فیلترها
نتایج جستجو برای «حکومت بر مردم»: ۲۹ حدیث
فیلترها
فیلترها
کتاب
موضوع
معصوم
طول حدیث
عنه عليه السلام:ما يكونُ هذا الأمرُ حتّى لا يبقى صِنفٌ مِن النّاسِ إلّا وقد وُلّوا عَلَى النّاسِ، حتّى لا يَقولَ قائلٌ: إنّا لو وُلِّينا لَعَدَلْنا! ثُمّ يَقومُ القائمُ بالحقِّ والعَدلِ. ۱
امام صادق عليه السلام:اين كار (قيام قائم عليه السلام) رخ نخواهد داد تا آن كه هر گروه و دسته اى حكومت بر مردم را به دست گيرد تا كسى نگويد: اگر حاكم مى شديم عدالت را مى گسترانديم. بعد از اين، قائم حق و عدل گستر قيام مى كند.
۱.الغيبة للنعماني: 274 / 53.
كمال الدين عن جابرٍ الجُعفيِّ:سمعتُ جابرَ بنَ عبدِ اللّهِ الأنصاريّ يقول: لَمّا أنزَلَ اللّهُ عَزَّوجلَّ على نَبيِّهِ محمّدٍ صلى الله عليه و آله: «أطِيعُوا اللّهَ وأطِيعُوا الرَّسُولَ واُولي الأمْرِ مِنْكُم» قلتُ: يا رسولَ اللّهِ، عَرَفْنا اللّهَ ورَسولَهُ، فمَن اُولو الأمرِ الّذينَ قَرَنَ اللّهُ طاعَتَهُم بطاعَتِكَ؟
فقالَ عليه السلام: هُم خُلَفائي ياجابِرُ، وأئمَّةُ المُسلِمينَ مِن بَعدي، أوَّلُهُم عليُّ بنُ أبي طالِبٍ، ثُمَّ الحَسَنُ، و الحُسَينُ، ثمّ عليّ بن الحسين، ثمّ محمّد بن عليّ المعروف في التوراة بالباقر. ثمّ الصّادق جعفر بن محمّد، ثمّ عليّ بن موسى، ثمّ موسى بن جعفر، ثمّ محمّد بن علي، ثمّ عليّ بن محمّد، ثمّ الحسن بن عليّ، ثمّ سمييّ وكنيي حجّة اللّه في أرضه وبقيّته في عباده ابن
كمال الدينـ به نقل از جابر جعفى ـ: شنيدم جابر بن عبداللّه انصارى مى گفت: چون خداوند عز و جلآيه «خدا را اطاعت كنيد و از پيامبر و اولياى امر خود نيز فرمان بريد» را بر پيامبر خود محمّد صلى الله عليه و آله نازل كرد، عرض كردم: اى رسول خدا! خدا و رسول او براى ما معلوم است، اما اولياى امر كه خداوند اطاعت از آنان را به اطاعت خود بسته است، چه كسانى هستند؟
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: اى جابر! آنان همان جانشينان من و پيشوايان مسلمانان بعد از من هستند.اولين آنها على بن ابى طالب است، سپس حسن، بعد حسين، بعد على بن الحسين، بعد محمّد بن على كه در تورات به باقر معروف است. بعد جعفر بن محمّد صادق، بعد موسى بن جعفر، بعد على بن موسى، بعد محمّد بن على، بعد على بن محمّد، بعد حسن بن على، بعد هم اسم و هم
۱.كمال الدين: 253/3.
رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله:قالَ اللّهُ عَزَّوجلَّ: إذا عَصاني مِن خَلقي مَن يَعرِفُني سَلَّطتُ علَيهِ مِن خَلقي مَن لا يَعرِفُني. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند عز و جل فرمود: هرگاه از خلق من كسى كه مرا مى شناسد نافرمانيم كند، از ميان خلق خود كسى را كه مرا نمى شناسد بر او مسلّط گردانم.
۱.كتاب من لا يحضره الفقيه: 4/404/5871.
عنه صلى الله عليه و آله:كَما تَكُونوا يُوَلّى علَيكُم. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر گونه شما باشيد، همان گونه بر شما حكومت مى شود.
۱.كنز العمّال: 14972.
الإمامُ عليٌّ عليه السلامـ وهُو يُوَبِّخُ أصحابَهُ ـ: أما والّذي نَفسي بِيَدِهِ لَيَظهَرَنَّ هؤلاءِ القَومُ علَيكُم، لَيس لأنّهُم أولى بِالحَقِّ مِنكُم، ولكنْ لإسراعِهِم إلى باطِلِ صاحِبِهِم (باطِلِهِم)، وإبطائكُم عَن حَقِّي. ۱
امام على عليه السلامـ در توبيخ اصحاب خود ـفرمود: هان! سوگند به آنكه جانم در دست اوست، اين جماعت بى گمان بر شما چيره خواهند شد، نه به خاطر اينكه آنان از شما برحقّ ترند، بلكه بدان سبب كه آنان در حمايت از باطل امير خود مى شتابند و شما در حمايت از حق من كندى مى كنيد.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 97.
الإمامُ الصّادقُ عليه السلام:مَن تَوَلّى أمرا مِن اُمورِ النّاسِ فعَدَلَ وفَتَحَ بابَهُ ورَفَعَ شَرَّهُ ونَظَرَ في اُمورِ النّاسِ، كانَ حَقّا علَى اللّهِ عَزَّوجلَّ أن يُؤمِنَ رَوعَتَهُ يَومَ القِيامَةِ ويُدخِلَهُ الجَنَّةَ. ۱
امام صادق عليه السلام:هر كس زمام امرى از امور مردم را به دست گيرد و عدالت پيشه كند و درِ خانه خود را به روى مردم بگشايد و شرّ نرساند و به امور مردم رسيدگى كند، بر خداوند عز و جل است كه در روز قيامت او را از ترس و هراس ايمن گرداند و به بهشتش بَرَد.
۱.بحار الأنوار: 75/340/18.
رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله:مَن وَلِيَ مِن أمرِ المُسلِمينَ شيئا فغَشَّهُم فهُو في النّارِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر كه زمام كارى از كارهاى مسلمانان را به دست گيرد و به آنان خيانت ورزد، او در آتش است.
۱.الترغيب والترهيب: 3/176/40.
الإمامُ عليٌّ عليه السلام:سَبُعٌ أكُولٌ حَطُومٌ خَيرٌ مِن والٍ ظَلُومٍ غَشُومٍ. ۱
امام على عليه السلام:جانور درنده پرخور بى رحم، بهتراز حكمران ستمگر دژخيم است.
۱.غرر الحكم: 5626
عنه عليه السلام:شَرُّ الوُلاةِ مَن يَخافُهُ البَريءُ. ۱
امام على عليه السلام:بدترين حكمرانان، كسى است كه بيگناه از او بترسد.
۱.غرر الحكم: 5687
عنه عليه السلام:مَن جارَت وِلايَتُهُ زالَت دَولَتُهُ. ۱
امام على عليه السلام:هر كه حكومتش ستمكارانه باشد، دولتش به سر آيد.
۱.غرر الحكم: 8365.
الإمامُ عليٌّ عليه السلامـ مِن كِتابِهِ للأشتَرِ لَمّا وَلّاهُ مِصرَ ـ: إنّما يُستَدَلُّ علَى الصّالِحينَ بِما يُجري اللّهُ لَهُم على ألسُنِ عِبادِهِ، فلْيَكُن أحَبَّ الذَّخائرِ إلَيكَ ذَخيرَةُ العَمَلِ الصّالِحِ، فاملِكْ هَواكَ، وشُحَّ بِنَفسِكَ عَمّا لا يَحِلُّ لَكَ؛ فإنَّ الشُّحَّ بِالنَّفسِ الإنصافُ مِنها فيما أحَبَّت أو كَرِهَت. ۱
امام على عليه السلامـ در فرمان استاندارى مصر بهمالك اشتر ـنوشت: در حقيقت، مردمان نيكوكار و شايسته از طريق سخنانى شناخته مى شوند كه خداوند درباره آنان بر زبان بندگان خويش جارى مى سازد. بنابراين، بايد دوست داشتنى ترين اندوخته ها نزد تو، كردار نيك و شايسته باشد. پس، بر هوس خويش مسلّط باش و آنچه را كه برايت حلال نيست از نفْست دريغ دار؛ زيرا دريغ داشتن از نفْس، وادار كردن او به پيمودن راه انصاف است در آنچه خوش دارد يا خوش ندارد.
۱.نهج البلاغة: الكتاب 53.
عنه عليه السلامـ أيضا ـ: أنصِفِ اللّهَ وأنصِفِ النّاسَ مِن نَفِسكَ، ومِن خاصَّةِ أهلِكَ، ومَن لَكَ فيهِ هَوىً مِن رَعِيَّتِكَ؛ فإنَّكَ إلّا تَفعَلْ تَظلِمْ. ۱
امام على عليه السلامـ در همان فرمان ـنوشت: داد خدا و مردم را از خودت و كسان نزديكت و از رعايايى كه مورد علاقه تو هستند بگير؛ زيرا اگر چنين نكنى ستم كرده اى.
۱.نهج البلاغة: الكتاب 53.
عنه عليه السلامـ أيضا ـ: وإيّاكَ والإعْجابَ بِنَفسِكَ، والثِّقَةَ بما يُعجِبُكَ مِنها، وحُبَّ الإطراءِ؛ فإنّ ذلكَ مِن أوثَقِ فُرَصِ الشَّيطانِ في نَفسِهِ لِيَمحَقَ مايَكونُ مِن إحسانِ المُحسِنينَ. ۱
امام على عليه السلامـ در همان فرمان ـنوشت: زنهاراز خود پسندى و تكيه كردن به آنچه خودپسندى مى آورد و زنهار از اينكه شيفته ستايش مردم از خود باشى؛ زيرا اين خصيصه از مطمئن ترين فرصت هاى شيطان است، تا نيكى نيكوكاران را بر باد دهد.
۱.نهج البلاغة: الكتاب 53.
الإمامُ الصّادق عليه السلام:قالَ أميرُ المؤمنينَ عليه السلام لِعُمرَ بنِ الخَطّابِ: ثَلاثٌ إن حَفِظتَهُنَّ وعَمِلتَ بِهِنَّ كَفَتكَ ماسِواهُنَّ، وإن تَرَكتَهُنَّ لَم يَنفَعْكَ شيءٌ سِواهُنَّ. قالَ: وما هُنَّ يا أباالحَسَنِ؟ قالَ: إقامَةُ الحُدودِ علَى القَريبِ والبَعيدِ، والحُكمُ بكِتابِ اللّهِ في الرِّضا والسُّخطِ، والقَسْمُ بِالعَدلِ بَينَ الأحمَرِ والأسوَدِ. فقالَ لَهُ عُمَر: لَعَمري لَقَد أوجَزتَ وأبلَغتَ. ۱
امام صادق عليه السلام:امام على عليه السلام به عمربن خطّاب فرمود: سه چيز است كه اگر آنها را به خاطر سپارى و به كار بندى به چيز ديگرى نياز نخواهى داشت و اگر آنها را فرو گذارى، هيچ چيز ديگرى سودت نبخشد. عمر گفت: آنها چيست اى ابا الحسن؟ فرمود: جارى ساختن حدود و كيفرها درباره خويش و بيگانه، حكم كردن بر اساس كتاب خدا در حال خشنودى و خشم و تقسيم عادلانه [بيت المال]ميان سرخ و سفيد. عمر گفت: به جانم سوگند كه كوتاه و رسا گفتى.
۱.تهذيب الأحكام: 6/227/547.
الإمامُ عليٌّ عليه السلامـ مِن كِتابِهِ للأشتَرِ لَمّا وَلّاهُ مِصرَ ـ: وأشعِرْ قَلبَكَ الرَّحمَةَ لِلرَّعِيَّةِ، والمَحَبَّة لَهُم، واللُّطفَ بِهِم، ولاتَكونَنَّ علَيهِم سَبُعا ضارِيا تَغتَنِمُ أكلَهُم؛ فإنَّهُم صِنفانِ: إمّا أخٌ لَكَ في الدِّينِ، أو نَظيرٌ لَكَ في الخَلقِ، يَفرُطُ مِنهُمُ الزَّلَلُ، وتَعرِضُ لَهُمُ العِلَلُ، ويُؤتى على أيديهِم في العَمدِ والخَطأِ، فأعطِهِم مِن عَفوِكَ وصَفحِكَ مِثلَ الّذي تُحِبُّ وتَرضى أن يُعطِيَكَ اللّهُ مِن عَفوِهِ وصَفحِهِ، فإنَّكَ فَوقَهُم، وَوالِي الأمرِ علَيكَ فَوقَكَ، واللّهُ فَوقَ مَن وَلّاكَ! ۱
امام على عليه السلامـ در فرمان استاندارى مصر به مالك اشتر ـنوشت: دل خود را آكنده از مهر و محبّت و لطف نسبت به مردم گردان و مبادا براى آنان چون جانور درنده اى باشى كه خوردنشان را غنيمت دانى؛ زيرا كه مردم دو دسته اند: يا برادر دينى تو هستند و يا همنوع تو. در معرض لغزش و خطا قرار دارند و گاه از روى عمد يا خطا دست به گناه و تجاوز مى آلايند. پس همان گونه كه خود دوست دارى خداوند نسبت به تو بخشش و گذشت كند، تو نيز نسبت به آنان بخشش و گذشت داشته باش؛ زيرا تو بالادست آنها هستى و فرمانرواى بر تو بالادست تو مى باشد و خداوند بالا دست كسى است كه تو را به امارت گماشته است!
۱.نهج البلاغة: الكتاب 53.
الإمامُ عليٌّ عليه السلامـ مِن كِتابِهِ للأشتَرِ لَمّا وَلّاهُ مِصرَ ـ: ولْيَكُن أحَبَّ الاُمورِ إلَيكَ أوسَطُها في الحَقِّ، وأعَمُّها في العَدِل، وأجمَعُها لرِضا الرَّعِيَّةِ؛ فإنَّ سُخطَ العامَّةِ يُجحِفُ برِضا الخاصَّةِ، وإنَّ سُخطَ الخاصَّةِ يُغتَفَرُ مَع رِضا العامَّةَ. ولَيسَ أحَدٌ مِن الرَّعِيَّةِ أثقَلَ علَى الوالِي مَؤونَةً في الرَّخاء، وأقَلَّ مَعونَةً لَهُ في البَلاءِ، وأكرَهَ للإنصافِ، وأسألَ بالإلحافِ، وأقَلَّ شُكرا عِندَ الإعطاءِ، وأبَطأ عُذرا عِندَ المَنعِ، وأضعَفَ صَبرا عِندَ مُلِمّاتِ الدَّهرِ، مِن أهلِ الخاصَّةِ. وإنّما عِمادُ الدِّينِ وجِماعُ المُسلمينَ والعُدَّةُ للأعداءِ: العامَّةُ مِن الاُمَّةِ، فلْيَكُنْ صِغوُكَ لَهُم، ومَيلُكَ مَعهُم. ۱
امام على عليه السلامـ در فرمان استاندارى مصر بهمالك اشتر ـنوشت: بايد ميانه روى در حقّ و گستراندن عدالت و عمل به آنچه بيش از هر چيز رضايت ملّت را فراهم مى آورد، محبوبترين كارها در نزد تو باشد؛ زيرا نارضايى توده مردم رضايت خواصّ را بى اثر مى سازد و نارضايتى خواص، با رضايت توده مردم، بخشوده مى شود. و هيچ يك از افراد ملّت همچون طبقه خواصّ نيست؛ زيرا اين طبقه به هنگام آسايش بار سنگين ترى بر دوش حكمران هستند و در گرفتارى ها و مشكلات، كمتر به او كمك مى كنند، دادگرى را ناخوش مى دارند، خواسته ها و توقّعات بيشترى دارند، اگر به آنها چيزى داده شود، كمتر قدردانى مى كنند و اگر دريغ شود ديرتر عذر مى پذيرند و در پيشامدهاى ناگوار روزگار ناشكيباترند. ستون دين و جامعه مسلمانان و نيروى هميشه آماده در برابر
۱.نهج البلاغة: الكتاب53.
الإمامُ الصّادق عليه السلام:ثَلاثَةٌ تَجِبُ على السُّلطانِ لِلخاصَّةِ والعامَّةِ: مُكافأةُ المُحسِنِ بالإحسانِ لِيَزدادُوا رَغبَةً فيهِ، وتَغَمُّدُ ذُنوبِ المُسيءِ لِيَتُوبَ ويَرجِعَ عَن غَيِّهِ (عَتبِهِ)، وتَألُّفُهُم جَميعا بالإحسانِ والإنصافِ. ۱
امام صادق عليه السلام:سه چيز است كه بر زمامدار واجب است درباره خواص و عوام رعايت كند: پاداش نيكوكار را به نيكى دادن تا رغبت مردم به كارهاى نيك افزون شود، پوشاندن گناهان بدكار تا توبه كند و از گمراهى و انحراف خود برگردد و ايجاد الفت ميان همه آنان از طريق احسان و رعايت انصاف و داد.
۱.تحف العقول: 319.
رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله:مَنِ استَعمَلَ رجُلاً مِن عِصابَةٍ، وفِيهِم مَن هُو أرضى للّهِ مِنهُ، فَقَد خانَ اللّهَ ورَسولَهُ والمُؤمنينَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر كس مردى را از ميان گروهى به كار گمارد و بين آنها خداپسندتر از او باشد، به خدا و رسول او و مؤمنان خيانت كرده است.
۱.الترغيب والترهيب: 3/179/1.
عنه صلى الله عليه و آله:إنّا واللّهِ لانُوَلِّي على هذا العَمَلِ أحَدا سَألَهُ، ولا أحَدا حَرَصَ علَيهِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:به خدا سوگند ما كسى را كه متقاضى اين مقام يا بر آن حريص باشد، به اين كار نمى گماريم.
۱.صحيح مسلم: 3/1456/14.
عنه صلى الله عليه و آلهـ لِعَبدِ الرَّحمنِ بنِ سَمُرَةَ ـ: يا عبدَالرَّحمنِ بنَ سَمُرَةَ، لاتَسألِ الإمارَةَ؛ فإنَّكَ إذا اُعطِيتَها عَن مَسألَةٍ وُكِلتَ فيها إلى نَفسِكَ، وإنْ اُعطِيتَها عَن غَيرِ مَسألَةٍ اُعِنتَ علَيها. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ به عبدالرحمان بن سمره ـفرمود: اى عبدالرحمان بن سمره! متقاضى مقام مشو؛ زيرا اگر با تقاضاى تو اين منصب به تو سپرده شود در اداره آن تنها مى مانى و اگر بدون تقاضا به تو واگذار شود، در اداره آن يارى مى شوى.
۱.سنن أبي داوود: 3/130/2929.
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۲۹