نتایج جستجو برای «خوشی دنیا با رنج آمیخته است»: ۷ حدیث
الإمام عليّ عليه السلام:إنَّ الدُّنيا خَيرُها زَهيدٌ، وشَرُّها عَتيدٌ ۱، ولَذَّتُها قَليلَةٌ، وحَسرَتُها طَويلَةٌ، تَشوبُ ۲ نَعيمَها بِبُؤسٍ، وتَقِرنُ سُعودَها بِنُحوسٍ، وتَصِلُ نَفعَها بِضُرٍّ، وتَمزِجُ حُلوَها بِمُرٍّ. ۳
امام على عليه السلام:دنيا خوبش ناچيز است و بدش حاضر و آماده. لذّتش اندك است و افسوسش طولانى. خوشى اش با رنج آميخته است، خوش بختى اش با بدبختى قرين است، سودش به زيانْ پيوسته است، و شيرينى اش با تلخى ممزوج است.
۱.العَتِيدُ: الحاضر المُهيّأ (القاموس المحيط: ج 1 ص 312 «عتد»).
۲.الشَّوبُ: الخلط (الصحاح: ج 1 ص 158 «شوب»).
۳.غرر الحكم: ح 3676، عيون الحكم والمواعظ: ص 146 ح 3235.
عنه عليه السلام:إنَّهُ لَم يُصِبِ امرُؤٌ مِنكُم في هذِهِ الدُّنيا حَبرَةً ۱ إلاّ أورَثَتهُ عَبرَةً ۲، ولا يُصبِحُ فيها في جَناحٍ آمِنٍ إلاّ وهُوَ يَخافُ فيها نُزولَ جائِحَةٍ ۳، أو تَغَيُّرَ نِعمَةٍ، أو زَوالَ عافِيَةٍ. ۴
امام على عليه السلام:هيچ فردى از شما در اين دنيا به شادى اى نرسيد، مگر اين كه دنيا براى او اشكى به بار آورد، و شبى را در پناه ايمنى به صبح نمى رساند، مگر اين كه از فرود آمدن بلايى يا از دست رفتن نعمتى يا از بين رفتن سلامتى بيمناك است.
۱.الحَبرة: النعمة وسعة العيش، وكذلك الحبور (النهاية: ج 1 ص 327 «حبر»).
۲.العَبْرَة: الدمعة قبل أن تفيض، أو تردّد البكاء في الصدر، أو الحزن بلا بكاء (القاموس المحيط: ج 2 ص 83 «عبر»).
۳.الجائِحة: هي الآفة التي تهلك الثمار والأموال وتستأصلها (النهاية: ج 1 ص 311 «جوح»).
۴.الكافي: ج 8 ص 174 ح 194 عن محمّد بن النعمان أو غيره عن الإمام الصادق عليه السلام، بحار الأنوار: ج 77 ص 351 ح 31؛ مطالب السؤول: ص 51 نحوه.
عنه عليه السلام ـ في ذَمِّ الدُّنيا ـ:لَم يَكُنِ امرُؤٌ مِنها في حَبرَةٍ إلاّ أعقَبَتهُ بَعدَها عَبرَةٌ، ولَم يَلقَ في سَرّائِها بَطنا إلاّ مَنَحَتهُ مِن ضَرّائِها ظَهرا، ولَم تَطُلَّهُ فيها ديمَةُ رَخاءٍ إلاّ هَتَنَت ۱ عَلَيهِ مُزنَةُ بَلاءٍ، وحَرِيٌّ إذا أصبَحَت لَهُ مُنتَصِرَةً أن تُمسِيَ لَهُ مُتَنَكِّرَةً، وإن جانِبٌ مِنهَا اعذَوذَبَ وَاحلَولى، أمَرَّ مِنها جانِبٌ فَأَوبى ۲، لا يَنالُ امرُؤٌ مِن غَضارَتِها رَغَبا إلاّ أرهَقَتهُ مِن نِوائِبِها تَعَبا، ولا يُمسي مِنها في جَناحِ أمنٍ إلاّ أصبَحَ عَلى قَوادِمِ ۳ خَوفٍ. ۴
امام على عليه السلام ـ در نكوهش دنيا ـ:هيچ انسانى در دنيا به شادى اى نرسيد، مگر اين كه در پى آن، دنيا به او اشك [و اندوه] داد، و از خوشى هاى دنيا به نوايى نرسيد، مگر اين كه دنيا از سختى هايش به او چشانيد، و در آن، بارانى از آسايشْ او را تر نكرد، مگر اين كه ابر رنج بر او فرو باريد. اين، رسم دنياست كه هر گاه صبحگاهان ياور انسان شود، شامگاهان به دشمنْ بدل مى گردد، و اگر بخشى از آن گوارا و شيرين باشد، بخش ديگرش تلخ و ناگوار است. هيچ كس از خوشى هاى آن به مرادى نمى رسد، مگر آن كه دنيا با مصيبت هاى خود، او را به ستوه مى آورد، و [هيچ كس] روز را با آسودگى خيال، به شب نمى رساند، مگر آن كه شب را بر بال هاى ترس به روز مى رساند.
۱.هَتَنَتِ السماءُ: صَبَّتْ. ومَطَرٌ هَتُون: هَطُول (لسان العرب: ج 13 ص 430 «هتن»).
۲.الوَبَاء: المرض العام (النهاية: ج 5 ص 144 «وبا»).
۳.قَوادِمُ الطَّير: مقاديم ريشه، وهي عشرة في كلّ جناح (الصحاح: ج 5 ص 2007 «قدم»).
۴.نهج البلاغة: الخطبة 111، تحف العقول: ص 180 نحوه وفيه «هتفت» بدل «هتنت»، بحار الأنوار: ج 73 ص 97 ح 82؛ مطالب السؤول: ص 50 نحوه.
عنه عليه السلام:كَأَنَّ ما هُوَ كائِنٌ مِنَ الدُّنيا عَن قَليلٍ لَم يَكُن، وما هُوَ كائِنٌ مِنَ الآخِرَةِ لَم يَزَل. إي وَاللّهِ، عَن قَليلٍ تُشقِي المُترَفَ، وتُحَرِّكُ السّاكِنَ، وتُزيلُ الثّاوِيَ. صَفوُها مَشوبٌ بِالكُدرَةِ، وسُرورُها مَنسوجٌ بِالحُزنِ، وآخِرُ حَياتِها مُقتَرِنٌ بِالضَّعفِ، فَلا يُعجِبكُم ما يَغُرَّنَّكُم مِنها، فَعَن كَثَبٍ تُنقَلونَ عَنها، وكُلُّ ما هُوَ آتٍ قَريبٌ و «هُنَالِكَ تَبْلُواْ كُلُّ نَفْسٍ مَّا أَسْلَفَتْ وَ رُدُّواْ إِلَى اللَّهِ مَوْلَاهُمُ الْحَقِّ و ضَلَّ عَنْهُم مَّا كَانُواْ يَفْتَرُونَ» ۱. ۲
امام على عليه السلام:آنچه از دنيا وجود دارد، [چنان مى شود كه] پس از اندكى گويا نبوده، و آنچه از آخرت وجود دارد، [گويا] از آغاز بوده است. آرى، به خدا! زودا كه دنيا، برخوردارِ مرفّه را به روز سياه نشاند، و آرام گرفته را حركت دهد، و اقامت گزيده را بكوچاند. زلالى دنيا، آميخته به تيرگى، شادى اش بافته با اندوه، و پايان زندگى اش همراه با ناتوانى است. پس مبادا فريبندگى هاى دنيا شما را خوش آيد؛ چرا كه به زودى از آن مى رَويد، و هر آنچه آمدنى است، نزديك است و «آن جاست كه هر كس آنچه را از پيش فرستاده است، مى آزمايد و [همگان] به سوى خدا، مولاى حقيقى خود، باز گردانيده مى شوند و آنچه به دروغ بر مى ساخته اند، از دستشان به در مى رود» .
۱.يونس: 30.
۲.مطالب السؤول: ص 52؛ بحار الأنوار: ج 78 ص 21 ح 81.
عنه عليه السلام ـ في خُطبَةٍ لَهُ ـ:أيُّهَا النّاسُ، إنَّما أنتُم في هذِهِ الدُّنيا غَرَضٌ تَنتَضِلُ ۱ فيهِ المَنايا؛ مَعَ كُلِّ جُرعَةٍ شَرَقٌ ۲، وفي كُلِّ أكلَةٍ غَصَصٌ! لا تَنالونَ مِنها نِعمَةً إلاّ بِفِراقِ اُخرى، ولا يُعَمَّرُ مُعَمَّرٌ مِنكُم يَوما مِن عُمُرِهِ إلاّ بِهَدمِ آخَرَ مِن أجَلِهِ، ولا تُجَدَّدُ لَهُ زِيادَةٌ في أكلِهِ إلاّ بِنَفادِ ما قَبلَها مِن رِزقِهِ، ولا يَحيا لَهُ أثَرٌ إلاّ ماتَ لَهُ أثَرٌ، ولا يَتَجَدَّدُ لَهُ جَديدٌ إلاّ بَعدَ أن يَخلَقَ لَهُ جَديدٌ، ولا تَقومُ لَهُ نابِتَةٌ إلاّ وتَسقُطُ مِنهُ مَحصودَةٌ، وقَد مَضَت اُصولٌ نَحنُ فُروعُها، فَما بَقاءُ فَرعٍ بَعدَ ذَهابِ أصلِهِ! ۳
امام على عليه السلام ـ در يكى از خطبه هايش ـ:اى مردم! شما در اين دنيا آماج تيرهاى مرگ هستيد: با هر جرعه اى، در گلو جَستنى هست، و با هر لقمه اى، گلوگير شدنى. از دنيا به هيچ نعمتى نمى رسيد، مگر با از دست دادن نعمتى ديگر، و هيچ يك از شما روزى به عمرش افزوده نمى گردد، مگر با كم شدن روزى از اجلش، و هيچ خوراكى نو به او افزوده نمى شود، مگر با از بين رفتن چيزى از روزىِ قبل او، و هيچ رد و نشانى برايش زنده نمى شود، مگر با از بين رفتن رد و نشانى ديگر، و هيچ چيز تازه اى برايش به وجود نمى آيد، مگر پس از كهنه شدن چيز تازه اى از او، و هيچ خوشه اى براى او نمى رويد، مگر آن كه خوشه اى ديگر قابل درويدن شود. ريشه هايى كه ما شاخه هاى آنها هستيم، رفتند، و با رفتن ريشه، آيا شاخه اى باقى مى ماند؟!
۱.الغَرَض: الهَدَف الذي يُرمى إليه. وتناضل القوم: ترامَوا للسَّبْق (المصباح المنير: ص 445 «غرض» و ص 610 «نضل»).
۲.شَرِقَ: غصَّ (النهاية: ج 2 ص 465 «شرق»).
۳.نهج البلاغة: الخطبة 145 وراجع الحكمة 191 والكافي: ج 8 ص 23 ح 4 والإرشاد: ج 1 ص 238 والأمالي للطوسي: ص 216 ح 379 وتحف العقول: ص 299 وتنبيه الخواطر: ج 1 ص 76 وغرر الحكم: ح 3688.
عنه عليه السلام:مِن نَكَدِ ۱ الدُّنيا تَنغيصُ الاِجتِماعِ بِالفُرقَةِ، وَالسُّرورِ بِالغُصَّةِ. ۲
امام على عليه السلام:از شومى دنيا، اين است كه لذّت گرد هم آمدن را با پراكندن، و شادى را با غصّه مكدّر مى كند.
۱.النَكَدُ: الشُؤمُ واللُّؤم (لسان العرب: ج 3 ص 427 «نكد»).
۲.غرر الحكم: ح 9326، عيون الحكم والمواعظ: ص 472 ح 8654.
عنه عليه السلام:الدُّنيا لا تَصفو لِشارِبٍ، ولا تَفي لِصاحِبٍ. ۱
امام على عليه السلام:دنيا براى هيچ نوشنده اى زلال نمى شود و به هيچ يارى وفا نمى كند.
۱.غرر الحكم: ح 1721، عيون الحكم والمواعظ: ص 23 ح 173 وص 144 ح 3218.