فیلترها
نتایج جستجو برای «دعا در غیاب دوست»: ۲ حدیث
فیلترها
فیلترها
کتاب
موضوع
معصوم
طول حدیث
الإمام زين العابدين عليهالسلام: إنَّ المَلائِكَةَ إذا سَمِعُوا المُؤمِنَ يَدعو لِأَخيهِ المُؤمِنِ بِظَهرِ الغَيبِ أو يَذكُرُهُ بِخَيرٍ قالوا: نِعمَ الأَخُ أنتَ لِأَخيكَ، تَدعو لَهُ بِالخَيرِ وهُوَ غائِبٌ عَنكَ، وتَذكُرُهُ بِخَيرٍ، قَد أعطاكَ اللّهُ عز و جل مِثلَي ما سَأَلتَ لَهُ، وأثنى عَلَيكَ مِثلَي ما أثنَيتَ عَلَيهِ، ولَكَ الفَضلُ عَلَيهِ. وإذا سَمِعوهُ يَذكُرُ أخاهُ بِسوءٍ ويَدعو عَلَيهِ قالوا لَهُ: بِئسَ الأَخُ أنتَ لِأَخيكَ، كُفَّ أيُّهَا المَسَتَّرُ عَلى ذُنوبِهِ وعَورَتِهِ، وَاربَع عَلى نَفسِكَ، وَاحمَدِ اللّهَ الَّذي سَتَرَ عَلَيكَ، وَاعلَم أنَّ اللّهَ عز و جلأعلَمُ بِعَبدِهِ مِنكَ. ۱
امام سجاد عليهالسلام: هرگاه ملائكه بشنوند كه مؤمنى در غياب برادر مؤمنش براى او دعا مىنمايد و يا به نيكى از او ياد مىكند، مىگويند: «تو براى برادرت، نيك برادرى هستى. در حالى كه غايب است، برايش دعا مىنمايى و از او به نيكى ياد مىكنى. خداوند عز و جل، به تو دو برابر آنچه را براى او درخواست كردهاى، عطا كرد و دو برابر آنچه او را ستودهاى، تو را ستود و تو را بر او برترى است».
امّا هرگاه بشنوند كه مؤمنى از برادرش به بدى ياد مىكند و يا او را نفرين مىنمايد، به او مىگويند: «تو براى برادرت، بد برادرى هستى. اى آن كه گناهانش و زشتىاش را پوشاندهاند! باز ايست و به خودت رحم كن و خدا را كه [گناهانت را]برايت پوشانده است، سپاس گوى و بدان كه خداوند عز و جل، از تو به بندهاش آگاهتر است».
۱.الكافي: 2 / 508 / 7 عن ثوير وراجع بحار الأنوار: 93 / 387 ـ 392.
الكافي عن إبراهيم بن هاشم: رَأَيتُ عَبدَاللّهِ بنَ جُندَبٍ فِي المَوقِفِ، فَلَم أرَ مَوقِفا كانَ أحسَنَ مِن مَوقِفِهِ؛ ما زالَ مادّا يَدَيهِ إلَى السَّماءِ ودُموعُهُ تَسيلُ عَلى خَدَّيهِ حَتّى تَبلُغَ الأَرضَ، فَلَمّا صَدَرَ النّاسُ قُلتُ لَهُ: يا أبا مُحَمَّدٍ، ما رَأَيتُ مَوقِفا قَطُّ أحسَنَ مِن مَوقِفِكَ. قالَ: وَاللّهِ ما دَعَوتُ إلاّ لاِءِخواني؛ وذلِكَ أنَّ أبَا الحَسَنِ موسى عليهالسلامأخبَرَني أنَّ مَندَعا لِأَخيهِ بِظَهرِ الغَيبِ نودِيَ مِنَ العَرشِ: «ولَكَ مِائَةُ ألفِ ضِعفٍ»، فَكَرِهتُ أن أدَعَ مِائَةَ ألفٍ مَضمونَةً لِواحِدَةٍ لا أدري تُستَجابُ أم لا. ۱
الكافى ـ به نقل از ابراهيم بن هاشم ـ : عبداللّه بن جُندَب را [در روز عَرَفه] در «توقّفگاه [عرفات]» ديدم. ايستادنى به اين زيبايى نديده بودم: يكسره دستانش را به سوى آسمان بركشيده بود و اشكهايش بر گونههايش سرازير مىشد و به زمين مىرسيد. چون مردم به راه افتادند، به او گفتم: «اى ابامحمّد! ايستادنى به زيبايى ايستادن تو نديده بودم».
پاسخ داد: «به خدا سوگند، جز براى برادرانم دعا نمىكردم؛ چون امام كاظم عليهالسلاممرا آگاه ساخت كه هر كه در غيابِ برادرش براى او دعا كند، از عرش، او را ندا مىدهند: براى تو صد هزار برابر آن است. لذا ناخوش داشتم كه صد هزار دعاى مستجاب را براى يك دعا كه نمىدانم مستجاب مىشود يا نه، واگذارم».
۱.الكافي: 2 / 508 / 6، تهذيب الأحكام: 5 / 184 / 615، الأمالي للصدوق: 540 / 723، فلاح السائل: 44، روضة الواعظين: 359، بحار الأنوار: 93 / 384 / 8.