فیلترها
نتایج جستجو برای «خداوند روزی بخش است»: ۶ حدیث
فیلترها
فیلترها
کتاب
موضوع
معصوم
طول حدیث
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:النّاسُ عَلى خَمسِ مَراتِبَ: مِنهُم مَن يَرى أنَّ الرِّزقَ مِنَ الكَسبِ لا مِنَ اللّهِ فَهُوَ كافِرٌ؛ ومِنهُم مَن يَرى أنَّ الرِّزقَ مِنَ اللّهِ ومِنَ الكَسبِ فَهُوَ مُشرِكٌ؛ ومِنهُم مَن يَرى أنَّ الرِّزقَ مِنَ اللّهِ وأنَّ الكَسبَ سَبَبٌ، فَلا يَدري يُعطيهِ أم لا، فَهُوَ مُنافِقٌ شاكٌّ؛ ومِنهُم مَن يَرى أنَّ الرِّزقَ مِنَ اللّهِ وأنَّ الكَسبَ سَبَبٌ، فَلا يُؤَدّي حَقَّهُ ويَعصِي اللّهَ مِن أجلِ الكَسبِ، فَهُوَ فاسِقٌ؛ ومِنهُم مَن يَرى أنَّ الرِّزقَ مِنَ اللّهِ ويَرَى الكَسبَ سَبَبا، ويُؤَدّي حَقَّهُ ولا يَعصِي اللّهَ لِأَجلِ الكَسبِ، فَهُوَ مُؤمِنٌ مُخَلِّصٌ طُعمَهُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:مردم در پنج مرتبه جاى دارند: يكى آن است كه مى پندارد روزى از كسب فراهم مى آيد نه از جانب خدا، كه او كافر است؛ ديگرى آن كه گمان دارد روزى، هم از كسب است و هم از جانب خدا، كه وى مشرك است؛ و ديگر آن كه مى داند روزى از جانب خداست و كسبْ وسيله است، امّا نمى داند كه خداوند روزى اش را عطا مى كند يا نه، و او منافقى شك پيشه است؛ و ديگرى آن كه مى داند روزى از جانب خداست و كسبْ وسيله است، امّا حقّ اين اعتقاد را به جاى نمى آورد و براى كسب، خداى را نافرمانى مى كند، و او فاسق است؛ و ديگر آن كس است كه مى داند روزى از جانب خداوند است و كسبْ وسيله است و حقّ اين اعتقاد را نيز به جاى مى آورد و براى كسب، خداى را نافرمانى نمى كند، و او مؤمنى است كه راه هاى كسب درآمدش را پاك ساخته
۱.الاثنا عشريّة: ص 206.
سنن ابن ماجة عن حبّة وسواء ابني خالد:دَخَلنا عَلَى النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله وهُوَ يُعالِجُ شَيئا فَأَعَنّاهُ عَلَيهِ، فَقالَ: لا تَيأَسا مِنَ الرِّزقِ ما تَهَزَّزَت رُؤوسُكُما، فَإِنَّ الإِنسانَ تَلِدُهُ اُمُّهُ أحمَرَ لَيسَ عَلَيهِ قِشرٌ ثُمَّ يَرزُقُهُ اللّهُ عز و جل. ۱
سنن ابن ماجةـ به نقل از حبّه و سواء، پسران خالد ـ: نزد پيامبر صلى الله عليه و آله درآمديم كه مشغول كارى بود. وى را در انجام دادن آن كار، يارى داديم. فرمود: «مادام كه سرهاى شما در اهتزاز است (تا آن گاه كه زنده ايد)، از روزى نااميد نشويد، كه آدمى آن گاه كه مادرش او را مى زايد، سرخ است و بر وى پوستى نيست، آن گاه خداوند، روزى اش مى دهد».
۱.سنن ابن ماجة: ج 2 ص 1394 ح 4165.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:النّاسُ عَلى خَمسِ مَراتِبَ: مِنهُم مَن يَرى أنَّ الرِّزقَ مِنَ الكَسبِ لا مِنَ اللّهِ فَهُوَ كافِرٌ؛ ومِنهُم مَن يَرى أنَّ الرِّزقَ مِنَ اللّهِ ومِنَ الكَسبِ فَهُوَ مُشرِكٌ؛ ومِنهُم مَن يَرى أنَّ الرِّزقَ مِنَ اللّهِ وأنَّ الكَسبَ سَبَبٌ، فَلا يَدري يُعطيهِ أم لا، فَهُوَ مُنافِقٌ شاكٌّ؛ ومِنهُم مَن يَرى أنَّ الرِّزقَ مِنَ اللّهِ وأنَّ الكَسبَ سَبَبٌ، فَلا يُؤَدّي حَقَّهُ ويَعصِي اللّهَ مِن أجلِ الكَسبِ، فَهُوَ فاسِقٌ؛ ومِنهُم مَن يَرى أنَّ الرِّزقَ مِنَ اللّهِ ويَرَى الكَسبَ سَبَبا، ويُؤَدّي حَقَّهُ ولا يَعصِي اللّهَ لِأَجلِ الكَسبِ، فَهُوَ مُؤمِنٌ مُخَلِّصٌ طُعمَهُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:مردم در پنج مرتبه جاى دارند: يكى آن است كه مى پندارد روزى از كسب فراهم مى آيد نه از جانب خدا، كه او كافر است؛ ديگرى آن كه گمان دارد روزى، هم از كسب است و هم از جانب خدا، كه وى مشرك است؛ و ديگر آن كه مى داند روزى از جانب خداست و كسبْ وسيله است، امّا نمى داند كه خداوند روزى اش را عطا مى كند يا نه، و او منافقى شك پيشه است؛ و ديگرى آن كه مى داند روزى از جانب خداست و كسبْ وسيله است، امّا حقّ اين اعتقاد را به جاى نمى آورد و براى كسب، خداى را نافرمانى مى كند، و او فاسق است؛ و ديگر آن كس است كه مى داند روزى از جانب خداوند است و كسبْ وسيله است و حقّ اين اعتقاد را نيز به جاى مى آورد و براى كسب، خداى را نافرمانى نمى كند، و او مؤمنى است كه راه هاى كسب درآمدش را پاك ساخته
۱.. الاثنا عشريّة: ص 206.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هيچ كس نيست جز آن كه او را درى است در آسمان كه روزى وى از آن نازل مى شود و عملش از آن، فراز مى رود. پس هر گاه خداوند اراده فرمايد كه وى را روزى دهد، آن در را مى گشايد و روزى اش را فرو مى فرستد؛ و چون آن در فرو بسته شود، هيچ كس نمى تواند آن را بگشايد، مگر آن گاه كه خدا بخواهد و بگشايد. ۳
۱.. كذا في المصدر، ولعلّ كلمة «منه» سقطت بعد «السماء».
۲.. الفردوس: ج 4 ص 32 ح 6100 عن عمر.
۳.. در اين روايت، تعابير كنايى و رمزى به كار رفته است و هدف از آن، بيان نكات معقول در چارچوب امور محسوس است. مسلّم است كه همه كارها و شئون اين جهان، از جمله روزى انسان، به مشيّت خداوند صورت مى پذيرد؛ امّا بايد دانست كه مشيّت خدا چنان است كه وسيله ها و راه كارهاى ظاهرى، در روزى انسان، مؤثّر باشند. از آن جا كه خواست هاى فطرى و استعدادهاى نهفته در وجود هر كس به تبعِ سنّت هاى خداوند در جهان طبيعت متفاوت است، بعيد نيست كه مراد از تعبير «درِ روزى» كه در اين روايت آمده، گوناگونىِ راه هاى ظاهرى روزى يافتن افراد باشد.
سنن ابن ماجة عن حبّة وسواء ابني خالد:دَخَلنا عَلَى النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله وهُوَ يُعالِجُ شَيئا فَأَعَنّاهُ عَلَيهِ، فَقالَ: لا تَيأَسا مِنَ الرِّزقِ ما تَهَزَّزَت رُؤوسُكُما، فَإِنَّ الإِنسانَ تَلِدُهُ اُمُّهُ أحمَرَ لَيسَ عَلَيهِ قِشرٌ ثُمَّ يَرزُقُهُ اللّهُ عز و جل. ۱
سنن ابن ماجةـ به نقل از حبّه و سواء، پسران خالد ـ: نزد پيامبر صلى الله عليه و آله درآمديم كه مشغول كارى بود. وى را در انجام دادن آن كار، يارى داديم. فرمود: «مادام كه سرهاى شما در اهتزاز است (تا آن گاه كه زنده ايد)، از روزى نااميد نشويد، كه آدمى آن گاه كه مادرش او را مى زايد، سرخ است و بر وى پوستى نيست، آن گاه خداوند، روزى اش مى دهد».
۱.. سنن ابن ماجة: ج 2 ص 1394 ح 4165.
نوادر الاُصول عن زيد بن أسلم:إنَّ الأَشعَرِيّينَ أبا موسى وأبا مالِكٍ وأبا عامِرٍ في نَفَرٍ مِنهُم، لَمّا هاجَروا قَدِموا عَلى رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله في فُلكٍ وقَد أرمَلوا مِنَ الزّادِ، فَأَرسَلوا رَجُلاً مِنهُم إلى رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله يَسأَلُهُ، فَلَمَّا انتَهى إلى بابِ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله سَمِعَهُ يَقرَأُ هذِهِ الآيَةَ: «وَمَا مِن دَآبَّةٍ فِى الْأَرْضِ إِلَا عَلَى اللَّهِ رِزْقُهَا وَيَعْلَمُ مُسْتَقَرَّهَا وَمُسْتَوْدَعَهَا كُلٌّ فِى كِتَـبٍ مُّبِينٍ» فَقالَ الرَّجُلُ: مَا الأَشعَرِيّونَ بِأَهَونِ الدَّوابِّ عَلَى اللّهِ! فَرَجَعَ ولَم يَدخُل عَلى رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله، فَقالَ لِأَصحابِهِ: أبشِروا! أتاكُمُ الغَوثُ، ولا يَظُنّونَ إلّا
نوادر الاُصولـ به نقل از زيد بن اسلم ـ: شمارى از اشعرى ها، از جمله ابوموسى و ابو مالك و ابو عامر، چون هجرت گُزيدند، با كشتى روى به سوى پيامبر خدا نهادند. چون توشه شان تمام شد، كسى از خود نزد پيامبر صلى الله عليه و آله روانه كردند تا از وى يارى بخواهد.
آن گاه كه او به آستانه خانه پيامبر صلى الله عليه و آله رسيد، شنيد كه ايشان اين آيه را مى خواند: « «و هيچ جنبنده اى در زمين نيست، مگر [اين كه]روزىِ او بر عهده خداست، و [او] قرارگاه آن و جايگاه به فرجام رسيدن آن را مى داند. همه [ى اينها] در كتابى روشن [ثبت]است» ». آن مرد گفت: نزد خداوند، اشعرى ها فرومايه ترين جنبندگان نيستند! پس باز گشت، بى آن كه نزد پيامبر خدا برود. سپس به يارانش گفت: شما را مژده باد كه يارى تان رسيد!
ايشان جز اين گمان
۱.. نوادر الاُصول: ج 2 ص 8.