَعَ عَلى غَيرِ مِثالٍ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در سخنرانى خود در غدير خُم ـ: گواهى مى دهم كه او خدايى است كه. بدون هيچ نمونه اى نگارگرى كرد.
۱.الاحتجاج: ج 1 ص 140 ح 32.
رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ فِي الدُّعاءِ ـ: يا مَن لا يَحجُبُهُ شَيءٌ عَن شَيءٍ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در دعا ـ: اى آن كه چيزى او را از چيزى پوشيده نمى دارد!
۱.البلد الأمين: ص 411.
رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ في قِصَّةِ آدَمَ عليه السلام ـ: فَلَمّا أَقَرّا لِرَبِّهِما بِذَنبِهِما وأَنَّ الحُجَّةَ مِنَ اللّهِ لَهُما، تَدارَكَتهُما رَحمَةُ الرَّحمنِ الرَّحيمِ فَتابَ عَلَيهِما رَبُّهُما إِنَّهُ هُوَ التَّوّابُ الرَّحيمُ. قالَ اللّهُ: يا آدَمُ اهبِط أَنتَ وزَوجُكَ إِلَى الأَرضِ، فَإِذا أَصلَحتُما أَصلَحتُكُما، وإِن عَمِلتُما لي قَوَّيتُكُما، وإِن تَعَرَّضتُما لِرِضايَ تَسارَعتُ إِلى رِضاكُما، وإِن خِفتُما مِنّي آمَنتُكُما مِن سَخَطي. قالَ: فَبَكَيا عِندَ ذلِكَ وقالا: رَبَّنا فَأَعِنّا عَلى صَلاحِ أَنفُسِنا وعَلَى العَمَلِ بِما يُرضيكَ عَنّا. قالَ اللّهُ لَهُما: إِذا عَمِلتُما سوءا فَتوبا إِلَيَّ مِنُه أَتُب عَلَيكُما، وأَنَا اللّهُ التَّوّابُ الرَّحيمُ. ۱

پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در داستان آدم عليه السلام ـ: پس آن گاه كه آن دو (آدم و حوّا)، براى پروردگارشان به گناه خود اقرار كردند و به اين كه حجّت از خدا براى آنهاست، رحمتِ رحمتگر مهربان، آنها را دريافت. پس پروردگارشان، بر آنها بازگشت كه او توبه پذيرِ مهربان است. خدا فرمود: «اى آدم! تو با همسرت، به سوى زمين فرود آييد. پس هر گاه صالح گشتيد، من، شما را به سامان مى كنم و اگر براى من كار كنيد، شما را نيرومند مى كنم و اگر خشنودىِ مرا نشانه رفتيد، به خشنودىِ شما مى شتابم و اگر از من ترسيديد، شما را ازناخشنودى ام ايمن مى سازم». در آن هنگام، [آدم و حوّا] گريستند و گفتند: پروردگار ما! ما را براى صلاح خودمان و بر عمل به آنچه تو را خشنود مى سازد، يارى كن. خداوند به ايشان فرمود: «هر گاه بدى

۱.تفسير العيّاشي: ج 1 ص 36 ح 21.
رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ مِن دُعاءٍ عَلَّمَه إِيّاهُ جَبرَئيلُ عليه السلام ـ: أَنتَ جَبّارُ مَن فِي السَّماواتِ وجَبّارُ مَن فِي الأَرضِ، لا جَبّارَ فيهِما غَيرُكَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ از دعايى كه جبرئيل عليه السلام آن را به وى آموخت ـ: تو چيره اهل آسمان ها و چيره اهل زمين هستى. هيچ چيره اى جز تو در آنها نيست.
۱.الإقبال: ج 1 ص 239.
عنه صلى الله عليه و آله:تَوَكَّلتُ عَلَى الجَبّارِ الَّذي لا يَقهَرُهُ أَحَدٌ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:توكّل كردم بر چيره اى كه كسى بر او غلبه نمى كند.
۱.الإقبال: ج 1 ص 409.
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۳۳۵