نتایج جستجو برای «شب قدر چه شبی است»: ۲۸ حدیث
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:تَحَرَّوا لَيلَةَ القَدرِ فِي العَشرِ الأَواخِرِ مِن رَمَضانَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:شب قدر را در دهه آخِر ماه رمضان بجوييد.
۱.صحيح البخاري: ج 2 ص 710 ح 1916.
عنه صلى الله عليه و آله:تَحَرَّوا لَيلَةَ القَدرِ فِي الوَترِ مِنَ العَشرِ الأَواخِرِ مِن رَمَضانَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:شب قدر را در شبى طاق (فرد) از شب هاى دهه آخِر ماه رمضان بجوييد.
۱.صحيح البخاري: ج 2 ص 710 ح 1913.
عنه صلى الله عليه و آلهـ في إخبارِهِ عَن لَيلَةِ القَدرِ ـ: هِيَ في شَهرِ رَمَضانَ، فَالتَمِسوها فِي العَشرِ الأَواخِرِ؛ فَإِنَّها وَترٌ لَيلَةُ إحدى وعِشرينَ، أو ثَلاثٍ وعِشرينَ، أو خَمسٍ وعِشرينَ، أو سَبعٍ وعِشرينَ، أو آخِرُ لَيلَةٍ مِن رَمَضانَ، مَن قامَهَا احتِساباً، غُفِرَ لَهُ ما تَقَدَّمَ مِن ذَنبِهِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در خبر دادن از شب قدر ـ: آن، در ماه رمضان است. پس آن را در دهه آخِر بجوييد، كه شبِ طاق است: شب بيست و يكم، يا بيست و سوم، يا بيست و پنجم، يا بيست وهفتم و يا شب آخِر ماه رمضان. هر كه به خاطر خدا آن را به عبادتْ زنده بدارد، گناهان گذشته اش آمرزيده مى شود.
۱.مسند ابن حنبل: ج 8 ص 414 ح 22827.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:لَيلَةُ القَدرِ لَيلَةُ ثَلاثٍ وعِشرينَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:شب قدر، شبِ بيست و سوم [ماه رمضان] است.
۱.الإقبال: ج 1 ص 375.
المصنّف لعبد الرزاق عن عبد اللّه بن اُنيس:أمَرَنِيَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله أن أنزِلَ المَدينَةَ لَيلَةَ ثَلاثٍ وعِشرينَ مِن رَمَضانَ. ۱
المصنَّف، عبد الرزاقـ به نقل از عبد اللّه بن اُ نَيس ـ: پيامبر صلى الله عليه و آله به من دستور داد كه شبِ بيست و سوم ماه رمضان، به مدينه وارد شوم.
۱.المصنّف لعبد الرزّاق: ج 4 ص 251 ح 7694.
المصنّف لعبد الرزاق عن أبي النضر:إنَّ عَبدَاللّهِ بنِ اُ نَيسٍ الجُهَنِيَّ قالَ: يا رَسولَ اللّهِ، إنّي رَجُلٌ شاسِعُ الدَّارِ فَأمُرني بِلَيلَةٍ أنزِلُ فيها. فَقالَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله: اِنزِل لَيلَةَ ثَلاثٍ وعِشرينَ. ۱
المصنَّف، عبد الرزاقـ به نقل از ابو نضر ـ: عبد اللّه بن اُ نَيس جُهَنى گفت: اى پيامبر خدا! من مردى هستم كه خانه ام دور است. يك شب را تعيين كن كه بيايم و در مدينه بمانم. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «شبِ بيست و سوم بيا».
۱.المصنّف لعبد الرزاق: ج 4 ص 250 ح 7691.
السنن الكبرى عن عبد اللّه بن اُنيس:كُنّا بِالبادِيَةِ فَقُلنا: إن قَدِمنا بِأَهلينا شَقَّ عَلَينا، وإن خَلَّفناهُم أصابَتهُم ضَيقَةٌ. فَبَعَثوني ـ وكُنتُ أصغَرَهُم ـ إلى رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله، فَذَكَرتُ لَهُ قَولَهُم، فَأَمَرَنا بِلَيلَةِ ثَلاثٍ وعِشرينَ. ۱
السنن الكبرىـ به نقل از عبد اللّه بن اُ نَيس ـ: در صحرا بوديم. گفتيم كه اگر با خانواده خود [به مدينه براى احياى شب قدر]بياييم، بر ما سخت خواهد بود و اگر آنان را وا نهيم و خود بياييم، بر آنانْ تنگنا خواهد شد. مرا كه كوچك ترينِ آنان بودم، نزد پيامبر خدا فرستادند. سخن آنان را به ايشان، باز گفتم. به ما دستور داد كه شبِ بيست و سوم بياييم.
۱.السنن الكبرى: ج 4 ص 509 ح 8537.
مجمع الزوائد عن عبد اللّه بن اُنيس:يا رَسولَ اللّهِ، أخبِرني أيُّ لَيلَةٍ تُبتَغى فيها لَيلَةُ القَدرِ؟ فَقالَ: لَولا أن تَترُكَ النّاسُ الصَّلاةَ إلّا تِلكَ اللَّيلَةَ لَأَخبَرتُكَ. ۱
مجمع الزوائدـ به نقل از عبد اللّه بن اُ نَيس ـ: [به پيامبر صلى الله عليه و آله گفتم:] اى پيامبر خدا! مرا خبر بده كه كدام شب است كه در آن، شب قدر را بايد جُست. فرمود: «اگر نبود بيم آن كه مردم جز در آن شب، نماز را ترك كنند، به تو خبر مى دادم».
۱.مجمع الزوائد: ج 3 ص 414 ح 5062.
الإمام الباقر عليه السلام:إنَّ النَّبِيَّ صلى الله عليه و آله لَمَّا انصَرَفَ مِن عَرَفاتٍ وسارَ إلى مِنى، دَخَلَ المَسجِدَ فَاجتَمَعَ إلَيهِ النّاسُ يَسأَلونَهُ عَن لَيلَةِ القَدرِ، فَقامَ خَطيبا، فَقالَ ـ بَعدَ الثَّناءِ عَلَى اللّهِ عز و جل ـ: أمّا بَعدُ، فَإِنَّكُم سَأَلتُموني عَن لَيلَةِ القَدرِ ولَم أطوِها عَنكُم لِأَنّي لَم أكُن بِها عالِما، اِعلَموا أيُّهَا النّاسُ أ نَّهُ مَن وَرَدَ عَلَيهِ شَهرُ رَمَضانَ وهُوَ صَحيحٌ سَوِيٌّ فَصامَ نَهارَهُ، وقامَ وِردا مِن لَيلِهِ، وواظَبَ عَلى صَلاتِهِ وهَجَّرَ إلى جُمُعَتِهِ، وغَدا إلى عيدِهِ؛ فَقَد أدرَكَ لَيلَةَ القَدرِ، وفازَ بِجائِزَةِ الرَّبِّ عز و جل. ۱
امام باقر عليه السلام:پيامبر صلى الله عليه و آله، چون از عرفات برگشت و به مِنا رفت، وارد مسجد شد. مردم، گِرد او جمع شدند و از شب قدر مى پرسيدند. پيامبر صلى الله عليه و آله به سخن ايستاد و پس از ثناى خداوند، چنين فرمود: «امّا بعد، شما درباره شب قدر از من پرسيديد. بيان نكردن آن براى اين نبود كه نسبت به آن عالِم نبودم. بدانيد ـ اى مردم ـ هر كس ماه رمضان بر او وارد شود و او سالم باشد، پس، روزِ آن را روزه بدارد و بخشى از شب آن را به عبادت برخيزد و مواظب نمازش باشد و در گرماى آن، به نماز جمعه اش برود و سحرگاه به نماز عيدش برود، به يقين، شبِ قدر را دريافته و به جايزه پروردگار، دست يافته است».
۱.كتاب من لا يحضره الفقيه: ج 2 ص 97 ح 1834.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:مَن صَلّى مِن أوَّلِ شَهرِ رَمَضانَ إلى آخِرِهِ في جَماعَةٍ، فَقَد أخَذَ بِحَظٍّ مِن لَيلَةِ القَدرِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر كس از آغاز تا پايان ماه رمضان، نماز را به جماعت بخواند، بهره اى از شب قدر برده است.
۱.كنز العمّال: ج 8 ص 545 ح 24090.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:تَحَرَّوا لَيلَةَ القَدرِ فِي العَشرِ الأَواخِرِ مِن رَمَضانَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:شب قدر را در دهه آخِر ماه رمضان بجوييد.
۱.صحيح البخاري: ج 2 ص 710 ح 1916 عن عائشة.
عنه صلى الله عليه و آله:تَحَرَّوا لَيلَةَ القَدرِ فِي الوَترِ مِنَ العَشرِ الأَواخِرِ مِن رَمَضانَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:شب قدر را در شبى طاق (فرد) از شب هاى دهه آخِر ماه رمضان بجوييد.
۱.صحيح البخاري: ج 2 ص 710 ح 1913 عن عائشة.
عنه صلى الله عليه و آلهـ عِندَما سُئِلَ صلى الله عليه و آله عَن لَيلَةِ القَدرِ ـ: اِلتَمِسوها في العَشرِ الأواخِرِ مِن شَهرِ رَمَضانَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ زمانى كه از شب قدر پرسيده شد ـ: آن را در دهه آخِر ماه رمضان بجوييد.
۱.دعائم الاسلام: ج 1 ص 282 عن الإمام عليّ عليه السلام، بحار الأنوار: ج 97 ص 10.
عنه صلى الله عليه و آلهـ في إخبارِهِ عَن لَيلَةِ القَدرِ ـ: هِيَ في شَهرِ رَمَضانَ، فَالتَمِسوها فِي العَشرِ الأَواخِرِ؛ فَإِنَّها وَترٌ لَيلَةُ إحدى وعِشرينَ، أو ثَلاثٍ وعِشرينَ، أو خَمسٍ وعِشرينَ، أو سَبعٍ وعِشرينَ، أو آخِرُ لَيلَةٍ مِن رَمَضانَ، مَن قامَهَا احتِساباً، غُفِرَ لَهُ ما تَقَدَّمَ مِن ذَنبِهِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در خبر دادن از شب قدر ـ: آن، در ماه رمضان است. پس آن را در دهه آخِر بجوييد، كه شبِ طاق است: شب بيست و يكم، يا بيست و سوم، يا بيست و پنجم، يا بيست وهفتم و يا شب آخِر ماه رمضان. هر كه به خاطر خدا آن را به عبادتْ زنده بدارد، گناهان گذشته اش آمرزيده مى شود.
۱.مسند ابن حنبل: ج 8 ص 414 ح 22827 و ص 408 ح 22805 و ص 402 ح 22776 وفيهما بزيادة «أو تسع وعشرين» بعد «أو سبع وعشرين» كلّها عن عبادة بن الصامت؛ مستدرك الوسائل: ج 7 ص 476 ح 8698 نقلاً عن ابن أبي جمهور في درر اللآلي.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:لَيلَةُ القَدرِ لَيلَةُ ثَلاثٍ وعِشرينَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:شب قدر، شبِ بيست و سوم [ماه رمضان] است.
۱.الإقبال: ج 1 ص 375 عن ضمرة الأنصاري عن أبيه، بحار الأنوار: ج 98 ص 160 ح 4.
المصنّف لعبد الرزاق عن عبد اللّه بن اُنيس:أمَرَنِيَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله أن أنزِلَ المَدينَةَ لَيلَةَ ثَلاثٍ وعِشرينَ مِن رَمَضانَ. ۱
المصنَّف، عبد الرزاقـ به نقل از عبد اللّه بن اُ نَيس ـ: پيامبر صلى الله عليه و آله به من دستور داد كه شبِ بيست و سوم ماه رمضان، به مدينه وارد شوم.
۱.المصنّف لعبد الرزّاق: ج 4 ص 251 ح 7694 و 7692.
المصنّف لعبد الرزاق عن أبي النضر:إنَّ عَبدَاللّهِ بنِ اُ نَيسٍ الجُهَنِيَّ قالَ: يا رَسولَ اللّهِ، إنّي رَجُلٌ شاسِعُ الدَّارِ فَأمُرني بِلَيلَةٍ أنزِلُ فيها. فَقالَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله: اِنزِل لَيلَةَ ثَلاثٍ وعِشرينَ. ۱
المصنَّف، عبد الرزاقـ به نقل از ابو نضر ـ: عبد اللّه بن اُ نَيس جُهَنى گفت: اى پيامبر خدا! من مردى هستم كه خانه ام دور است. يك شب را تعيين كن كه بيايم و در مدينه بمانم. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «شبِ بيست و سوم بيا».
۱.المصنّف لعبد الرزاق: ج 4 ص 250 ح 7691.
السنن الكبرى عن عبد اللّه بن اُنيس:كُنّا بِالبادِيَةِ فَقُلنا: إن قَدِمنا بِأَهلينا شَقَّ عَلَينا، وإن خَلَّفناهُم أصابَتهُم ضَيقَةٌ. فَبَعَثوني ـ وكُنتُ أصغَرَهُم ـ إلى رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله، فَذَكَرتُ لَهُ قَولَهُم، فَأَمَرَنا بِلَيلَةِ ثَلاثٍ وعِشرينَ. ۱
السنن الكبرىـ به نقل از عبد اللّه بن اُ نَيس ـ: در صحرا بوديم. گفتيم كه اگر با خانواده خود [به مدينه براى احياى شب قدر] بياييم، بر ما سخت خواهد بود و اگر آنان را وا نهيم و خود بياييم، بر آنانْ تنگنا خواهد شد. مرا كه كوچك ترينِ آنان بودم، نزد پيامبر خدا فرستادند. سخن آنان را به ايشان، باز گفتم. به ما دستور داد كه شبِ بيست و سوم بياييم.
۱.السنن الكبرى: ج 4 ص 509 ح 8537.
المصنّف لعبد الرزاق عن ابن جريج:اُخبِرتُ أنَّ الجُهَنِيَّ عَبدَاللّهِ بنَ اُ نَيسٍ جاءَ النَّبِيَّ صلى الله عليه و آله فَقالَ: يا رَسولَ اللّهِ، إنّي ذو ثَقِلَةٍ وضَيعَةٍ ـ وكانَ صاحِبَ زَرعٍ ـ فَأمُرني بِلَيلَةٍ، قالَ: أو لَيلَتَينِ؟ قالَ: بَل لَيلَةٍ، فَدَعاهُ فَسارَّهُ مَرَّتَينِ أو ثَلاثا، فَأَمَرَهُ بِلَيلَةِ ثَلاثٍ وعِشرينَ. فَكانَ يُمسي تِلكَ اللَّيلَةِ فِي المَسجِدِ، و لا يَخرُجُ مِنهُ حَتّى يُصبِـحَ، ولا يَشهَدُ شَيئا مِن رَمَضانَ قَبلَها ولا بَعدَها، ولا يَومَ الفِطرِ. ۱
المصنَّف، عبد الرزاقـ به نقل از ابن جُرَيج ـ: خبر يافتم كه عبد اللّه بن اُنَيس جُهَنى، نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمده و گفته است: اى پيامبر خدا! من، امانتدار كالاها و كِشت هاى مردمم (وى خودش كشاورزى داشت). يك يا دو شب را تعيين كن تا [براى شب قدر]بيايم. سپس گفت: بلكه يك شب را. پيامبر صلى الله عليه و آله او را فرا خواند و دو يا سه بار با او به آهستگى سخن گفت و به او دستور داد كه شبِ بيست و سوم بيايد. از اين رو، او آن شب (شب بيست و سوم) را در مسجد مى مانْد و تا صبح، بيرون نمى رفت و پيش از آن و پس از آن، نه در ماه رمضان، و نه در روز عيد فطر، به مسجد نمى آمد.
۱.المصنّف لعبد الرزّاق: ج 4 ص 250 ح 7690.
الإمام الباقر عليه السلام:إنَّ الجُهَنِيَّ أتى إلى رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله فَقالَ لَهُ: يا رَسولَ اللّهِ، إنَّ لي إبِلاً وغَنَما وغِلمَةً، فَاُحِبُّ أن تَأمُرَني لَيلَةً أدخُلُ فيها فَأَشهَدُ الصَّلاةَ ـ وذلِكَ في شَهرِ رَمَضانَ ـ فَدَعاهُ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله فَسارَّهُ في اُذُنِهِ. ـ قالَ: ـ فَكانَ الجُهَنِيُّ إذا كانَت لَيلَةُ ثَلاثٍ وعِشرينَ دَخَلَ بِإِبِلِهِ وغَنَمِهِ وأهلِهِ ووُلدِهِ وغِلمَتِهِ، فَكانَ تِلكَ اللَّيلَةُ لَيلَةَ ثَلاثٍ وعِشرينَ بِالمَدينَةِ، فَإِذا أصبَحَ خَرَجَ بِأَهلِهِ وغَنَمِهِ وإ بِلِهِ إلى مَكانِهِ. ۱
امام باقر عليه السلام:جُهَنى نزد پيامبر خدا آمد و گفت: اى پيامبر خدا! من، شتران و گوسفندان و غُلامانى دارم. دوست دارم كه يك شب را تعيين كنى كه به مسجد بيايم و در نماز، حاضر شوم. و اين، در ماه رمضان بود. پيامبر صلى الله عليه و آله او را فرا خوانْد و در گوش او آهسته چيزى گفت. از آن پس، هر گاه شب بيست و سوم [رمضان] مى شد، جُهَنى با شتران و گوسفندان و خانواده و فرزندان و غلامانش وارد مى شد، آن شب (شبِ بيست و سوم) را در مدينه مى مانْد و صبح كه مى شد، با خانواده و گوسفندان و شترانش به جاى خود بر مى گشت.
۱.الإقبال: ج 1 ص 375 عن محمّد بن يوسف عن أبيه، بحارالأنوار: ج 83 ص 128 ح 82.
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۲۸