فیلترها
نتایج جستجو برای «جنگ ذات الرقاع»: ۲ حدیث
فیلترها
فیلترها
کتاب
موضوع
معصوم
طول حدیث
الإمامُ الصّادقُ عليه السلام:نَزَلَ رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله في غزوةِ ذاتِ الرِّقاعِ تَحتَ شَجرَةٍ على شَفيرِ وادٍ، فَأقبَلَ سَيلٌ فَحالَ بَينَهُ وبَينَ أصحابِهِ، فَرآهُ رَجُلٌ مِن المُشركينَ؛ والمسلمونَ قِيامٌ علَى شَفيرِ الوادِي يَنتَظِرُونَ متَى يَنقَطِعُ السَّيلُ، فقالَ رجُلٌ مِن المُشركينَ لقومِهِ: أنا أقتُلُ محمّدا! فَجاءَ وشَدَّ على رسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله بالسَّيفِ، ثُمَّ قالَ: مَن يُنجِيكَ مِنّي يا محمّدُ؟! فقالَ: رَبّي ورَبُّكَ، فَنَسَفَهُ جَبرَئيلُ عليه السلام عن فَرَسِهِ فَسَقَطَ على ظَهرِهِ، فقامَ رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله وأخَذَ السَّيفَ وجَلَسَ على صَدرِهِ، وقالَ: مَن يُنجِيكَ مِنّي يا غَورثُ؟ فقالَ: جُودُكَ وكَرَمُكَ يا محمّدُ، فَتَرَكَهُ، فقامَ وهُو
امام صادق عليه السلام:در جنگ ذات الرقاع پيامبر خدا صلى الله عليه و آله زير درختى در كنار درّه اى پياده شد. در اين هنگام سيلى آمد و ميان آن حضرت و يارانش جدايى انداخت. مردى از مشركان پيامبر صلى الله عليه و آله را در آن حال ديد و مسلمانان نيز در آن طرف درّه ايستاده ومنتظر بودند تا جريان سيل قطع شود. آن مرد مشرك به همراهان خود گفت: من محمّد را مى كشم. و آن گاه نزد پيامبر آمد و به روى پيامبر خدا صلى الله عليه و آله شمشير كشيد و گفت: اى محمّد! اينك چه كسى تو را از چنگ من مى رهاند؟ حضرت فرمود: پروردگار من و تو. در اين هنگام جبرئيل آن مرد را از اسبش پرت كرد و او به پشت افتاد. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله برخاست و شمشير كشيد و روى سينه اونشست و فرمود: اى غورث! چه كسى تو را از چنگ من مى رهاند؟ عرض
۱.بحار الأنوار: 20/179/6.
الإمامُ الصّادقُ عليه السلام:نَزَلَ رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله في غَزوَهِ ذاتِ الرِّقاعِ تَحتَ شَجَرَةٍ على شَفيرِ وادٍ، فأقبَلَ سَيلٌ فحالَ بَينَهُ وبَينَ أصحابِهِ فرآهُ رجُلٌ مِن المُشرِكينَ والمُسلِمونَ قِيامٌ على شَفيرِ الوادي يَنتَظِرونَ مَتى يَنقَطِعُ السَّيلُ، فقالَ رجُلٌ مَن المُشرِكينَ لقَومِهِ: أنا أقتُلُ محمّدا، فجاءَ وشَدَّ على رسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله بالسَّيفِ، ثُمّ قالَ: مَن يُنْجِيكَ مِنّي يا محمّدُ؟! فقالَ: رَبِّي ورَبُّكَ، فنَسَفَهُ جَبرئيلُ عليه السلام عن فَرَسِهِ فسَقَطَ على ظَهرِهِ، فقامَ رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله وأخذَ السَّيفَ وجَلَسَ على صَدرِهِ وقالَ: مَن يُنْجِيكَ مِنّي يا غورثُ؟! فقالَ: جُودُكَ وكَرمُكَ يا محمّدُ، فتَرَكَهُ فقامَ وهُو يقولُ:
امام صادق عليه السلام:در جنگ ذات الرقاع، رسول خدا صلى الله عليه و آله در كنار درّه اى زير درختى توقف كرد. در همين هنگام سيلى آمد و ميان آن حضرت ويارانش فاصله انداخت.
مردى از مشركان متوجه شد كه ياران پيامبر از او دور افتاده و منتظر بند آمدن سيل هستند، به همرزمان خود گفت: من محمّد را مى كشم. و آمد و به روى پيامبر خدا صلى الله عليه و آله شمشير كشيد و گفت: اى محمّد! كيست كه تو را از دست من نجات دهد؟ پيامبر فرمود: آنكه پروردگار من و توست. در اين هنگام جبرئيل آن مرد را از اسبش پرت كرد و او به پشت روى زمين افتاد. رسول خدا صلى الله عليه و آله برخاست و شمشير را برداشته روى سينه او نشست و فرمود: اى غورث! كيست كه تو را از دست من نجات دهد؟ عرض كرد: بخشندگى و آقايى تو اى محمّد! پيامبر او را رها كرد.
۱.الكافي: 8 / 127 / 97.