فیلترها
نتایج جستجو برای «حقیقت زهد»: ۴ حدیث
فیلترها
فیلترها
کتاب
موضوع
معصوم
طول حدیث
رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله:الزُّهدُ فيالدنيا قَصرُالأمَلِ، وشُكرُ كُلِّ نِعمَةٍ، والوَرَعُ عن كُلِّ ما حَرَّمَ اللّهُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:بى رغبتى به دنيا عبارت است ازكوتاه كردن آرزو و به جاى آوردن شكر هر نعمتى و پرهيز از هر آنچه خداوند حرام كرده است.
۱.تحف العقول: 58.
عنه صلى الله عليه و آله:الزُّهدُ لَيسَ بتَحريمِ الحَلالِ، ولكنْ أن يكونَ بما في يَدَيِ اللّهِ أوثَقَ مِنهُ بما في يَدَيهِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:زهد، به معناى حرام كردن حلال [بر خود] نيست، بلكه بدين معناست كه انسان اطمينانش به آنچه در دست خداست بيشتر باشد از آنچه در دست خود اوست.
۱.بحار الأنوار: 77/172/8
الإمامُ عليٌّ عليه السلام:الزُّهدُ كَلِمَةٌ بينَ كَلِمَتَينِ، قالَ اللّهُ تعالى: «لِكَيْلا تَأْسَوا عَلَى ما فاتَكُمْ وَلا تَفْرَحُوا بِما آتاكُمْ واللّهُ لَا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتالٍ فَخُورٍ» فَمَن لَم يَأسَ على الماضِي، ولَم يَفرَحْ بالآتي فقد أخَذَ الزُّهدَ بِطَرَفَيهِ. ۱
امام على عليه السلام:زهد در دو جمله فراهم آمده است؛ خداى متعال فرموده: «تا بر آنچه از دستتان رفته اندوهگين نشويد و به آنچه دستتان مى آيد شادمانى نكنيد. و خدا هيچ متكبّر فخرفروشى را دوست ندارد». بنابراين، كسى كه براى از دست رفته افسوس نخورد و براى آنچه به دستش مى رسد شاد نشود، هر دو جانب زهد را رعايت كرده است.
۱.بحار الأنوار: 70/317/23
الإمامُ الصّادقُ عليه السلام:الزُّهدُ مِفتاحُ بابِ الآخِرَةِ، والبَراءةِ مِنَ النارِ، وهُو تَركُكَ كُلَّ شيءٍ يَشغَلُكَ عنِ اللّهِ، مِن غَيرِ تَأسُّفٍ على فَوتِها، ولا إعجابٍ في تَركِها، ولا انتِظارِ فَرَجٍ مِنها، ولا طَلَبِ مَحمَدَةٍ علَيها، ولا عِوَضٍ مِنها، بل تَرى فَوتَها راحَةً وكَونَها آفَةً، وتكونُ أبدا هارِبا مِنَ الآفَةِ، مُعتَصِما بِالرّاحَةِ. ۱
امام صادق عليه السلام:زهد كليد درِ آخرت است و برائت از آتش. زهد آن است كه هر چه تو را از خدا باز دارد رها كنى، بى آن كه بر از دست دادن آن افسوس خورى و نه بر اثر فروگذاشتن آن دچار خودپسندى شوى و نه چشمداشت گشايشى از آن داشته باشى و نه خواهان ستايشى در قبال اين كار و نه طالب عوض و جبران آن باشى. بلكه از دست دادن آن را مايه آسايش و بودن آن را آفتى [براى خود]دانى و همواره از آفت گريزان باشى و به آسايش چنگ زنى.
۱.بحار الأنوار: 70/315/20