فیلترها
نتایج جستجو برای «روا بودن تجسس برای کشف توطیه ها»: ۱ حدیث
فیلترها
فیلترها
کتاب
موضوع
معصوم
طول حدیث
الإمامُ عليٌّ عليه السلام:بَعثَني رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله أنا و الزُّبيرَ و المِقدادَ، فقالَ: انْطَلِقوا حتّى تأتُوا رَوضةَ خاخ، فإنّ بها ظَعينَةً مَعَها كِتابٌ، فَخُذوهُ مِنها. فانطلَقْنا تَتَعادى بنا خَيلُنا حتّى أتَينا الرَّوضَةَ، فإذا نحنُ بالظَّعينَةِ، فقُلْنا: هَلُمّي الكتابَ، فقالتْ: ما عندي مِن كتابٍ، فقلتُ: لَتُخرِجِنَّ الكتابَ، أو لَنُلْقِيَنَّ الثِّيابَ. ۱ فأخرَجَتْهُ مِن عِقاصِها. فأتَيْنا به النّبيَّ صلى الله عليه و آله، فإذا هو مِن حاطِبِ بنِ أبي بَلْتَعةَ إلى ناسٍ مِن المشرِكينَ يُخبِرُهُم بِبَعضِ أمْرِ رسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله، فقالَ: ما هذا يا حاطِبُ؟! فقالَ: يا رسولَ اللّهِ، لا تَعْجَلْ علَيَّ، فإنّي كنتُ امْرأً مُلْصَقا في قُرَيشٍ و لم أكُنْ من أنْفُسِها،
امام على عليه السلام:پيامبر خدا صلى الله عليه و آله من و زبير و مقداد را مأمور كرد و فرمود: برويد تا به آبادى خاخ برسيد. در آن جا زنى كجاوه نشين مى بينيد كه با خود نامه اى دارد. آن نامه را از او بگيريد. ما راه افتاديم و اسبهايمان به تاخت مى رفتند تا آن كه به آبادى رسيديم و با آن زن كجاوه نشين رو به رو شديم. گفتيم: نامه را بده. گفت: من نامه اى ندارم. من گفتم: يا نامه را بيرون مى آورى يا لباسهايت را بازرسى مى كنيم. و او [ناچار]نامه را از لا به لاى گيسوانش بيرون آورد. ما نامه را خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله آورديم. نامه اى بود از حاطب بن ابى بلتعه به گروهى از مشركان، كه در آن اطلاعاتى درباره پيامبر خدا صلى الله عليه و آله به آنها داده بود. پيامبر به حاطب فرمود: اين چيست، حاطب؟! عرض كرد: اى