فیلترها
نتایج جستجو برای «خداوند آن را برای دوستانش نپسندید و آن را از دشمنانش دریغ نکرد»: ۲۲ حدیث
فیلترها
فیلترها
کتاب
موضوع
معصوم
طول حدیث
الإمام الصادق عليه السلام ـ في قَولِهِ تَعالى: «وَ لَوْلاَ أَن يَكُونَ النَّاسُ أُمَّةً وَ حِدَةً لَّجَعَلْنَا لِمَن يَكْفُرُ بِالرَّحْمَـنِ لِبُيُوتِهِمْ سُقُفًا مِّن فِضَّةٍ وَ مَعَارِجَ عَلَيْهَا يَظْهَرُونَ» ـ: لَو فَعَلَ لَكَفَرَ النّاسُ جَميعا. ۱
امام صادق عليه السلام ـ درباره اين سخن خداى متعال: «و اگر نبود بيم آن كه [همه [مردم امّتى واحد گردند، قطعاً براى خانه هاى كسانى كه به [خداى] رحمانْ كفر مى ورزند، سقف ها و نردبان هايى از نقره ـ كه بر آنها بالا روند ـ قرار مى داديم» ـ: [يعنى [اگر خداوند اين كار را بكند، همه مردم، كافر مى شوند.
۱.الزهد للحسين بن سعيد: ص 47 ح 127 عن إسحاق بن غالب، مشكاة الأنوار: ص 510 ح 1716، بحار الأنوار: ج 73 ص 125 ح 118.
عنه عليه السلام ـ أيضا ـ:لَو فَعَلَ اللّهُ ذلِكَ لَما آمَنَ أحَدٌ، ولكِنَّهُ جَعَلَ فِي المُؤمِنينَ أغنِياءَ
وفِي الكافِرينَ فُقَراءَ، وجَعَلَ فِي الكافِرينَ أغنِياءَ وفِي المُؤمِنينَ فُقَراءَ، ثُمَّ امتَحَنَهُم بِالأَمرِ وَالنَّهيِ وَالصَّبرِ وَالرِّضا. ۱
امام صادق عليه السلام ـ درباره همين آيه ـ:اگر خداوند اين كار را مى كرد، ديگر هيچ
كس ايمان نمى آورد؛ ليكن در ميان مؤمنان، توانگر و تهى دست قرار داد و در ميان كافران نيز توانگر و تهى دست. سپس از طريق امر و نهى و صبر و رضايت، آنان را آزمود.
۱.تفسير القمّي: ج 2 ص 284، تفسير نور الثقلين: ج 4 ص 599 ح 31.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:يَقولُ اللّهُ: لَولا عَبدِيَ المُؤمِنُ لَعَصَّبتُ رَأسَ الكافِرِ بِعِصابَةٍ مِن جَوهَرٍ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند مى فرمايد: «اگر [به خاطر] بنده مؤمنم نبود، بر سر كافر، دستارى از گوهر [باارزش] مى بستم».
۱.التمحيص: ص 47 ح 73 عن الإمام الصادق عليه السلام، بحار الأنوار: ج 72 ص 51 ح 69.
امام صادق عليه السلام:خداوند فرمود: «اگر بنده مؤمنم دل آزرده نمى شد، بر سر كافر، دستمالى آهنين مى بستم تا هرگز سردرد نگيرد».
عنه عليه السلام:قالَ اللّهُ تَعالى: لَولا أن يَجِدَ عَبدِيَ المُؤمِنُ في نَفسِهِ، لَعَصَّبتُ المُنافِقَ عِصابَةً لا يَجِدُ ألَما حَتّى يَموتَ. ۱
امام صادق عليه السلام:خداوند متعال فرمود: «اگر بنده مؤمنم آزرده خاطر نمى شد، هر آينه بر سر منافق، دستارى مى بستم كه تا زنده است، دردى نگيرد».
۱.التمحيص: ص 48 ح 74 عن أبي بصير، بحار الأنوار: ج 67 ص 242 ح 76.
عنه عليه السلام:إنَّهُ ـ تَبارَكَ وتَعالى ـ لَم يُبالِ بِنَعيمِ الدُّنيا لِعَدُوِّهِ ساعَةً قَطُّ. ولَولا ذلِكَ لَما جاءَ فِي الحَديثِ: لَولا أن يَحزَنَ المُؤمِنُ لَجَعَلتُ لِلكافِرِ عِصابَةً مِن حَديدٍ لا يُصَدَّعُ رَأسُهُ أبَدا. ۱
امام صادق عليه السلام:خداوند ـ تبارك و تعالى ـ به برخوردارى دشمنش از دنيا هرگز لحظه اى اهمّيت نداده است. اگر چنين نبود، در حديث نمى آمد كه: «اگر بيم آن نبود كه مؤمنْ اندوهگين شود، هر آينه براى كافر، دستارى آهنين قرار مى دادم كه هرگز سردرد نگيرد».
۱.الإقبال: ج 3 ص 84 عن عطيّة بن نجيح وإسحاق بن عمّار الصيرفي، بحار الأنوار: ج 82 ص 147 ح 32.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:الدُّنيا. تَقولُ يَومَ القِيامَةِ: يا رَبِّ، اجعَلني لاِءَدنى أولِيائِكَ نَصيبا اليَومَ، فَيَقولُ: اُسكُتي يا لا شَيءَ، إنّي لَم أرضَكِ لَهُم فِي الدُّنيا، أرضاكِ لَهُمُ اليَومَ؟! ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:دنيا. در روز قيامت مى گويد: اى پروردگار من! امروز از من براى دون پايه ترين دوستانت نصيبى قرار ده.
خداوند مى فرمايد: «خاموش، اى ناچيز! من در دنيا تو را براى آنان نپسنديدم. امروز، تو را برايشان بپسندم؟!».
۱.تنبيه الخواطر: ج 1 ص 131؛ إحياء علوم الدين: ج 3 ص 301.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند مى فرمايد: «به عزّت و جلالم و به عظمت و بلنداى مقامم بر فراز عرشم سوگند، بنده مؤمنِ خود را از دنيا و مشغوليات آن و نزديك شدن به آن دور مى كنم، چنان كه شبان دلسوز، اشترانش را از
آغل هاى خطرناك و جايگاه هاى مرگبار، دور مى گرداند».
عنه صلى الله عليه و آله:إنَّ مِن اُمَّتي مَن لَو أتى بابَ أحَدِكُم فَسَأَلَهُ دينارا لَم يُعطِهِ إيّاهُ، ولَو سَأَلَهُ دِرهَما لَم يُعطِهِ إيّاهُ، ولَو سَأَلَهُ فَلسا لَم يُعطِهِ إيّاهُ، ولَو سَأَلَ اللّهَ الجَنَّةَ لاَءَعطاها إيّاهُ، ولَو سَأَلَهُ الدُّنيا لَم يُعطِها إيّاهُ، وما يَمنَعُها إيّاهُ لِهَوانِهِ عَلَيهِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:در ميان امّت من، كسانى هستند كه اگر فردى از آنها به در خانه يكى از شما بيايد و از وى دينارى بخواهد، به او نمى دهد، اگر درهمى بخواهد، به او نمى دهد، اگر يك فلس (سكه مسى) بخواهد، به او نمى دهد، و همو، اگر از خداوند بهشت را بخواهد، آن را به او مى دهد، هرچند، اگر دنيا را از خدا بخواهد، آن را به او نمى دهد، و اين ندادن دنيا به او، نه از آن روست كه وى در نزد خداوند، بى ارزش باشد.
۱.الزهد لابن حنبل: ص 18 عن سالم بن أبي الجعد، إحياء علوم الدين: ج 3 ص 406، كنز العمّال: ج 3 ص 155 ح 5942 نقلاً عن هنّاد عن سالم بن أبي الجعد؛ الأمالي للشجري: ج 2 ص 205 عن ثوبان، تنبيه الخواطر: ج 1 ص 182.
عنه صلى الله عليه و آله:إنَّ اللّهَ لَيَحمي عَبدَهُ المُؤمِنَ مِنَ الدُّنيا وهُوَ يُحِبُّهُ، كَما تَحمونَ مَريضَكُم مِنَ الطَّعامِ وَالشَّرابِ تَخافونَهُ عَلَيهِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند بنده مؤمنش را از دنيا پرهيز مى دهد؛ چون دوستش دارد، همچنان كه شما بيمارتان را از خوردن و آشاميدن پرهيز مى دهيد؛ چون از آن بر او مى ترسيد.
۱.مسند ابن حنبل: ج 9 ص 158 ح 23683، الزهد لابن حنبل: ص 17 كلاهما عن محمود بن لبيد، المستدرك على الصحيحين: ج 4 ص 231 ح 7465 عن أبي سعيد الخدري، تاريخ دمشق، ج12 ص288 عن حذيفة بن اليمان نحوه، إحياء علوم الدين: ج 4 ص 186 وليس فيه ذيله، كنز العمّال: ج 3 ص 190 ح 6104 وص 331 ح 6801.
عنه صلى الله عليه و آله:إذا أحَبَّ اللّهُ عَبدا حَماهُ الدُّنيا، كَما يَظَلُّ أحَدُكُم يَحمي سَقيمَهُ الماءَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند، هر گاه بنده اى را دوست بدارد، او را از دنيا پرهيز مى دهد، چنان كه هر يك از شما همواره بيمارش را از آب، پرهيز مى دهد.
۱.سنن الترمذي: ج 4 ص 381 ح 2036، المستدرك على الصحيحين: ج 4 ص 230 ح 7464، المعجم الكبير: ج 19 ص 12 ح 17، موارد الظمآن: ص 613 ح 2474، التاريخ الكبير: ج 7 ص 185 ح 823 كلّها عن قتادة بن النعمان، كنز العمّال: ج 3 ص 183 ح 6068؛ تنبيه الخواطر: ج 2 ص 32 وفيه «كما يحمي أحدكم مريضه من الماء» بدل «كما يظلّ».
عنه صلى الله عليه و آله:إنَّ مِن هَوانِ الدُّنيا عَلَى اللّهِ أنَّ يَحيَى بنَ زَكَرِيّا عليه السلام قَتَلَتهُ امرَأَةٌ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:از خوارى دنيا در نزد خدا، يكى اين است كه يحيى بن زكريّا عليه السلام را يك زن [منحرف،] به قتل رساند.
۱.شُعب الإيمان: ج7 ص328 ح10474 عن اُبيّ بن كعب، الدرّ المنثور: ج 5 ص 489، كنز العمّال: ج 3 ص 195 ح 6133.
عنه صلى الله عليه و آله:يُجاءُ بِالدُّنيا مُصَوَّرَةً يَومَ القِيامَةِ، فَتَقولُ: يا رَبِّ، اجعَلني لِرَجُلٍ مِن أدنى أهِل الجَنَّةِ مَنزِلَةً، فَيَقولُ اللّهُ: أنتِ أنتَنُ مِن ذلِكَ، بَل أنتِ وأهلُكِ فِي النّارِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:روز قيامت، دنيا را در حالى كه مجسّم شده است، مى آورند و مى گويد: اى پروردگار من! مرا براى يكى از دون پايه ترين اهل بهشت، منزلتى قرار بده.
خداوند مى فرمايد: «تو متعفّن تر از آنى. نه! تو و اهل تو، در آتش اند».
۱.حلية الأولياء: ج 10 ص 73 عن أنس، كنز العمّال: ج 3 ص 237 ح 6330.
الإمام عليّ عليه السلام:إذا كانَ يَومُ القِيامَةِ أتَتِ الدُّنيا بِأَحسَنِ زينَتِها، ثُمَّ قالَت: يا رَبِّ، هَبني لِبَعضِ أولِيائِكَ. فَيَقولُ اللّهُ تَعالى: اِذهَبي فَأَنتِ لا شَيءَ، أنتِ أهوَنُ عَلَيَّ أن أهَبَكِ لِبَعضِ أولِيائي، فَتُطوى كَما يُطوَى الثَّوبُ الخَلِقُ، فَتُلقى فِي النّارِ. ۱
امام على عليه السلام:چون روز قيامت شود، دنيا با زيباترين زيور خود مى آيد و مى گويد: پروردگارا! مرا به يكى از دوستانت ببخش.
خداوند متعال مى فرمايد: «برو، كه تو هيچى. تو در نزد من، بى ارزش تر از آنى كه به يكى از دوستانم ببخشمت». پس مانند پارچه اى كهنه مچاله و در آتش افكنده مى شود.
۱.حلية الأولياء: ج 1 ص 72 عن زيد بن أسلم عن الإمام زين العابدين عليه السلام، كنز العمّال: ج 3 ص 718 ح 8561.
امام على عليه السلام:اگر دنيا در نزد خداوندْ پسنديده بود، آن را به دوستانش اختصاص مى داد؛ امّا او دل هاى آنان را از دنيا بگردانيد و مطامع دنيوى را از آنان پاك ساخت.
عنه عليه السلام:مِمّا يَدُلُّكَ عَلى دَناءَةِ الدُّنيا، أنَّ اللّهَ ـ جَلَّ ثَناؤُهُ ـ زَواها عَن أولِيائِهِ وأحِبّائِهِ نَظَرا وَاختِيارا، وبَسَطَها لاِءَعدائِهِ فِتنَةً وَاختِبارا. ۱
امام على عليه السلام:از جمله چيزهايى كه تو را به پستى دنيا رهنمون مى شود، اين است كه خداوند از سر لطف و خيرخواهى، دنيا را از نزديكان و دوستانش دور ساخت، و از بهر آزمايش و امتحان، آن را براى دشمنانش گسترانيد.
۱.بحار الأنوار: ج 73 ص 110 ح 109، عيون الحكم والمواعظ: ص 368 ح 6205 نحوه وفي صدره «في ذكر رسول اللّه صلى الله عليه و آله: قد حقّر الدنيا وأهون بها وهوّنها وعلم أنّ اللّه سبحانه زواها.».
امام على عليه السلام ـ در نكوهش دنيا ـ:سرايى است كه نزد خداوندش بى ارزش است. از اين رو، حلال آن را با حرامش، و نيكش را با بدش، و زندگى اش را با مرگش، و شيرينى اش را با تلخى اش آميخت. خداوند متعال، آن را براى دوستانش ناب نگردانيد، و از دشمنانش دريغ نورزيد.
الإمام زين العابدين عليه السلام:مِن هَوانِ الدُّنيا عَلَى اللّهِ تَعالى أنَّ يَحيَى بنَ زَكَرِيّا عليه السلام اُهدِيَ رَأسُهُ [إلى] ۱ بَغِيٍّ في طَستٍ مِن ذَهَبٍ، فيهِ تَسلِيَةٌ لِحُرٍّ فاضِلٍ يَرَى النّاقِصَ الدَّنِيَّ يَظفُرُ مِنَ الدُّنيا بِالحَظِّ السَّنِيِّ، كَما أصابَت تِلكَ الفاجِرَةُ تِلكَ الهَدِيَّةَ العَظيمَةَ. ۲
امام زين العابدين عليه السلام:از نشانه هاى بى ارزشى دنيا در نزد خداوند متعال، اين است كه سر يحيى بن زكريّا عليه السلام در تشتى از طلا به يك روسپى پيشكش شد، و اين خود، مايه تسلّى خاطر هر آزاده بافضيلتى است كه مى بيند يك فرد بى كمال پست، از دنيا به بهره وافر مى رسد، چنان كه آن روسپى به آن پيشكش گران سنگ دست يافت.
عنه عليه السلام:خَرَجنا مَعَ الحُسَينِ عليه السلام فَما نَزَلَ مَنزِلاً ولاَ ارتَحَلَ مِنهُ إلاّ ذَكَرَ يَحيَى بنَ زَكَرِيّا عليه السلام وقَتلَهُ، وقالَ يَوما: ومِن هَوانِ الدُّنيا عَلَى اللّهِ أنَّ رَأسَ يَحيَى بنَ زَكَرِيّا عليه السلام اُهدِيَ إلى بَغِيٍّ مِن بَغايا بَني إسرائيل. ۱
امام زين العابدين عليه السلام:با حسين عليه السلام به راه افتاديم. ايشان در هيچ منزلى فرود نمى آمد و از آن نمى كوچيد، مگر آن كه از يحيى بن زكريّا عليه السلام و كشته شدن او ياد مى كرد. روزى فرمود: «از بى ارزشى دنيا در نزد خداست كه سر يحيى بن زكريّا عليه السلام به فاحشه اى از فاحشه هاى بنى اسرائيل پيشكش شد».
۱.الإرشاد للمفيد: ج 2 ص 132 عن عليّ بن يزيد، كشف الغمّة: ج 2 ص 221، إعلام الورى: ج 1 ص 429 كلاهما عن عليّ بن زيد، المناقب لابن شهرآشوب: ج 4 ص 85، عوالي اللآلي: ج 4 ص 81 ح 83 نحوه من دون إسنادٍ إلى المعصوم، بحار الأنوار: ج 45 ص 298 ح 10.
امام صادق عليه السلام:خداوند، بنده مؤمنش را با بلا (گرفتارى) مى نوازد، همچنان كه مسافر با تحفه ها خانواده اش را مى نوازد، و او را از دنيا پرهيز مى دهد، همچنان كه پزشك، بيمار را پرهيز مى دهد.
۱.أطرف الرجل: أعطاه ما لم يعطه أحدا قبله، وأطرفت فلانا شيئا، أي: أعطيته شيئا لم يملك مثله فأعجبه (لسان العرب: ج8 ص 145 «طرف»).
۲.الكافي: ج 2 ص 259 ح 28 عن الحلبي، تحف العقول: ص 300، المؤمن: ص 21 ح 21 عن حمران وفيه «يحميه» بدل «ليحميه الدنيا»، مسكّن الفؤاد: ص 115 عن حمدان، مشكاة الأنوار: ص 503 ح 1683 وليس فيه «بالبلاء»، التمحيص: ص 50 ح 91 عن أبي جميلة وكلّها عن الإمام الباقر عليه السلام، بحار الأنوار: ج 67 ص 213 ح 19.
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۲۲