فیلترها
نتایج جستجو برای «خداوند پادشاهی»: ۷ حدیث
فیلترها
فیلترها
کتاب
موضوع
معصوم
طول حدیث
المناقب لابن شهرآشوب عن ابن مهديّ المامطيريّ في مجالسه:إنَّ النَّبيَّ صلى الله عليه و آله كَتَبَ إلى كِسرى: مِن مُحَمَّدٍ رَسولِ اللّهِ إلى كِسرى بنِ هُرمُزَ، أ مَّا بَعدُ فَأسلِم تَسلَم، وإلاَّ فَأذَن بِحَربٍ مِنَ اللّهِ ورَسولِهِ، وَالسَّلامُ عَلى مَنِ اتَّبَعَ الهُدى.
فَلَمَّا وَصَلَ إلَيهِ الكِتابُ مَزَّقَهُ وَاستَخَفَّ بِهِ، وقالَ: مَن هذا الَّذي يَدعوني إلى دينِهِ، ويَبدَأُ بِاسمِهِ قَبلَ اسمي؟! وبَعَثَ إلَيهِ بِتُرابٍ، فَقالَ صلى الله عليه و آله: مَزَّقَ اللّهُ مُلكَهُ كَما مَزَّقَ كِتابي، أما إنَّهُ ستُمَزِّقونَ مُلكَهُ، وبَعَثَ إلَيَّ بِتُرابٍ أما إنَّكُم ستَملِكونَ أرضَهُ. ۱
المناقب، ابن شهرآشوبـ به نقل از ابن مهدى مامطيرى در المجالس خود ـ: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله به خسرو نوشت: «از محمّد پيامبر خدا، به خسرو پور هرمز. اما بعد، اسلام بياور تا در سلامت بمانى. در غير اين صورت، به خدا و پيامبر او اعلام جنگ كن. درود بر كسى كه راه هدايت پويد!».
وقتى نامه به خسرو رسيد، با بى اعتنايى، آن را پاره كرد وگفت: اين كيست كه مرا به دين خود فرا مى خواند و نام خودش را پيش از نام من مى آورد؟!
او مشتى خاك براى پيامبر خدا فرستاد. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «خداوند، پادشاهىِ او را از هم بدَرَد، چنان كه نامه مرا پاره كرد. بدانيد كه [شما مسلمانان] به زودى، سلطنت او را متلاشى خواهيد كرد. او براى من، مشتى خاك فرستاده است. بدانيد كه به زودى، خاك او را تصرّف خواهيد كرد».
۱.المناقب لابن شهرآشوب: ج 1 ص 79، بحار الأنوار: ج 20 ص 381 ح 7.
بحار الأنوار عن ابن مهديِ المطاميريِ في مجالِسِهِ:إنّ النَّبيَّ كَتَبَ إلى كِسرى: مِن محمّدٍ رسولِ اللّهِ إلى كِسرَى بنِ هرمزدَ، أمّا بعدُ فأسلِمْ تَسلَمْ، و إلاّ فأذَنْ بحَربٍ مِن اللّهِ و رَسولهِ، و السّلامُ على مَنِ اتَّبَعَ الهُدى.
فلَمّا وصَلَ إلَيهِ الكِتابُ مَزَّقَهُ و استَخَفَّ بهِ، و قالَ: مَن هذا الّذي يَدعوني إلى دِينِهِ، و يَبدأُ باسمهِ قبلَ اسمي؟! و بَعَثَ إلَيهِ بِتُرابٍ، فقالَ صلى الله عليه و آله: مَزَّقَ اللّهُ مُلكَهُ كما مَزَّقَ كِتابي، أما إنّهُ (إنّكُم) ستُمَزِّقونَ مُلكَهُ، و بَعَثَ إلَيّ بتُرابٍ أما إنّكُم ستَملِكونَ أرضَهُ. ۱
بحار الأنوارـ به نقل از ابن مهدى مطاميرى در مجالس خود ـ: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله به خسرو نوشت: از محمّد رسول خدا به خسرو پور هرمزد، اما بعد، اسلام بياور تا به سلامت مانى، در غير اين صورت به خدا و رسول او اعلام جنگ كن. درود بر كسى كه راه هدايت پويد.
وقتى نامه به خسرو رسيد، با بى اعتنايى آن را پاره كرد و گفت: اين كيست كه مرا به دين خود فرا مى خواند و نام خودش را پيش از نام من مى آورد؟! او مشتى خاك براى پيامبر فرستاد. حضرت فرمود: خداوند پادشاهى او را از هم دَرَد، چنان كه نامه مرا پاره كرد. بدانيد كه به زودى سلطنت او را متلاشى خواهيد كرد. او براى من مشتى خاك فرستاده است. بدانيد كه به زودى خاك او را تصرّف خواهيد كرد.
۱.بحار الأنوار: 20 / 381 / 7.
رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله:اِشتَدَّ غضَبُ اللّهِ على مَن زَعَمَ أنّهُ مَلِكُ الأملاكِ، لا مَلِكَ إلاّ اللّهُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خشم خدا سخت است بر كسى كه خود را شاهنشاه خواند، در حالى كه شاهى جز خدا نيست.
۱.كنز العمّال: 45244.
عنه صلى الله عليه و آله:أغيَظُ رجُلٍ علَى اللّهِ يَومَ القِيامَةِ و أخبَثُهُ و أغيَظُهُ علَيهِ رجُلٌ كانَ يُسمَّى مَلِكَ الأملاكِ، لا مَلِكَ إلاّ اللّهُ عَزَّ و جلَّ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:در روز قيامت، مغضوب ترين و پليدترينِ فرد نزد خدا مردى است كه شاه شاهان ناميده مى شده، حال آنكه شاهى جز خداوند عزّ و جلّ نيست.
۱.كنز العمّال: 45271.
صحيح مسلم:قالَ رسول اللّه صلى الله عليه و آله: إنّ أخنَعَ اسمٍ عندَ اللّهِ رجُلٌ تَسمَّى مَلِكَ الأملاكِ.
زادَ ابنُ أبي شيبةَ في روايتِهِ: لا مالِكَ إلاّ اللّهُ عَزَّ و جلَّ، قالَ الأشعَثيُّ: قالَ سُفيانُ: مِثلُ شاهان شاه. ۱
صحيح مسلم:پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود: ننگين ترين نام نزد خداوند [نام]مردى است كه شاهنشاه ناميده مى شود.
ابن ابى شيبه در روايت خود افزوده است: حال آنكه مالك و پادشاهى جز خداوند عزّ و جلّ نيست. اشعثى گفته است: سفيان گفت: مثل شاهانْ شاه.
۱.صحيح مسلم: 3/1688/20.
الإمامُ عليٌّ عليه السلام:كلُّ مالِكٍ غَيرَهُ مَملوكٌ. ۱
امام على عليه السلام:هر مالكى غير از او (خدا) مملوك است.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 65.
عنه عليه السلامـ في تفسيرِ: لا حَولَ و لا قوّةَ إلاّ باللّهِ ـ: إنّا لا نَملِكُ مَعَ اللّهِ شيئا، و لا نَملِكُ إلاّ ما مَلَّكَنا، فمَتى مَلَّكَنا ما هُو أملَكُ بهِ مِنّا كَلَّفَنا، و مَتى أخَذهُ مِنّا وَضَعَ تَكليفَهُ عنّا. ۱
امام على عليه السلامـ در تفسير «لا حول و لا قوّة الاّ باللّه» ـفرمود: با وجود خداوند، ما مالك چيزى نيستيم و جز آنچه او ما را مالكش گردانيده، چيزى نداريم. پس وقتى چيزى را به مالكيت ما درآورد كه او نسبت به آن مالكتر از ماست، تكليفى بر عهده ما نهاده است و وقتى آن را از ما بگيرد، تكليف خويش را از دوش ما برداشته است.
۱.نهج البلاغة: الحكمة 404.