نتایج جستجو برای «رد بدعت»: ۷ حدیث
عنه صلى الله عليه و آله:لا تَجوزُ شهادَةُ خائنٍ، ولا خائنةٍ، ولا ذِي غِمْرٍ ۱ على أخِيهِ، ولا مُحْدِثٍ في الإسلامِ، ولا مُحدِثةٍ. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:شهادت مردِ خائن و زنِ خائن و كسى كه به برادر خود كينه دارد، و مرد بدعت گذار در اسلام و زن بدعت گذار، پذيرفته نيست.
۱.الغِمر ـ بالكسر ـ: الحقد (النهاية: ج 3 ص 384 «غمر»).
۲.كنز العمّال: ج 7 ص 17 ح 17759 عن ابن عمر بن عبد العزيز.
عنه صلى الله عليه و آله:لا تَجوزُ شهادَةُ خائنٍ، و لا خائنةٍ، و لا ذِي غِمْرٍ ۱ على أخِيهِ، و لا مُحْدِثٍ في الإسلامِ، و لا مُحدِثةٍ. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:شهادت مردِ خائن و زنِ خائن و كسى كه به برادر خود كينه دارد، و مرد بدعت گذار در اسلام و زن بدعت گذار، پذيرفته نيست.
۱.الغِمر ـ بالكسرَ ـ: الحقد (النهاية: 3/384).
۲.كنز العمّال: 17759.
الإمامُ زينُ العابدينَ عليه السلامـ في دعاءِ مكارمِ الأخلاقِ ـ: اللّهُمّ صَلِّ على محمّدٍ و آلِهِ، و حَلِّني بحِلْيَةِ الصالِحينَ، و ألبِسْنِي زِينَةَ المُتّقينَ في بَسطِ العَدلِ، و كَظمِ الغَيظِ، و إطفاءِ النائرةِ، و ضَمِّ أهلِ الفُرقَةِ، و إصلاحِ ذاتِ البَينِ، و إفشاءِ العارِفَةِ، و سَترِ العائبَةِ، و لِينِ العَرِيكَةِ، و خَفضِ الجَناحِ، و حُسنِ السِّيرَةِ، و سُكونِ الرِّيحِ، و طِيبِ المُخالَقَةِ، و السَّبقِ إلى الفَضيلَةِ، و إيثارِ التفضُّلِ، و تَركِ التَّعيِيرِ، و الإفضالِ على غَيرِ المُستَحِقِّ، و القَولِ بالحقِّ و إن عَزَّ، و استِقلالِ الخَيرِ و إن كَثُرَ مِن قَولي و فِعلي، و استِكثارِ الشَّرِّ و إن قَلَّ مِن قَولي و فِعلي. و أكمِلْ ذلكَ لي بِدَوامِ الطاعَةِ، و لُزومِ الجَماعَةِ، و

امام زين العابدين عليه السلامـ در دعاى مكارم الاخلاق ـگفت: بار الها! بر محمّد و آل او درود فرست و مرا به زيورِ صالحان بياراى و زينتِ پرهيزگاران را بر من بپوشان؛ همان زيورِ گستردنِ عدالت، و فرو نشاندن خشم، و خاموش كردن آتش [دشمنى]، و گرد آوردن پراكندگان و اصلاح ميان مردمان و گسترش كارهاى نيك، و پوشاندن عيب (زشتى)، و نرمخويى و خاكسارى، و خوشرفتارى، و وقار و آرامش، و خوش برخوردى با مردم، و پيشى گرفتن به سوى فضيلت، و برگزيدن نيكوكارى، و ترك سرزنش، و بخشش نكردن به غير مستحق، و گفتن حق؛ هر چند سنگين باشد، و كم شمردن گفتارها و رفتارهاى نيكم؛ گر چه بسيار باشند، و زياد شمردن گفتار و رفتار زشتم؛ گر چه اندك باشد. و اينها را با [دادنِ توفيقِ]مداومت بر طاعت و همراهى با جماعت و طرد بدعت گذاران و به كار

۱.الصحيفة السجّاديّة: الدعاء 20.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إذا ظَهَرَتِ البِدَعُ في اُمَّتي فَليُظهِرِ العالِمُ عِلمَهُ، فَمَن لَم يَفعَل فَعَلَيهِ لَعنَةُ اللّهِ ۱.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هرگاه در امّت من بدعتها آشكار شدند، بر دانشمند است كه دانش خود را آشكار سازد و هر كه اين كار را نكند، نفرين خدا بر او باد.
۱.الكافي: 1 / 54 / 2، المحاسن: 1 / 361 / 776 كلاهما عن محمّد بن جمهور العمى¨ رفعه، دعائم الإسلام: 1 / 2، عوالي اللآلي: 4 / 70 / 39؛ الفردوس: 1 / 321 / 1271 عن أبي هريرة.
عنه صلى الله عليه و آله:إذا ظَهَرَتِ البِدَعُ ولَعَنَ آخِرُ هذِهِ الاُمَّةِ أوَّلَها، فَمَن كانَ عِندَهُ عِلمٌ فَليَنشُرهُ، فَإِنَّ كاتِمَ العِلمِ يَومَئِذٍ كَكاتِمِ ما أنزَلَ اللّهُ عَلى مُحَمَّدٍ ۱.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هرگاه بدعتها آشكار مى شود و آخرين اين امّت، نخستين آن را لعنت كند، هر كس دانشى دارد بايد آن را انتشار دهد كه پنهان كننده دانش در آن روزگار، مانند پنهان كننده وحى نازل شده بر محمّد صلى الله عليه و آلهاست.
۱.الجامع الصغير: 1 / 115 / 751، كنزالعمّال: 1 / 178 / 903 كلاهما عن ابن عساكر عن معاذ.
عنه صلى الله عليه و آله:إنَّ للّهِِ عِندَ كُلِّ بِدعَةٍ تَكيدُ الإِسلامَ وأهلَهُ مَن يَذُبُّ عَنهُ، ويَتَكَلَّمُ بِعَلاماتِهِ، فَاغتَنِموا تِلكَ المَجالِسَ بِالذَبِّ عَنِ الضُّعَفاءِ، وتَوَكَّلوا عَلَى اللّهِ وكَفى بِاللّهِ وَكيلاً ۱.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند در هر بدعتى كه اسلام و مسلمانان را با آن فريب مى دهند، كسى را دارد كه آن را دفع كند و از نشانه هايش سخن گويد، پس آن مجلسها را با حمايت از ناتوانان مغتنم شمريد و بر خداوند توكّل كنيد كه خداوند براى توكّل كردن كافى است.
۱.حلية الأولياء: 10 / 400 / 691 عن أبي هريرة.
المعصوم عليه السلام:إذا ظَهَرَتِ البِدَعُ فَعَلَى العالِمِ أن يُظهِرَ عِلمَهُ، فَإِن لَم يَفعَل سُلِبَ مِنهُ نورُ الإِيمانِ ۱.
امام معصوم عليه السلام:هنگامى كه بدعتها آشكار مى شود، بر دانشمند است كه دانشش را آشكار سازد كه اگر نكند نور ايمان از او گرفته مى شود.
۱.علل الشرايع: 235 / 1، عيون أخبار الرضا عليه السلام: 1 / 113 / 2، رجال الكشّي: 2 / 786 / 946، الغيبة للطوسي: 64 / 66 كلّها عن يونس بن عبدالرحمن.